جای حضور و گلشن امن است این سرای
زین در به شادمانی و عیش و طرب در آی
ای کاخ دولتی ز چه خاکی؟ که مدرج است
در شاخسار گلشن تو سایهٔ همای
هر صبح در هوای درت میکند صبوح
جمشید تخت چرخ به جام جهاننمای
فرخنده نوگل تو چمن را حیاتده
جعد بنفشهٔ تو صبا را گرهگشای
خورشید در هوای تو چون ذره پایکوب
جمشید در حریم تو چون بندگان بپای
حافظ مقیم درگه او باش و عیش کن
کاندر بهشت بهتر از این گوشه نیست جای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف باغی پرداخته که به عنوان جایگاهی امن و شادمانه شناخته میشود. او از زیباییهای گلشن و سایههای پرنعمت آن صحبت میکند و به نوعی این باغ را بهشت میداند. با اشاره به شخصیتهای افسانهای مانند جمشید، شاعر احساس خوشایند و سرشار از نشاطی را در این مکان بیان میکند و از مخاطب دعوت میکند که در این محفل به شادی و آرامش بپردازد. حافظ در نهایت تأکید میکند که نیایش و عیش در این مکان بینظیر است.
هوش مصنوعی: این خانه مکانی امن و خوشبو است؛ از این در وارد شو و به شادی و خوشی در آن بپرداز.
هوش مصنوعی: این کاخ حکومتی از چه چیزی ساخته شده است که در میان گلها قرار دارد و سایهای از شکوه بر آن میافتد؟
هوش مصنوعی: هر روز صبح، در هوای درگاه تو، جمشید با شادابی و نشئگی، تختهای آسمان را به یادگار میآورد و با نگاهی به جامی که جهان را نشان میدهد، به تماشا مینشیند.
هوش مصنوعی: گل زیبای تو زندگی به باغ میبخشد و موهای بنفشهگون تو، بادی را که میوزد به آرامش و سامان میآورد.
هوش مصنوعی: خورشید در حضور تو مانند ذرهای است که به پای جمشید میرقصید و در آستانه تو، مانند بندگانی که در خدمت هستند، سر تعظیم فرود آوردهاند.
هوش مصنوعی: در خانهی او بمان و خوش بگذران، چون در بهشت جایی بهتر از این گوشه وجود ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
جزوی و کلی از دو برون نیست آنچ هست
جز وی همه تو بخشی و کلی همه خدای
من از خدای و از تو همی خواهم این دو چیز
تا او ترا بقا دهد و تو مرا قبای
باغیست دلفروز و سراییست دلگشای
فرخنده بادبر ملک این باغ و این سرای
زین گونه باغ هیچ ندیدم به هیچ شهر
زین گونه جای هیچ ندیدم به هیچ جای
باغی چنان که بر در او بگذری اگر
[...]
نالم ز دل چو نای من اندر حصار نای
پستی گرفت همت من زین بلند جای
آرد هوای نای مرا ناله های زار
جز ناله های زار چه آرد هوای نای
گردون به درد و رنج مرا کشته بود اگر
[...]
ماه رجب که هست همایونترین همای
از آشیان فضل خدای است برگشای
پروازش از لوازم پیروزی و ظفر
گسترده سایه بر علم سایهٔ خدای
خورشید خسروان که جهان راست عدل او
[...]
ای زلف بند کرده ز ابرو گره گشای
با دوستان بخند و سخن گوی و خوش درآی
میدان مهر جوی و درو اسب وصل تاز
چوگان عشق گیر و درو گوی دل ربای
انده فزای شد دل شادی پرست من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.