از آتش دل آهم تا روی پوش برداشت
سیلاب اشک چشمم چون دیگ جوش برداشت
عیبش نمی توان کرد چون دردمند عشقی
از صبر عاجز آمد از دل خروش برداشت
باری که پشت گردون از هیبتش دوتا شد
آن را به دوش مستی بی تاب و توش برداشت
افغان ز چشم ساقی کان ترک بی مروت
هم رخت عقل دزدید هم نقد هوش برداشت
روپوش عیب ما بود پشمینه ای و او را
در رهن ساغری مِی دی مِی فروش برداشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج عشق سخن میگوید و حس ناامیدی و عجز را در نتیجهی آن توصیف میکند. او آتش دل خود و اشکهای جاری را با لحنی دراماتیک به تصویر میکشد و از تاثیرات عاشقانه بر عقل و هوش صحبت میکند. با اشاره به عیوب انسانی و رنجهای ناشی از عشق، شاعر نشان میدهد که چگونه علم و خرد در برابر جذبهی عشق به چالش کشیده میشود. در نهایت، او به ارتباط میان عشق و دلتنگی و نیز بار سنگینی که عشق بر دوش انسان میگذارد، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دل من به شدت میسوزد و از آن آتش، آهی بلند برمیآید. اشکهای چشمانم مثل دیگ جوش آمده، میجوشند و سرازیر میشوند.
هوش مصنوعی: نمیتوان به او ایراد گرفت، چرا که کسی که در عشق بیمار است، از صبر ناامید میشود و از دلش ناله و فریاد برمیخیزد.
هوش مصنوعی: باری که بر اثر عظمتش آسمان دو قسمت شده، مستی نپذیرفتی و دچار ضعف و ناتوانی، آن بار را بر دوش خود برداشت.
هوش مصنوعی: از چشمان ساقی به خوبی میتوان فهمید که آن ترک بیرحم، هم عقل را به سرقت برد و هم سرمایهی هوش را برداشت.
هوش مصنوعی: پوششی که عیبهای ما را میپوشاند، مانند یک لباس پشمی بود و آن را به عنوان رهن در مقابل ساغر میگیرند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.