اگر دور از دلارای خود افتم
به دست طبع خودرای خود افتم
ز سودای دو عالم باز مانم
زمانی گر به سودای خود افتم
شبم گرم است جا بر آستانت
مباد آن روز، کز جای خود افتم
نگیرد دامنم گر خاک کویت
شوم زنجیر و در پای خود افتم
غریبان را دهم در دیده ماوا
ز غربت گر به ماوای خود افتم
تمنای فلک آن است قدسی
که من دور از تمنای خود افتم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دوری و longing برای محبوبش صحبت میکند و تأثیر آن بر روانش را بیان میکند. او احساس میکند که اگر از محبوب دور بماند، در دنیای خود غرق میشود و از حقیقت خود باز میماند. در شبهای تار، آرزو دارد که بر آستان محبوبش باشد و از تنهایی مفرط رنج میبرد. همچنین، او به چالشی که ممکن است در صورت جدایی از محبوبش با آن مواجه شود، اشاره میکند و در نهایت، تمنای آسمان را به دوری از آرزوهای شخصیاش تعبیر میکند.
هوش مصنوعی: اگر از محبوبم دور شوم، به سراغ خواستهها و طبع خودم میروم.
هوش مصنوعی: اگر از آرزوهای دو جهان دور شوم، مدتی درنگ میکنم، اگر به آرزوی خودم بیفتم.
هوش مصنوعی: شب من در سایه تو گرما دارد، نکند روزی برسد که از جایت جدا شوم.
هوش مصنوعی: اگر به خاک پای تو گرفتار شوم، دامنم را نخواهی گرفت و بر من زنجیر نشده، به تو وابسته نمیشوم.
هوش مصنوعی: غریبان را در نظر من جایی میدهم و اگر خودم به سرزمین خودم برگردم، دیگران را به یاد میآورم.
هوش مصنوعی: آرزو و خواستهی آسمان این است که من به چیزی که خودم آرزو دارم نرسم و از آن دور بمانم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.