کوکبم شد تار و سالم خشک و ماهم پاک سوخت
آنچه با من بود از بخت سیاهم پاک سوخت
دامن افلاک را یکباره کرد آهم خراب
منزل آرامم از اشک نگاهم پاک سوخت
در گلستان محبت خورد بر پا تا سرم
برق رخساری که این مشت گیاهم پاک سوخت
خواستم قصاب شرح دوری روز فراق
پیش او گویم زبان عذرخواهم پاک سوخت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بیان درد و رنج ناشی از فراق و جدایی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری از سوختن و نابودی، حسرت خود را از دست دادن عشق و آرامش بیان میکند. او به طوری عاطفی، احساس میکند که هر آنچه به او تعلق داشته، به طور ناگهانی ویران شده است. در نهایت، شاعر خود را در وضعیت ناامیدی میبیند و از دوری معشوقش شکایت میکند.
هوش مصنوعی: من همچون ستارهای خراب و آسیبدیدهام، در حالی که ماه خود را از گزند دور نگه داشته است. هر آنچه را که با من بود، به خاطر بدشانسیام، از بین رفت و نابود شد.
هوش مصنوعی: آسمان را به یکباره از درد و آه من خراب کرد و آرامش خانهام را با اشکهای نگاهام آتش زد و ویران کرد.
هوش مصنوعی: در باغ محبت بایست و تا بالای سرت با زیبایی چهرهات درخشش داشته باش، زیرا این دسته گل من به خاطر تو سوخت و خشک شد.
هوش مصنوعی: میخواستم به قصاب بگویم که چه روزهایی را در فراق تو سپری کردهام، اما زبانم دچار مشکل شد و نتوانستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.