باز آی و دلِ تنگِ مرا مونس جان باش
وین سوخته را مَحرَمِ اسرارِ نهان باش
زآن باده که در میکدهٔ عشق فروشند
ما را دو سه ساغر بده و گو «رمضان باش»
در خرقه، چو آتش زدی ای عارفِ سالِک!
جهدی کن و سرحلقهٔ رندانِ جهان باش
دلدار که گفتا به تواَم دلنگران است
گو «میرسم اینک به سلامت»، نگران باش
خون شد دلم از حسرتِ آن لعلِ روانبخش
ای دُرجِ محبّت! به همان مُهر و نشان باش
تا بر دلش از غصه غباری نَنشیند
ای سیلِ سرشک! از عقبِ نامه روان باش
حافظ که هوس میکندش جامِ جهانبین
گو «در نظرِ آصفِ جمشیدمکان باش»



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از معشوقی که به دلش دلمشغولی و نگران است، دعوت میکند تا به نزد او بازگردد و در کنار او باشد. او از معشوق میخواهد که در میکده عشق بادهای به او بدهد و نسبت به اسرار نهان او آگاه باشد. شاعر همچنین بر اهمیت تلاش و کوشش در روحیه رندان تأکید میکند و از معشوق میخواهد که در دلش غم و غصهای ننشیند. او بار دیگر به زیبایی و محبت معشوق اشاره میکند و آرزوی دریافت جامی از عشق و معرفت دارد.
هوش مصنوعی: برگرد و مونس دلِ پریشان من باش و به این روح سوخته، رازیهای پنهان را بشناسان.
هوش مصنوعی: از آن می که در میکدهٔ عشق به فروش میرسد، به ما دو یا سه جام بده و بگو که زمان رمضان است.
هوش مصنوعی: اگر در لباس زهد و تقوی دلت را آتش بزنی و تغییر و تحول ایجاد کنی، باید تلاش کنی و در جمع نیکان و رندان زمانه خود را نشان دهی.
هوش مصنوعی: دلبر گفت: من به تو خیلی دلواپس هستم. اما حالا به سلامت میرسم، تو هم نگران نباش.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر آرزوی آن گوهر شیرین به خون آمده است، ای درِ محبت، با همان نشانه و علامت باقی بمان.
هوش مصنوعی: بگذار تا غم و اندوه بر دلش ننشیند، ای سیل اشک که از پشت نامه به راه افتادهای.
حافظ که هوس جام جهانبین را کردهاست؛ به او بگویید در نظر و دید آصف جمشیدمکان قرار بگیرد (و مورد لطف او واقع شود)
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای دل! به جهان معتکف کوی فلان باش
در بندگی حضرت او بسته میان باش
تا نور رخ آن مه بی مهر ببینی
ای چشم ستم دیده! همیشه نگران باش
گر سنگ زند یار و گرت تنگ کند دل
[...]
امشب که چراغ نظری چرب زبان باش
دل نرم کن ای شمع و مرا مرهم جان باش
حسنت بصفا بهتر از آن گشت که بودست
زنهار که در حسن وفا هم به از آن باش
خواهی که سرافراز شوی در همه عالم
[...]
چون سایه دلا همره آن سرو روان باش
جایی که بجایی برسی در پی آن باش
جان می رود ای اشک ز دنباله روان باش
وی ناله تو هم چند قدم پیرو جان باش
ای شوق درافشای غمم این چه شتاب است
کو راز من غمزده یک چند نهان باش
می آید و می بارد ازو ناز و تعافل
[...]
فارغ ز تمنای جهان گذران باش
بی داعیه چون دیده حیرت زدگان باش
از راه تواضع به فلک رفت مسیحا
باذره تنزل کن و خورشید مکان باش
زان پیش که ایام بهاران بسر آید
[...]
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۲ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.