باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
خون دل، میل ملاقات ایاغم دارد
عشق چون قسمت اسباب معیشت میکرد
لاله داغی ز میان برد، که داغم دارد
شب که دزدیدهام آرد به سر کوی تو پای
از حسد دیده پرخون به چراغم دارد
آن نهالم که ز شادی ننشینم از پای
گر بدانم که خزان روی به باغم دارد
از چه در سلسله زلف تو دارد دستم؟
گر نه سودا سر آشوب دماغم دارد
محرم زلف و رخ او نتوان دید کسی
شانه دل میخلد و آینه داغم دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در غزل به بیان عواطف عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. او از داغی که عشق به او میدهد سخن میگوید و دلتنگی و شوق دیدار معشوق را بیان میکند. عشق را به نوعی سرنوشت میداند که سرنوشتساز معیشت انسانیاش شده و بر قلبش تأثیر گذاشته است. همچنین، او از شبهایی میگوید که با حسرت به یاد معشوق، گرد کوی او میگردد و دردهای ناشی از آرزو برای وصال را تحمل میکند. در نهایت، شاعر به تنهایی و دشواریهای دلتنگی خویش اشاره میکند و از زلفهای معشوق به عنوان علامتهای عشق یاد میکند.
هوش مصنوعی: دلم برای دیدن تو تنگ شده و احساس میکنم که جراحتی عمیق در وجودم هست. انگار ناخودآگاه به دنبال فرصتی هستم تا دوباره تو را ببینم.
هوش مصنوعی: عشق مانند تقسیم لوازم زندگی عمل میکرد؛ از دل لالهای، جراحتی به جا گذاشت که هنوز دردش را احساس میکنم.
هوش مصنوعی: در شب، وقتی که به سرکوچهات میروم، به خاطر حسادت، چشمانم پر از اشک و خون است و چراغی در دلم روشن کردهام.
هوش مصنوعی: نهالی که من کاشتهام، اگر بدانم که پایم را از شادی نمیتوانم بردارم و خزان در راه است، هرگز نمیگذارم از پایم پایین بیاید.
هوش مصنوعی: چرا دستم در زنجیر زلف تو گیر کرده؟ مگر اینکه افکار آشفتهام را با مشاهدهات تسکین میدهم.
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند به چهره و موهای او نزدیک شود، زیرا دل من درگیر زلف اوست و آینهام هم پر از عشق و احساس داغ است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.