دگر بر آتش می، توبه سوختن دارد
ز آب، چهره چو گل برفروختن دارد
میان بزم ز حد برد بیحجابی را
به جان شمع، که پروانه سوختن دارد
پی خریدن یک جلوهات، زلیخا را
هزار یوسف مصری فروختن دارد
مگر ز آهن تیغش تمام شد سوزن؟
که زخم سینه تقاضای دوختن دارد
به زاریاش مژه بر پای شعله باید سود
چو شمع، هرکه تمنای سوختن دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و آتشین بودن تمایلها و احساسات سخن میگوید. او توصیف میکند که توبهای که با آتش میسوزد نمیتواند مانع از عشق و شوق نسبت به معشوق باشد. همچنین به نقطهای میرسد که میتوان برای به دست آوردن جلوههای زیبا و دلانگیز معشوق، از ارزشهای دیگر گذشت. زخمهای عاطفی و درد وجود در دل انسان، انگیزهای برای سوختن و تجلی عشق بهوجود میآورد و در نهایت، به زاری و طلب آتش عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: در اینجا به فردی اشاره میشود که از آتش شراب کارهای ناپسند را مرتکب شده و دیگر نمیتواند به راحتی از این کارها دست بکشد. همچنین، او به زیبایی چهرهاش اشاره میکند که مانند گل درخشانی است و نشاندهنده شوق و جذابیت اوست. در واقع، این فرد نمیتواند از جذابیت و دلربایی که دارد، چشمپوشی کند.
هوش مصنوعی: در میانه جشن و شادمانی، بیپروایی و آزادی از حد خود فراتر میرود؛ همانطور که شمعی در درون خود حسی از سوختن و فدا شدن دارد، پروانهای هم خواهان سوزش و سوختن است.
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن یک زیبایی از تو، زلیخا باید هزار یوسف مصری را بفروشد.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که تیغ آهنی او دیگر به اندازهای تیز نباشد که سوزن را بترد؟ زیرا زخمهای قلب به شدت نیاز به دوختن و التیام دارند.
هوش مصنوعی: هر کسی که آرزوی سوختن و ویرانی دارد، باید مانند شمع با اشک و ناله خود به آتش عشق توجه کند و چشم به پای شعله داشته باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به بزم، چهره ز می برفروختن دارد
که شمع، راه به مجلس ز سوختن دارد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.