دلی که عشق نکردش چو لاله داغ کجاست
خبر دهید که فانوس بیچراغ کجاست
به دیده خون ز دلم دیردیر میآید
کسی که زود کند باده در ایاغ کجاست
هزار داغ به دل دارم و نمیدانم
ز بیخودی که مرا دل کجا و داغ کجاست
نظاره گل و فریاد عندلیب خوش است
دلم گرفته ز مجلس، بهار و باغ کجاست
نسیم عافیت از ملک ما نمیخیزد
به کشوری که غمت ره برد، فراغ کجاست
طریق عشق تو بی خون دیده نتوان رفت
چو روز من شده تاریک ره چراغ کجاست
به کوی تیرهدلان جا نکردهام قدسی
درین چمن که منم آشیان زاغ کجاست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حسرت و اندوه ناشی از عشق ناکام و دلتنگی میپردازد. او از دل پر درد و نداشتهاش میگوید و سوالاتی را مطرح میکند که نشاندهندهی جستوجو برای نور و روشنی در زندگیاش است. با اشاره به زیباییهای طبیعت و عواطف خود، از فقدان عشق و خوشی در دنیایش گلایه میکند. در نهایت، او طعنه به وضع موجود میزند و حس تنهایی و بیپناهیاش را در فضایی تلخ و تیره بیان میکند.
هوش مصنوعی: دلی که عشق را تجربه نکرده است، مانند لالهای است که داغ و سوخته است. لطفاً خبر دهید که چراغی که بینور است، کجاست؟
هوش مصنوعی: به چشمانم اشک میآید و در دل غم دارم، کسی که زودتر از من شراب را مینوشد، او کجاست؟
هوش مصنوعی: من هزار درد و رنج را در قلبم حس میکنم، اما نمیدانم از چه چیزی است. آیا این احساسات به خاطر بیخود شدن من است که نمیدانم دل من کجاست و این داغها چه جایی دارند؟
هوش مصنوعی: دیدن گل و صدای خوش آواز بلبل بسیار لذتبخش است، اما من از حال و هوای جمع و جامعه گرفتهام و احساس میکنم بهار و زیباییهای باغ کجاست.
هوش مصنوعی: نسیم آرامش و راحتی از سرزمین ما برنمیخیزد؛ در کشوری که غم ما را به سوی خود میبرد، چطور میتوانیم به آسایش دست یابیم؟
هوش مصنوعی: برای پیمودن راه عشق تو، بدون اشک و رنج نمیتوان پیش رفت. حالا که روز من تیره و تار شده، نمیدانم روشنایی و راه درست کجاست.
هوش مصنوعی: من در میان کسانی که دلهای تیره دارند، جایی ندارم و معلوم نیست که چه جایگاهی در این باغ دارم، چون من همانند زاغی هستم که جایش مشخص نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اسیر عشق ترا میل گشت باغ کجاست
وگر به باغ رود هم، دمی فراغ کجاست
چراغ خانه من ای پری رخ خوبت
وگرنه خانه دیوانه را چراغ کجاست
نگویمت که دگر سینهام به داغ مسوز
[...]
شبست و ما همه جویای می ایاغ کجاست
چه تیر گیست درین انجمن چراغ کجاست
چه شد که باده ی ما دیر می رسد امروز
حرارت نفس تشنگان داغ کجاست
براه میکده گم کرده ایم گوهر عقل
[...]
خمار می به لبم قفل زد ایاغ کجاست؟
کلید میکده گم کرده ام چراغ کجاست؟
نه عندلیب غزل خوان نه شاخ گل خندان
درین بهار کسی را دل و دماغ کجاست؟
شکوفه را به نم ابر جامه در گرو است
[...]
ز عقل و هوش به تنگ آمدم ایاغ کجاست؟
در آتشم ز پر و بال خود، چراغ کجاست؟
گرفته هوش گریبان من، پیاله چه شد؟
خرد به فرق سرم پافشرده، داغ کجاست؟
ز ابر روغن بادام اگر به خاک چکد
[...]
شراب تشنه بسی موج زد، ایاغ کجاست؟
کباب سوختگی بوی زد، دماغ کجاست؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.