هر روز به من یار ز نو بر سر نازست
پیوسته مرا لذت آغاز نیاز است
بگذار که در تیرگی بخت بمانم
آیینه چو روشن شود افشاگر رازست
کوتاه امل باش که چون رشته سوزن
پیوسته گره میخورد آن سر که دراز است
ای بت نه همین زینت بتخانه مایی
در کعبه هم ابروی تو محراب نمازست
از پستی فطرت چه شوی بسته صورت؟
یک گام به معراج حقیقت ز مجازست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، به زیبایی و محبوبی شما اشاره میکند که روزبهروز به دلش نزدیکتر میشود و او را در شروع عشق و نیازش شاداب میکند. باوجود تیرگیهایی که در زندگی دارد، آگاهی از عشقش میتواند راز دلش را آشکار کند. او از سمت محبوب میخواهد که توجهش را بیشتر کند و میگوید که زیباییاش تنها مختص بتخانه نیست، بلکه در مکانهای مقدس نیز جلوهگر است. شاعر در پایان، به اجتناب از سطحینگری در عشق اشاره میکند و به اهمیت رسیدن به حقیقت و عرفان فراتر از ظواهر تأکید میورزد.
هوش مصنوعی: هر روز معشوق من با ناز و کرشمهای جدید به سراغم میآید و میدانم که همیشه از آغاز عشق و نیاز به او لذت میبرم.
هوش مصنوعی: اجازه بده در شرایط بدی که دارم بمانم، چرا که وقتی اوضاع بهتر شود، حقیقت آشکار خواهد شد.
هوش مصنوعی: به امید و آرزوهای خود توجه کن و از چیزهای بزرگ و غیرقابل دستیابی دوری کن، زیرا در این صورت ممکن است مسایل و مشکلات بیشتری برایت پیش بیاید. اگر به اندازه و متناسب با امکانات خود حرکت کنی، کمتر دچار دردسر خواهی شد.
هوش مصنوعی: ای معشوق، تو تنها زینت خانهی بتپرستی نیستی، ابروی زیبای تو حتی در کعبه نیز بهعنوان محل عبادت و نماز مورد احترام است.
هوش مصنوعی: اگر فطرت انسان پایین و محدود باشد، چه انتظاری میتوان از ظاهر او داشت؟ برای رسیدن به حقیقت و کمال، باید یک قدم به سمت فراتر از ظواهر و مجاز برداشته شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می هست و درم هست و بت لاله رخان هست
غم نیست و گر هست نصیب دل اعداست
زو دوسترم هیچ کسی نیست و گرهست
آنم که همی گویم پازند قرانست
هر کو به جز از تو به جهانداری بنشست
بیدادگرست ای ملک و بیخرد و مست
دادار جهان ملک جهان وقف تو کردهست
بر وقف خدا هیچکسی را نبود دست
طاهر ثقت الملک سپهر است و جهانست
نه راست نگفتم که نه اینست و نه آنست
نی نی نه سپهر است که خورشید سپهر است
نی نی نه جهانست که اقبال جهانست
آن چرخ محلست که با حلم زمینست
[...]
ایام نشاط است که عید است و بهار است
گیتی همه پربوی گل و رنگ و نگار است
در هر وطنی خرمی از موکب عیدست
در هر چمنی تازگی از باد بهارست
تا باد بهاری به سوی باغ گذر کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.