ما جهان را رخ ز آب چشم گریان شستهایم
لوح دلها را ز وصف نوح و طوفان شستهایم
نوعروس عشق را گلگونهای در کار نیست
ما ز خون کفر، اول روی ایمان شستهایم
صفحه خاطر ز حرف مرهم آسودگی
از نم خون جراحتهای پنهان شستهایم
تا لب زخم دل، از آلایش افشای راز
گاه جذب سر عشق از آب پیکان شستهایم
از ترشحکردن مژگان قدسی تا به روز
رخ به خون، هر شب چو صبح عید قربان شستهایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به پاکسازی دل و جان از رنج و دردهای گذشته اشاره میکند. او بیان میکند که با اشکهای خود، دنیا را به نوعی شسته و دگرگون کردهاند. عشق را که همچون نوعروسی بیگناه است، از کفر و شک پاک میکند و عملاً دردهای پنهان را به فراموشی میسپارد. شاعر با نمادها و تصاویری چون آب و خون، مفهوم عشق و رنج را به هم میآمیزد و از تلاشی برای رسیدن به آرامش و خلوص در روابط عاطفی سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ما با اشکهای جاری خود، دنیا را پاک کردهایم و دلهایمان را از یاد و ذکر نوح و طوفان پاک ساختهایم.
هوش مصنوعی: عشقی که به نوعروس شبیه باشد، در کار نیست. ما ابتدا ایمان خود را از کفر پاک کردهایم، مانند کسی که با خون خویش چیزی را آماده میکند.
هوش مصنوعی: ما با کلماتی آرامشبخش، صفحۀ دل را از غم و دردهای نهان پاک کردهایم.
هوش مصنوعی: تا زخم دل را از آلودگی افشای رازها پاک کنیم، گاهی عشق را با آب پیکان جذب کردهایم.
هوش مصنوعی: از چشمان زیبا و اشکهای مقدسی که میریزند تا روزی که چهرهام به خون آغشته شود، هر شب مثل روز عید قربان، خود را شسته و پاک کردهایم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.