نماند در بدنم جان ز جستجوی گلی
مگر نسیم کند زندهام به بوی گلی
نماند بی چمن امشب مرا حیات، مگر
نسیم صبح کند زندهام به بوی گلی
نشاط تنگدلی در چمن حرامم باد
اگر چو غنچه دلم وا شود به روی گلی
به عندلیب پس از من قسم، که تا بودم
نبرد جانب گلزارم آرزوی گلی
چه حاجتم به چمن، چون همیشه هست مرا
زبان چو غنچه پر از گل ز گفتگوی گلی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی زیبایی و طراوت گل اشاره میکند و بیان میکند که در absence گل و بوی آن، حیات برایش معنی ندارد. او با احساس تنگدلی و ناامیدی از عدم دسترسی به گل، آرزو میکند که اگر روزی مانند غنچهای باز شود، به یاد زیبایی و خوشبویی گل باشد. در نهایت، شاعر به عندلیب میگوید که اگرچه در زندگی آرزوی و ارتباط با گلزار دارد، در دل خود همچنان به این زیباییها میاندیشد و زبانش پر از شادی از گفتگو با گلهاست.
هوش مصنوعی: تنها جستجوی یک گل باعث شده که جانم در تنم نماند، مگر اینکه نسیمی به من بوزد و با عطر گل جان تازهای به من بخشد.
هوش مصنوعی: tonight, without the garden, I cannot survive; only the morning breeze can revive me with the scent of a flower.
هوش مصنوعی: اگر من در چمن احساس شادی کنم، این خوشحالی برای من گناه است، زیرا دلم فقط هنگام شکفتن مانند غنچه، در برابر زیبایی گلها به روی آنها باز خواهد شد.
هوش مصنوعی: به پرندهی خوشخوان بعد از من قسم که تا زمانی که من بودم، آرزوی بودن در کنار گلها و باغ را داشتم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر میگوید که نیازی به زیباییهای چمن و گلها ندارد، زیرا او همیشه از گفتوگو با دوستان و عزیزانش احساس خوشحالی و شادی میکند. زبان او مانند غنچه پر از گل است، که نشاندهندهی خوشگویی و شیرینی کلام اوست. به عبارت دیگر، ارتباط و صحبت با دیگران برایش ارزشمندتر از زیباییهای ظاهری طبیعت است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.