دل در برم ز ناله پنهان لبالب است
ناقوس پرصداست کز افغان لبالب است
عشقم برد به میکده، زان روی که جای می
خمهای او ز خون شهیدان لبالب است
هرگز به دل تصور مرهم نکردهام
با آنکه ریش سینه ز پیکان لبالب است
ره نیست خواب را، که ز خونابه دلم
پیمانهوار دیده گریان لبالب است
زین چشم اشکبار و دل پارهپارهام
روی زمین ز لولو و مرجان لبالب است
قدسی نمیزند مژه بر هم که دیدهاش
از آرزوی دیدن جانان لبالب است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و غم عاشقانه خود میگوید. دلش پر از ناله است و احساس میکند که وجودش از عشق به محبوب لبالب شده است. او به میکدهای اشاره میکند که از شهیدان عشق پر شده و دلش هیچگاه به مرهم فکر نکرده است. اشکهایش همچون خونابهای هستند که بر زمین میریزد و در تمام این احوال، آرزوی دیدار معشوق را در دل دارد. شاعر در انتها به وضعیت خود اشاره میکند که نمیتواند چشمانش را از روی محبوب بردارد.
هوش مصنوعی: دل من پر از ناله و گریه است، اما در ظاهر چیزی نشان نمیدهم. در واقع، صدای ناقوس بلندی میآید که نشان از اندوه و دلتنگی من دارد.
هوش مصنوعی: عشق من مرا به میکده برد، چون میدانم که آنجا پر از شراب است و به خاطر خون شهیدان پر شده است.
هوش مصنوعی: هرگز به فکر درمان جراحات قلبیام نبودهام، با این که سینهام از تیرهای زخم پر شده است.
هوش مصنوعی: راهی برای خواب ندارد، زیرا چشمانم که از درد دل پر شدهاند، مانند جامی لبریز از اشک هستند.
هوش مصنوعی: چشمهای اشکبار و دل شکستهام باعث شده که زمین پر از جواهراتی مانند لولو و مرجان باشد.
هوش مصنوعی: هیچ موجودی نمیتواند چشمانش را به هم بزند؛ زیرا نگاهش پر از آرزوی دیدن محبوب است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از جلوه تو چشم دل و جان لبالب است
هر برگ غنچه ام ز گلستان لبالب است
در شیشه خانه دل ما کز هوا پر است
پیمانه از درستی پیمان لبالب است
شد حشرو یک سخن به لبش آشنا نشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.