تهی ز می نتوان یافتن ایاغ مرا
به آفتاب نسب میرسد چراغ مرا
غم تو گر نکشد دامنم ازین کشور
چنان روم که نیابی دگر سراغ مرا
به ناز ناخن اهل ملامتم چه نیاز
چو گر مخونی غم تازه کرد داغ مرا
چو غنچه چند زیم تنگدل ز خاطر جمع؟
نسیم کو که پریشان کند دماغ مرا؟
دلم ز باد خزان تازه میشود قدسی
چه احتیاج نسیم بهار باغ مرا؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به رابطه عاطفی و غم ناشی از جدایی میپردازد. او احساس میکند که بدون شراب عشق، زندگیاش خالی است و نمیتواند آرامش یابد. غم معشوق او را به شدت تحت تاثیر قرار داده و توقع دارد که با آمدن نسیم بهار، این غم تلطیف شود. شاعر همچنین به تشبیه حال و هوای خود به غنچهای میپردازد که انتظار نسیم را دارد تا از گرفتگی و یکنواختی رهایی یابد. در نهایت، او اشاره میکند که دلش از باد خزان زنده میشود و مفهوم امید را در خود دارد.
هوش مصنوعی: بدون وجود شراب، نمیتوان به آرامش و شادی دست پیدا کرد. چراغ من تنها در تابش آفتاب میدرخشد و به همین نسبت به من وابسته است.
هوش مصنوعی: اگر غم تو مرا از این سرزمین دور نکند، چنان میروم که دیگر هرگز مرا پیدا نخواهی کرد.
هوش مصنوعی: به زیبایی و ناز ناخن کسی که همیشه بر من عیب میگیرد نیازی نیست، زیرا وقتی که غم میآید، زخم دلم تازه میشود.
هوش مصنوعی: چرا باید به خاطر احساسات تلخ و ناراحتکننده خودم را در تنگنای خودم نگهدارم؟ آیا نسیمی نیست که بتواند ذهن و افکار مرا رها کند و آرامش بخشد؟
هوش مصنوعی: دل من با وزش باد پاییزی دوباره زنده میشود. ای قدسی، باغ من را چه نیازی به نسیم بهار است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کنند تازه خطان مشکسود داغ مرا
شراب کهنه دهد تازگی دماغ مرا
چو لاله در چمن از کاسه سرنگونی ها
تهی ز باده ندیده است کس ایاغ مرا
ز خرج، دخل کریمان یکی هزار شود
[...]
چو شمع سوختگی تر کند دماغ مرا
نگاه گرم دهد روشنی چراغ مرا
بهار تشنه خونم شود اگر داند
که آب تیغ تو سرسبز کرده باغ مرا
به عزم کوی تو آواره چمن شده ام
[...]
بهتازگی نکشد عافیت دماغ مرا
مگر شکستن دل پرکند ایاغ مرا
شبیکه دیدهکنم روشن از تماشایت
فتیله مدتحیربود چراغ مرا
ز برق یأس جگرسوز بادهای دارم
[...]
شرار آتش دل، شبنم است باغ مرا
نفس چو گرم کشم، تر کند دماغ مرا
نگاه مست تو، دل را به هوش نگذارد
به خون توبه نشانده ست می، ایاغ مرا
فلک ز کشتن اکبر فزوده داغم را
نموده کور اگر آسمان چراغم را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.