دل به تیغ غمزه آن شوخ قاتل بستهام
صید قاتلدوستم، بر تیغ ازان دل بستهام
عمرها جان کندهام، تا این دل صدپاره را
برده بر فتراک او چون صید بسمل بستهام
زحمت پا برنتابد خار این صحرا، ازان
خویش را چون گرد بر دامان محمل بستهام
شستهام از جان شیرین دست اول، بعد ازان
دل به زلف آن بت شیرینشمایل بستهام
قدسی آن کجقبلهام، کز زلف ترسازادهای
عمرها بر گردن ایمان حمایل بستهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و درد ناشی از آن میپردازد. او خود را قربانی عشق میداند و از وابستگی شدیدش به معشوق، که او را همچون صید و تیغ زخم میزند، سخن میگوید. شاعر اذعان میکند که عمرش را صرف این عذاب کرده و خاطر نشان میسازد که به رغم این دردها، نمیتواند از عشق فاصله بگیرد. در نهایت، او اشارهای به ایمان و وابستگی خود به معشوق دارد و این وضعیت را به یک محمل تعبیر میکند که به دور آن میچرخد.
هوش مصنوعی: دل خود را به چشمان فریبنده آن معشوقه فانی سپردهام و به عشق او مانند صیدی در دام گرفتار شدهام، حالا به همان دل عاشق، که به کارزار محبت دلنشینم عادت کرده، تعلق خاطر دارم.
هوش مصنوعی: سالها تلاش کردهام تا این دل شکسته و پاره را به چنگ بیاورم و مانند طعمهای آسیبدیده، در دام او گرفتار شدهام.
هوش مصنوعی: بدون زحمت و تلاش، نمیتوان از سختیهای این مسیر گذر کرد. من به خودم اجازه دادهام که با این چالشها رو به رو شوم و در عین حال به جنبههای مثبت و زیبای زندگی نیز توجه داشته باشم.
هوش مصنوعی: من از جان شیرین خود گذشتهام و دست کشیدهام، و پس از آن دل خود را به زلف آن معشوق زیبا نهادهام.
هوش مصنوعی: معبود من که به تمام زیباییهای عالم میماند، آنقدر تحت تأثیر جاذبههای زلفهای سحری آن معشوق قرار گرفتهام که تمام عمرم را در سایه ایمان و محبت او سپری کردهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.