رسید یار و ز من بر سر عتاب گذشت
چه گویمت که چه بر دل ز اضطراب گذشت
نبرد غنچه بختم سوی شکفتن راه
گل امیدم ازین باغ در نقاب گذشت
کجاست عشق که در دیدهام نمک پاشد
که روزگار به آسودگی و خواب گذشت
به بزم شوق گر این نشاه میدهد می عشق
هزار حیف ز عمری که بیشراب گذشت
نگه ز رشک به رویش نبرد ره قدسی
چو روزگار تو محروم از آفتاب گذشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از لحظهای که معشوق به سراغش آمده، با اندوه و اضطراب یاد میکند. او از امیدهای ناکام خود سخن میگوید و بر این نکته تأکید دارد که با تمام شوق و آرزوها، گذر زمان و عمرش بیثمر بوده است. در ادامه، او به جستوجوی عشق میپردازد و از فقدان لذتی که در زندگی تجربه کرده، گلایه میکند. در انتها، همچنین اشارهای به نداشتن دسترسی به شادی و نور در زندگیاش دارد.
هوش مصنوعی: یار آمد و بدون اینکه به من توجه کند، از کنارش گذشت. نمیدانم چه بگویم که چه بر دل من از شدت نگرانی و اضطراب گذشت.
هوش مصنوعی: خوشبختی و امید من مانند غنچهای است که در تلاش برای شکفتن است، اما به خاطر موانع و مشکلات موجود در زندگی، نتوانسته به سمت شکفتن و blossoming برود.
هوش مصنوعی: عشق کجاست که بر چشمم تاثیر گذاشت و باعث شد روزها به راحتی و بیخیالی بگذرد؟
هوش مصنوعی: اگر در میهمانی عشق شوق و سرمستی به انسان بدهد، خیلی ناراحت کننده است که عمر ما بدون نوشیدن شراب عشق سپری شده باشد.
هوش مصنوعی: وقتی که روزگار تو از نور آفتاب بیبهره و محروم است، نمیتوانی به زیباییهای چهرهاش حسادت ورزی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خیال طره او در دل خراب گذشت
چه موج بود که مستانه بر حباب گذشت
کجایی ای نفس عقده سوز باد سحر
که عمر غنچه ما در ته نقاب گذشت
نه جز توام دگری در دل خراب گذشت
نه بر زبان سخن کس به هیچ باب گذشت
چگونه پرتو گزینم به دل که پروانه
برای خاطر شمعی ز آفتاب گذشت
هنوز رشک به من میبرد فلک هرچند
[...]
به توبه هر که ز یک قطره ی شراب گذشت
تواند از سر عالم چو آفتاب گذشت
ز فیض باده پرستی، غم جهان بر ما
سبک رکاب تر از موج روی آب گذشت
چه دیدی از چمن روزگار چون بادام؟
[...]
چنینکه عمر تأملگر شتابگذشت
هوای آبلهای از سر حباب گذشت
به چشمبند جهان این چه سحرپردازیست
که بیحجابی آن جلوه از نقابگذشت
به هر طرف نگرم دود دل پرافشان است
[...]
بگو سکینهام ای نوجوان ز آب گذشت
دگر ز خواهش آب از دل کباب گذشت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.