هرچند به ملک تن بود صاحب تاج
بر گردن عشق، عقل نگذارد باج
بر عشق مسلط نشود عقل، آری
مه نور ز مهر هدیه گیرد، نه خراج
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
هرچند به ملک تن بود صاحب تاج
بر گردن عشق، عقل نگذارد باج
بر عشق مسلط نشود عقل، آری
مه نور ز مهر هدیه گیرد، نه خراج



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به ارتباط عشق و عقل اشاره میکند. او میگوید که وجود عشق در زندگی انسان بسیار ارزشمندتر از القاب و موقعیتهای مادی است و عشق اجازه نمیدهد که عقل تحت تاثیر قرار گیرد. در واقع، عقل نمیتواند بر عشق غالب شود و عشق خود از نور و مهر الهام میگیرد، نه از خواستههای دنیوی.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه صاحب تاج و ناز و نعمت در این دنیا هستیم، عشق و احساسات اجازه نمیدهند که به سادگی به خواستههای مادی و دنیاستی تن بدهیم.
هوش مصنوعی: عقل نمیتواند بر عشق تسلط پیدا کند؛ به راستی که مهتاب از نور مهر، هدیه میگیرد نه اینکه مالیات بدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما را چو ز عشق میشود راست مزاج
عشق است طبیب ما و داروی علاج
پیوسته بدین عشق نخواهد رفتن
این عشق ز کس نزاد و نیداد نتاج
زلفت ستمی بر رخ سیمین ای کاج
تا بستدمی ز بار سیم تو خراج
بس بر سر میدان وصالت زدمی
چوگان چو آبنوس بر گوی چو عاج
چشمت که طریق سحر ازو یافت رواج
از بابل و کشمیر همی گیرد باج
عیار صفت ربوده گاه تاراج
از تن ها سر چنانک از سرها تاج
ای امر تو عقد بند پیوند مزاج
عالم بتو در فطرت و خلقت محتاج
امراض مشاکل امور امکان
از فیض وجوب تو طلبکار علاج
دم سردی زاهدان کافورمزاج
افسرد حرارت به عروق و اوداج
پر بی مزه گشته دور گردون، چه شدند
آنها که دهند دور پیمانه رواج؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.