چشم اگر پوشی ز کار خویشتن
لطف ها بینی ز یار خویشتن
غربت مردم به شهر مردم است
من غریبم در دیار خویشتن
دوش در بزمی که بودی با رقیب
آزمودم اعتبار خویشتن
بار سنگین است جان در راه دوست
ما سبک کردیم بار خویشتن
بعد ازین گو دیگری با من مساز
ساختم با کردگار خویشتن
خاک گر گردی به راه او غبار
کیمیا بینی غبار خویشتن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان تجربیات درونی خود و چالشهای ارتباط با دوست و یار میپردازد. او تأکید میکند که با پوشاندن چشم از کارهای خود، میتواند به خوبی از محبت و لطف یار خود بهرهمند شود. همچنین، حس غربت و تنهاییاش را در دیار خود بیان میکند و از بار سنگین عشق و دوستی سخن میگوید که بر دوش اوست. در نهایت، شاعر به نوعی آشتی با خالق خود میرسد و میگوید که باید با خدا ساخت و در این مسیر، اگر خاکی به راه او بشود، میتواند به کمال و ارزش واقعی خود دست یابد.
هوش مصنوعی: اگر به کارهای خودت توجه نکنید و چشمپوشی کنید، محبتها وکیفیتهای دوستتان را بهتر خواهید دید.
هوش مصنوعی: غریبتی که انسانها در یک شهر احساس میکنند، به خاطر دوری از زادگاه و آشناها است. اما من، حتی در سرزمین خودم نیز احساس غریبگی میکنم.
هوش مصنوعی: دیشب در میخانهای که با رقیب حضور داشتم، ارزش و اعتبار خود را سنجیدم.
هوش مصنوعی: در عشق و دوستی، زندگی و مشکلات خود را آسان کردیم و همه بار سنگین دل را برای رسیدن به محبوب به دوش میکشیم.
هوش مصنوعی: از این به بعد با کسی حرف نزن، من دیگر رابطهای با خداوند خودم برقرار کردهام.
هوش مصنوعی: اگر به خاک راه او تبدیل شوی، غباری از کیمیا را خواهی دید و غبار خودت را نخواهی شناخت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دید دنیا کشت زار خویشتن
لاجرم کرد اختیار خویشتن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.