بشنوی گر ز من غمزده پندی مردی
دل به این دهر ستمپیشه نبندی مردی
خنده و شوخی بیجای گل از بیدردیست
گر از این عشرت ده روزه نخندی مردی
بید بر خویشتن از بیم بریدن لرزد
اگر از حادثه دهر نچندی مردی
کندن صورت شیرین بود آسان در کوه
اگر از جان دل ماتمزده کندی مردی
پیش ما کردن تحصیل دوا، نامردیست
چو شدی عاشق اگر درد پسندی مردی
آنچه بر خود مپسندی ز بدیها قصاب
آن بدی را به کسی گر نپسندی مردی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به رنج و درد ناشی از زندگی و عشق اشاره میکند و به مخاطب توصیه میکند که دل به دنیای ستمگر نبندد. او تأکید میکند که خندیدن به مشکلات جز درد بیدرکی نیست و باید از سختیهای زندگی هراسان نباشیم. شاعر همچنین میگوید اگر عاشق هستی، باید درد عشق را بپذیری و درک کنی که بدیهای خود را بر دیگران نرسانی. در نهایت، او به ویژه بر اهمیت اخلاق و راستی در ارتباطات تأکید میکند.
هوش مصنوعی: اگر از من که غمگین هستم نصیحتی بشنوی، به این دنیا که پر از ستم و سختی است دل نبند.
هوش مصنوعی: خنده و شوخی بیموقع گل به خاطر این است که هیچ دردی ندارد. اگر از این خوشگذرانی ده روزه لذت نبری، باید مردی.
هوش مصنوعی: اگر بید به خاطر ترس از قطع شدن خود، بلرزد، نشان میدهد که از حوادث زمانه نمیتواند بگذرد و مردانگی را نمیشناسد.
هوش مصنوعی: کندن چهرهی زیبا از کوه، اگر برای مردی که دلbroken و غمگین است، آسان میشود.
هوش مصنوعی: اگر عاشق شدهای و در عشق درد و رنج را میپذیری، ناپسند است که در پی دارو باشی و تلاش کنی که از آن درد فرار کنی.
هوش مصنوعی: هر چیزی که خودت نمیپسندی و دوست نداری، بهتر است به دیگران هم نپسندی. اگر از بدیها بیزاری، نباید آن را به دیگران نسبت بدهی. این یک نشانه از مردانگی و انصاف است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.