گنجور

حاشیه‌ها

مجید هشتگردی در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۷ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو:

نتوانستم عکس نسخه ی قدیمی را بارگذاری کنم ولی در صفحه 649 کاغذی و 866 نسخه پی دی اف چاپ کتاب خسرو و شیرین فرهنگستان علوم جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان چاپ 1960 مصرع نخست از بیت چهارم به این شکل نگاشته شده است ((ببخشای ای صنم بر عذرخواهی))

گفتنی است که ببخاشی در هیچ فرهنگ واژگانی معنی ندارد ، ببخشای در مطلع مصرع با متن بیت که درباره بخشش از گناه است همخوانی دارد (( ببخشای ای صنم بر عذرخواهی // که صد عذر آورد در هر گناهی))

نسخه کاغدی شما دارای اشتباه تایپی است

نسخه 1960 

پیوند به وبگاه بیرونی

داریوش رضایی در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۳ در پاسخ به مسعود دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۴ - مناجات:

به گمان، نه چیزند منظور این بوده از هیچند و هواشان  میل وخواسته  

VAV در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ حافظ » ساقی‌نامه:

درود بر تو ای حافظا  

که بخشیدی جان در این شعرها 

 

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۶ - مویه کردن شهرو پیش موبد:

در مصرع نخست بیت 51، بهتر است بخوانیم: "نه کوه غور بادا نه دز غور"

در داستان ویس و رامین، واژه "مه" (با تلفظ  ma) در کل 8 بار به جای "نه" استفاده شده است؛ که این جای شگفتی دارد. آیا چنین چیزی، پی‌آمد بازنویسی‌های فراوان نیست؟

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۰۸ - آگاه شدن موبد از گنج بردن رامین با ویس:

در مصرع دوم بیت 8، بهتر است بخوانیم: "نه تو بادی نه ویس و نه گرگان"

در داستان ویس و رامین، واژه "مه" (با تلفظ  ma) در کل 8 بار به جای "نه" استفاده شده است؛ که این جای شگفتی دارد. آیا چنین چیزی، پی‌آمد بازنویسی‌های فراوان نیست؟

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۷ - اندر باز آمدن دایه به نزدیک رامین به باغ:

در مصرع دوم بیت 74، بهتر است بخوانیم: "نه تو بادی نه ویس و نه رامین"

در داستان ویس و رامین، واژه "مه" (با تلفظ  ma) در کل 8 بار به جای "نه" استفاده شده است؛ که این جای شگفتی دارد. آیا چنین چیزی، پی‌آمد بازنویسی‌های فراوان نیست؟

خانم الف در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ عبدالقادر گیلانی » غزلیات » شمارهٔ ۳ - بلبل شوریده:

بیت۴ کلمه بعداز بهار به چه معناست؟

به نظر میرسه اشتباه تایپی یا یک کلمه ناقص باشه چون وزن شعر هم خراب شده

Hossein در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات ترکی » غزل شمارهٔ ۲:

خیلی زیباست، فقط برای ما یکم سخته بدون فتحه کسره ضمه، و بدون لغتنامه 🥲🚶🏻

ایوب نادری در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

واقعا شجریان زیبا اینو خونده

عارف در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۰۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۰:

سلام دوستان. یک سوال داشتم:

آیا در بیت «گر‌ دست به جان داشتمی ...» دست به جان داشتن کنایه از قدرت داشتن در‌ گرفتن (/دادن) و ستاندن جان نیست؟ و اگر اینطوره آیا بیت نباید طور دیگری نوشته میشد؟

چون به نظر من (که البته احتمالا غلطه) این‌طور میاد که با وجود «داشتمی» معنا این میشه که سعدی داره میگه «اگر بر جان قدرت داشتم»، نه بر روئیدن ریش؛ که خوب مفهوم شعر مخالف اینه. یعنی شعر میخواد بگه اگر مثل تو که بر جان قدرت داری من بر روییدن ریش سلطه داشتم تا ابد نمیذاشتم در بیاد»

یعنی اگر قرار بود اینی که من میگم درست باشه این‌بیت (صرفنظر از وزن) باید میشد: «گر دست به ریش داشتمی همچو تو بر جان...»

من کجا رو دارم اشتباه میکنم؟ آیا آرایه یا نکته‌ی ادبی‌ای هست که نمیدونم یا کلا معنی رو اشتباه متوجه شدم؟ 

در بیت دیگری هم همین مشکل رو دارم که مربوط به اینجا نیست و چون اولین و اخرین باری که گلستان سعدی رو کامل خوندم هفت سالگی بوده😄 باید دوباره به بیت رجوع کنم و مطمئن بشم. سوالم رو هم همونجا خواهم پرسید. (راجع به «وقتی افتاد فتنه‌ای در شام...»)

پیشاپیش از همه‌ی دوستانی که پاسخ میدن ممنونم. 

