هرگزم چون لاله دل بی داغ ته بر ته مباد
تا بود غم، در دلم آسودگی را ره مباد!
دل گریبانگیر وصل و دیده محروم از نگاه
جامه نیکاختری بر قد کس کوته مباد!
هرکه را بینم به او همراه، میمیرم ز رشک
سایه هم یا رب به آن سرو سهی همره مباد!
من ز آب تیغ، عمر جاودانی یافتم
یا رب از ذوق شراب عشق، خضر آگه مباد!
هرکه با من بود، روز طالعش گردید شب
تیرهبختم، هیچکس را پهلوی من ره مباد!
دور ازو پرسند یارانم که قدسی حال چیست
بزم، بی شمع و چراغ و آسمان بی مه مباد!


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حسرت و melancholy خود میپردازد. او از ناراحتی و دلتنگی برای وصل و زیباییهای عشق سخن میگوید و تاکید میکند که زندگی بدون عشق و آسایش ممکن نیست. در عین حال، روایت میکند که هرکسی که به او نزدیک میشود، دچار بدبختی میگردد. در پایان، شاعر احساس تنهایی و فقدان روشنایی را ابراز میکند و آرزو میکند که زندگیاش همواره مملو از نور و عشق باشد.
هوش مصنوعی: هیچگاه مانند لاله، که با داغ دلش شناخته میشود، نباشم و تا زمانی که غم وجود دارد، نباید در دل من جایی برای آسودگی باشد.
هوش مصنوعی: دل درگیر عشق و دیدگان محروم از دیدنش، ای کاش کسی با قامت نیکو باشد و از نظر دور نماند!
هوش مصنوعی: هر کس را که میبینم که با کسی دیگر در کنار هم است، به شدت حسرت میخورم و از حسادت میمیرم. ای خدا، کاش آن سرو بلند به همراه کسی نباشد!
هوش مصنوعی: من از آب تیغ به جاودانگی و طول عمر رسیدم، خدایا امیدوارم خضر از رضایت عشق آگاه نباشد!
هوش مصنوعی: هر کسی که در کنار من بود، روزش به شبی تاریک بدل شد. هیچکس را در کنار خود نمیخواهم!
هوش مصنوعی: دوستانم از من میپرسند حال و روزم چگونه است. بدون حضور او، انگار هیچ نوری در زندگیام نیست و شب را بدون ماه و ستاره نمیتوانم تحمل کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.