تو لذت عمل را از کارِ زار ما پرس
آیین سلطنت را از حال زار ما پرس
آن لذّتی که باشد از اشتهاد صادق
شام بشارت وصل از روزگار ما پرس
مجنون عشق ما را از باغ و راغ کم گوی
از وی تو سور جوی و بوی بهار ما پرس
از خان و مان وهرکس ، کردم خراب او را
منبعد اگر بخواهی اندر دیار ما پرس
هر شب ز لطف پرسم احوال تو چگونه است
ذوق خطاب ما را از دل نگار ما پرس
بر تربت خراب عشاق ما نظر کن
واز ذرّه ذرّه خاکش تو انتظار ما پرس
عاشق نِئی چه دانی درد فراق ما را
رو رو تو این مصیبت از سوگوار ما پرس
عاشق که از غم من کاهیده گشت و جان داد
این مرغ زار او را از مرغِ زار ما پرس
تو صاف دل چه دانی نالیدن سحرگه
آیین دردمندی از درد خار ما پرس
دل از غم دو عالم فارغ کن و پس آنگه
آنی به پیش محیی از لطف یار ما پرس


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، از لذتهای عاشقانه و دردهای ناشی از عشق سخن میگوید و به مخاطب میگوید که برای درک واقعی این احساسات، باید به حال او و دیگر عاشقان نگاهی عمیق داشته باشد. او بر اهمیت عشق و درد فراق تأکید میکند و میخواهد که دیگران نیز از حال و روز عاشقان باخبر شوند. شاعر به زیبایی در بیان احساساتی چون شوق و درد عاشقانه، به نسبت میان دنیای عشق و واقعیات پرداخته و بر درد و غم ناشی از جدایی تأکید میکند. در نهایت، او از مخاطب میخواهد که با درک عمیقتری به زندگی عاشقان بنگرد و از روشنی عشق بپرسد.
هوش مصنوعی: میتوانی از ما بپرسی که چقدر از انجام کارهای دشوار لذت میبریم و همچنین از شرایط سخت و ناخوشایند زندگیمان در سلطنت و حکومت چه خبر است.
هوش مصنوعی: لذتی که از محبت واقعی و صادقانه به دست میآید، شبیه خبر خوشی است که زمان وصال معشوق به انسان دست میدهد. برای درک این لذت، بهتر است از زمانه و احوال ما سوال کنی.
هوش مصنوعی: مجنون عشق ما نه در باغ و باغچه، بلکه از عشق خودش بهرهمند است. تو نیز به جستجوی شادی و خوشی بپرداز و حال و هوای بهار ما را مورد پرسش قرار نده.
هوش مصنوعی: من خان و مان هر کسی را ویران کردم، بعداً اگر خواستی میتوانی در سرزمین ما دربارهاش سوال کنی.
هوش مصنوعی: هر شب از لطف و محبت، حال تو را میپرسم و از دل عشقام میخواهم بداند که چطور هستی.
هوش مصنوعی: به گورهایی که عاشقان ما در آنها خوابیدهاند نگاهی بینداز و از هر دانه خاک آنجا، از ما انتظار بکش.
هوش مصنوعی: عاشق نباشی، نمیدانی درد جدایی ما چیست. به روی خودت بیاور و از ما که در این غم به سر میبریم، بپرس.
هوش مصنوعی: عاشقی که به خاطر غم من دلش شکسته و جان سپرده، از این فضای دلگیر و غمانگیز، از پرندهای که در این مکان است، درباره او بپرس.
هوش مصنوعی: تو با دل پاک و صاف خود چه میدانی از نالههای صبحگاهی کسی که در رنج و درد به سر میبرد؟ از درد من هم بپرس.
هوش مصنوعی: دل را از نگرانیهای دنیوی خالی کن و سپس از خدا بخواه که در مورد حال ما به محیی (رحمت) نظرت لطفی داشته باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.