گذشت فصل گل و رغبت چمن باقیست
وداع کرد شراب و خمار من باقیست
برای جیب دریدن عزیز دارم دست
اگرچه پیرهنم پاره شد کفن باقیست
ترا گمان که سخن شد تمام و نشنیدی
سخن نمیشنوی ورنه صد سخن باقیست
کفایت است دلیل بقای ناز و نیاز
فسانهای که ز شیرین و کوهکن باقیست
شکست جام و حریفان شدند و مرد چراغ
ز سادگی دل من خوش که انجمن باقیست
اگر روی به سفر غربت است و غم قدسی
وگر سفر نکنی محنت وطن باقیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به گذر زمان و تغییرات زندگی اشاره میکند. او از رنج و حسرتهایی سخن میگوید که با گذشت فصلها باقی مانده و هنوز در دل او احساس میشود. علیرغم جداییها و ناکامیها، عشق و زیباییها همچنان در یادش زنده هستند و نشانههایی از پیوند عاطفی را در خود حفظ کرده است. او همچنین به درک ناپایدار بودن دنیا و ماندگاری برخی احساسات و یادها اشاره میکند، حتی در غم دوری و غربت. در نهایت، شاعر از جدایی و سختیهای سفر و محنت وطن سخن میگوید که همچنان با او باقیست.
هوش مصنوعی: فصل گلها تمام شده و تنها اشتیاق به چمن مانده است. اما من هنوز از شراب و حال و هوای مستی وداع نکردهام.
هوش مصنوعی: اگرچه پیراهنم پاره شده، ولی برای به دست آوردن چیزی که در جیب دارم، هنوز دست به کار هستم؛ چون در نهایت، زندگی من ادامه دارد و هنوز امید دارم.
هوش مصنوعی: شما فکر میکنید که صحبتها به پایان رسیده و دیگر چیزی نمیشنوید، اما اگر واقعاً گوش بدهید، هنوز حرفهای زیادی باقی مانده است.
هوش مصنوعی: کافی است که درک کنیم دلیل ادامهدار بودن عشق و طلب، داستانی است که از زیبایی و قدرتی بزرگ نشأت میگیرد که در دل یک شکوفه و کوه وجود دارد.
هوش مصنوعی: جام شکست و رقبایم مغلوب شدند، اما من که سادگیام را دارم، خوشحالم که هنوز جمع و معزهام باقی است.
هوش مصنوعی: اگر به سفر دور بروی و دلت هنوز با غمهای مقدس پر باشد، یا اگر سفر نکنی، درد و رنج وطن به قوت خود باقی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خطش دمید و به نازش نیاز من باقی ست
هزار بوسه مرا پیش آن دهن باقی ست
گل همیشه بهار پیاله می گوید
خزان رسید و همان آب و رنگ من باقی ست
ادای حق محبت تمام نتوان کرد
[...]
مرا اگر همه یک استخوان ز تن باقیست
چو شمع از تب شوق تو سوختن باقیست
قفس بهشت شد از لطفهای صیادم
هنوز در دل من حسرت چمن باقیست
ز سیل گریهٔ من در جهان غبار نماند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.