زردست اگرچه چهره عاشق زار
رشک چمن است طبعش از جلوه یار
گویی گل رعناست ریاضتکش عشق
ظاهر ز خزان غنی و باطن ز بهار
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
زردست اگرچه چهره عاشق زار
رشک چمن است طبعش از جلوه یار
گویی گل رعناست ریاضتکش عشق
ظاهر ز خزان غنی و باطن ز بهار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به توصیف حال و روز عاشق میپردازد که در چهرهاش غم و زردی مشهود است، اما این زردی در واقع ناشی از طبع لطیف و زیبای محبوب است. عاشق مانند گلی رعنا میماند که در حیطه عشق به ریاضت کشیده شده، و این تقابل میان ظاهر زرد و باطن سرشار از زندگی و شادابی به نمایش در میآید. شاعر با استفاده از نماد چمن و گل، زیبایی و زوال را در عشق به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: اگرچه عشق چهره عاشق را زرد و نزار کرده و باعث حسرت او نسبت به چمن شده است، اما طبیعت او به خاطر جلوه ی معشوق آرامش یافته است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که گل زیبا و شگفتانگیزی در حال رشد است که نشانهای از تلاش و سختی در عشق دارد. از یک سو، ظاهر آن تحت تأثیر زمستان و سردی قرار دارد و از سوی دیگر، عمق و باطن آن غنی از نعمتهای بهاری و زندگی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا چند حدیث قامت و زلف نگار
تا کی باشی تو طالب بوس و کنار
گر زانکه نهای دروغزن عاشقوار
در عشق چو او هزار چون او بگذار
گفتم: که بیا وعده دوشینه بیار
ورنه بخروشم از تو اکنون چو هزار
گفتا: دهم ای همه جفا، نک زنهار!
آواز مده که گوش دارد دیوار
ای عاشق دل سوخته اندوه مدار
روزی به مُراد عاشقان گردد کار
با عشق بتان چو اوفتادت سر و کار
خورشید شود همان به شادی بیدار
از دولت و از روز بهی دل بَردار
عاشق نبود روز به و دولت یار
بسیار شنیدم من و دیدم بسیار
کاشفته ببود بر تو از هر سو کار
آخر فلکت پشت شد و گیتی یار
تو شاد شدی مخالف و دشمن زار
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.