سرم ز مَندَل و دوشم گر از عبا خالی است
هزار شکر که دکانم از ریا خالی است
میان عینک و چشم امتیاز آزرم است
ز شیشه کم بود آن دیده کز حیا خالی است
حریص را نشود دیده پر ز خاک دو کون
به هر دری که رود کاسه گدا خالی است
ز خاک کم بود آن تن که پایمال نشد
سفال بهتر از آن دل که از وفا خالی است
هزار داغ توام بر دل است و کجبینان
گمان برند که این خانه ز آشنا خالی است
به دانههای سرشگ است چشم من روشن
ز گردش اوفتد آنگه که آسیا خالی است
جرس ز ناله شود رهنمای گمشدگان
دلیل کی شود آن دل که از صدا خالی است
فریب مجلس روحانیان مخور قصاب
بیا که جای تو امروز پیش ما خالی است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات و تفکرات عمیق خود درباره ریا، وفا و آشنایی پرداخته است. او از شرایط خود شکایت دارد و به خالی بودن عشق و وفای دل اشاره میکند. او درباره ناپایداری دنیا و دروغینی کسانی که راجع به وفاداری و دوستی صحبت میکنند، انتقاد میکند. همچنین، شاعر برای کسانی که از حقیقت دورند، هشداری میدهد و از آنها میخواهد که به زوایای واقعی زندگی توجه کنند. در نهایت، او به مهمانی اشاره میکند که جای او در آن خالی است و به نوعی دعوت به خوشنشینی میکند.
هوش مصنوعی: سر من از باری که بر دوش دارم سنگین است و اگر لباس عبا بر دوشم نیست، همچنان از این که دکانی پر از ریا ندارم، شکرگزارم.
هوش مصنوعی: در میان عینک و چشم، تفاوتی وجود دارد که به دلیل حیا و شرم ناشی از آن است. اگر چشمی از شرم تهی باشد، شفافیت و دیدن آن کمتر میشود.
هوش مصنوعی: شخصی که به شدت طمعکار است، هیچگاه نمیتواند از دنیا و زیباییهای آن سیراب شود. او در هر جایی که برود، همچنان احساس کمبود و نیاز خواهد داشت و مثل یک گدای خالیدست باقی میماند.
هوش مصنوعی: آن بدن که از خاک ساخته شده و زیر پا رفته، کم ارزش است، همانطور که دلی که از وفا خالی است ارزش کمتری دارد.
هوش مصنوعی: در دل من هزاران غم و درد وجود دارد، اما افرادی که دیدگاه نادرستی دارند، فکر میکنند که اینجا دیگر کسی از آشناهای من نیست.
هوش مصنوعی: چشم من به دانههای اشک روشن است، همانطور که وقتی آسیاب خالی است، گردش دانهها متوقف میشود.
هوش مصنوعی: صدای زنگ راهنمایی میشود برای کسانی که گم شدهاند، ولی این دل که از احساسات خالی است، چطور میتواند دلیلی برای راهیابی باشد؟
هوش مصنوعی: در اینجا به کسی که در میان جمع روحانیان است، هشدار داده میشود که فریب ظاهر آنها را نخورد و به خودش بیاندیشد. بیشتر بر این موضوع تاکید میشود که جای او در کنار دوستانش خالی است و او باید به جای دیگری بیاید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.