|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از غم و دلتنگی خود سخن میگوید که به جای سود و خوشی، سرمایۀ احساساتش تبدیل به زیانی بزرگ شده است. او به زیبایی معشوق که همچون شمعی درخشیده مینگرد و خود را به پروانهای تشبیه میکند که در آتش عشق میسوزد. همچنین، او به جستجوی گوهری ارزشمند از دل اشاره میکند که پس از غوطهوری به دست آمده است و از لولوء درخشانی یاد میکند که در صدف سینه پنهان مانده و باید به نمایش درآید. شاعر در نهایت به محدود بودن زمان و ارزش عشق و دلباختگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای غم تو باعث شده که احساسات دل من به زیان تبدیل شود و نفع و سودی که داشتم، اکنون به یغما رفته است.
هوش مصنوعی: تو با زیباییات آتشی به پا کردی که مانند پروانه به دور آن میچرخم و میسوزم.
هوش مصنوعی: هرچند که دل و دلبر برای هم فرقی ندارند، اما آن دلبر هیچ اهمیتی به دل نمیدهد.
هوش مصنوعی: ما برای به دست آوردن چیزی ارزشمند و درخشان از عمق احساسات خود، فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کردیم و غرق در این دریای دل شدیم.
هوش مصنوعی: تا کی در صدف خود پنهان میمانی، ای مروارید درخشان که دل را به آرامش میآوری؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رفت عمرم در سر سودای دل
وز غم دل نیستم پروای دل
دل به قصد جان من برخاسته
من نشسته تا چه باشد رای دل
دل ز حلقه دین گریزد زانک هست
[...]
ای ز زلفت حلقه یی بر پای دل
گر درین حلقه نباشد وای دل
هرکرا سودای تو در سر بود
در دو کونش می نگنجد پای دل
غرقه گرداب حیرت از تو شد
[...]
من فدا کردم سر اندر پای دل
چون کنم زین به وفا بر جای دل
در ازل خیاط عشقم دوختهست
جامهٔ حسن تو بر بالای دل
رای دل بر وصل روح افزای تست
[...]
ای فغان از هی هی و هیهای دل
سوخت جانم ز آتش سودای دل
این چه فریاد است و افغان در دلم
گوش جانم کر شد از غوغای دل
این همه خون جگر از دیده رفت
[...]
بند بَردار ای پسر از پای دل
پس ببین جولان روح افزای دل
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.