هرچند در میانه اخوان تمیز نیست
داند خرد که مصر سخن بی عزیز نیست
سررشته سخن همه چیز آورد به دست
چون بنگری برون ز سخن هیچ چیز نیست
آگه ز حال سوختگانت که میکند؟
شمع از میانه رفته و پروانه نیز نیست
نقد حیات خود به هوس میدهی ز دست
ورنه بهای کون و مکان یک پشیز نیست
اوراق ساده تا بود و کلک عنبرین
زنهار غم مخور که غلام و کنیز نیست
بنمای ای فلک که درین بوستانسرای
در غورگی کدام هنرور مویز نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی عمق زندگی و بیمعنایی ظاهری برخی امور میپردازد. او میگوید که در دنیای مادی، بسیاری از چیزها بیارزش و گذرا هستند و نباید به ظواهر دل خوش کرد. شاعر از بیوفایی و غمهای زندگی سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که فرضیات و آروزهای دنیا به خودی خود بیمعنا هستند. در نهایت، او از فلک میخواهد تا نشان دهد که در این دنیای نهچندان پایدار، چه کسی واقعاً ارزشمند و برجسته است.
هوش مصنوعی: هرچند در میان دوستان درک و تفاهم کامل وجود ندارد، اما عقل و خرد میدانند که سخن بیمعنی ارزش ندارد.
هوش مصنوعی: هر موضوع و نکتهای را میتوان با کلام بیان کرد و همه چیز را میتوان از طریق صحبت به تصویر کشید، اما اگر از سخن فاصله بگیریم، در واقع هیچ چیز واقعی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی از حال دل سوختهات باخبر باشد، چه تاثیری دارد؟ چرا که شمع سوخته و پروانه هم که در کنار آن باشد، نیست.
هوش مصنوعی: زندگیات را برای آرزوها و خواستههای زودگذر میفروشی، در حالی که اگر این کار را نمیکردی، ارزش وجود و جهان به اندازه یک سکه هم نمیارزد.
هوش مصنوعی: هرچند که زندگی ساده و بیپیرایه است و لذتهای خوشبو و دلچسبی در آن وجود دارد، اما نگذار غم و اندوه تو را بگیرد، زیرا در این دنیا هر کسی وارث خوشبختی یا بدبختی دیگری نیست.
هوش مصنوعی: ای آسمان، نشان بده که در این باغ سرسبز، هنرمندانی که بتوانند درخشش و زیبایی مویز (انگور خشک) را به نمایش بگذارند، چه کسی نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خاقانیا به دولت ایام دل منه
کایام هفتهای است خود آن هفته نیز نیست
روز و شب است سیم سیاه و زر سپید
بیرون ازین دو عمر تو را یک پشیز نیست
چرخ است خوشهای به زکاتش مدار چشم
[...]
ما را ز دست جور تو پای گریز نیست
راحت، نصیب دیده خونابه ریز نیست
شد سنگ، خاک در کف طفلان ز انتظار
داغم ازین خرابه که دیوانهخیز نیست
با دشمنم چه کار که از بیتعلقی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.