دامان عشقِ سلسله مویی گرفته دل
از دست رفته و برِ رویی گرفته دل
تاری نشد ز زلف بتان بیش، قسمتش
چون قطره عرق، بن مویی گرفته دل
تا همچو دیدهام نبود کوچه گرد شهر
از پا فتاده و سر کویی گرفته دل
سوز دلم برآورد از آفتاب، دود
این خاصیت ز گرمی خویی گرفته دل
نرگس پیالهها ز کدو کرد آشکار
زان چو پیاله پای کدویی گرفته دل
بردار پنبه و رخ داغم شکفته کن
قدسی مرا گرفته ز رویی گرفته، دل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال عاشقانی میپردازد که تحت تأثیر زیبایی معشوق خود گرفتار شدهاند. او به زلف و روی معشوق اشاره میکند که دل را اسیر کرده و نتوانسته از آن رهایی یابد. حرارت عشق و دلتنگی شاعر به وضوح حس میشود و او در تلاش است تا این درد را به نوعی تسکین دهد. در نهایت، شاعر از معشوق خود میخواهد که شکوه و زیباییاش را آشکار کند تا بار دیگر دلش را شاد کند.
هوش مصنوعی: دل در دامان عشق کسی گرفتار شده و زیبایی آن فرد، دل را از دست آدمی میرباید.
هوش مصنوعی: نرمی و زیبایی زلفهای معشوق باعث نمیشود که دل از غم و اندوه رها شود. دل همچنان درگیر احساسات است، به اندازه قطرهای عرق که از بدن میریزد، نشان از درد و فراق دارد.
هوش مصنوعی: هرگز چنین منظرهای ندیدهام که در کوچههای شهر کسی از شدت درد و احساس شکست، بر زمین افتاده و بیتابی کند.
هوش مصنوعی: دل من از گرمای آفتاب به شدت میسوزد و این سوزش مانند دود از دل من برمیخیزد، چون خاصیت گرما چنین است.
هوش مصنوعی: نرگس، پیالهها را از کدو نمایان کرد و دل را به یاد پیالهای که پای کدو قرار دارد، گرفت.
هوش مصنوعی: پنبه را از چهرهام کنار بزن و زیباییام را نمایان کن، زیرا دلم به خاطر جمال تو غرق در احساس شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.