عارف

Eli Yari در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۴ در پاسخ به میریام دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸۳:

کَلْبِ مُعَلَّم: سگ تعلیم یافته

 

سپیده سپهری در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ حافظ » مثنوی (الا ای آهوی وحشی):

این همه اساتید موسیقی سنتی سعی کردن اشعار زیبای حافظ و مولوی و بقیه رو بخونن ولی هیچکدوم اونقدری به دل آدم نمیشینه که آهنگ فرامز اصلانی با این شعر زیبای حافظ به دل آدم میشینه. حیف که چقدر استعداد میشد وجود داشته باشه و چقدر این اشعار با موسیقی‌های خوب میتونست تلفیق شه ولی بخاطر بخیل بودن اساتید بزرگ موسیقی سنتی همگی گوشه‌نشین و بند در زندان شدن. 

فرهود در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹:

حوادث‌طبع به نظر می‌رسد به معنی آدم ماجراجو باشد.

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ سعدی » رسائل نثر » شمارهٔ ۶ - تقریرات ثلاثه:

شرایف اوقات فرزند عزیز دام ...

 دوستان گرامی سلام 

  معنی روان این جمله را امکان داره برام بنویسید متوجه اصل داستان سوال پنجم بعد از اینکه غلام صد وپنجاه دینار از آن را برگرفت ،نشدم راهنمایی بفرمایید

بابک در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۱۵ در پاسخ به امید صادقی دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۴:

در آن دم که دشمن پیاپی رسید کمانِ کیانی نشاید کشید

کیانی به معنی چیزی که لایق شاهان عظیم الشأن باشد. کمان کیانی باید کمان قوی و راحت الاستفاده باشد.

 

امین امینی در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۲۳:

تقریبا می توان با اطمینان گفت این شعر برای سعدی نیست. 

بر کسی که با سعدی آشناست روشن است که سعدی احتمالا در کودکی هم چنین شعر نمی گفته است چه رسد به دوران شاعری اش

kaveh kaveh در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:

سلام عرض ادب در این غزل زیبا زیبا زیبا بیت

تا چه بازی رخ نماید بیدَقی خواهیم راند

عرصهٔ شطرنجِ رندان را مجالِ شاه نیست

نظرم را جلب نمود  چرا که انگار حافظ جان بی پروا و آشکارا نحوه افکار عمل و رفتار خود را در این بازی زندگی بیان و تبیین می نمایند  توضیح می دهند انسانی که به آگاهی رسیده است یا انسانی که به هوشیاری دست یافته و سپس مست شده است و خود را از انانیت رها کرده و اختیار را از خود سلب نموده و  فاقد هرگونه ادعایی است در بازی زندگی خود را تسلیم و مانند سربازی مطیع اوامر صاحب اختیار نموده است باری صحنه شطرنج زندگانی وی فقط یک شاه دارد و وی مانند سرباز انجام وظیفه و فرمانبرداری میکند این انسان مقابل ابلیس است که بازی را با انانیت و مهره شاهی که برای خود لحاظ نموده بود شروع و بازنده زودهنگام بازی شد شرط بردن در  این بازی تسلیم شدن است تا تحت ولایت و سرپرستی ولایت امر قرار بگیریم تا شاهد مقصودرا در آغوش بگیریم انشاا.. سایر ابیات این غزل نیز خواننده را به این مفهوم راهنمایی می کنند زنهار زنهار که ابلیس تنها نخواهد بود بکوشیم که تسلیم باشیم اگر معروضات فوق را در دوکلمه خلاصه نماییم می شود بندگی و توکل کردن و تداعی آیات شریفه ای است مکرراً حضرت حق بندگانش را امر به توکل می نماید مانند

آیه ی 51 سوره ی توبه : اهل ایمان می بایست توکل نمایند و آن را که توکل نیست ایمانی نه دارد.

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:

بعد از چهار سال نشستیم دو به ...

سلام

    باتوجه به معانی مختلف کلمه دوچار درفرهنگ دهخدا،امکان داره یکی از دوستان یک معنی از این بیت ارایه بدن ممنون میشم  خودم فکر میکنم ملاقات غیر منتظره صحیح تر از بقیه است  

شاد باشید

مرتضی قراچی در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱ - بر تخت نشستن بهرام گور، بیعت ایرانیان و خطبه‌های نه‌روزه و نامه به مهتران:

نهم پور زردشت پیشین بد اوی درسته و ابراهیم یا براهیم هم در مصرع بعدی درسته، اگر منابع تاریخی رو با دقت نگاه کنید اولا یک زرتشت نداریم و حداقل سه زرتشت خاص داریم که اولی به دوره پیشدادیان بر میگرده و دومی به زمان فریدون و سومی به زمان نزدیک هخامنشیان میرسه

همچنین زرتشت یک لقب هست برای پیشوایان دینی یا به اصطلاح پیامبران که بنقل منابع تاریخی لقبی هست از آسمان و ابراهیم منطبق میشه با مهر در زمان فریدون و بنوعی زرتشت دوم محسوب میشه که خودشم نسب داره از زرتشت قبلی که نه پشت قبلش است، اینا رو با تعنق در منابع تاریخی بخوبی میشه پیدا کرد

اما متاسفانه افرادی ماننر خالقی مطلق که تاریخ نمیشناسن و ادبیات هست تخصص شان، اینا رو الحاقی معرفی کردن، یعنی چون نتونستن پاسخ رو پیدا کنن و مسئله رو حل کنن اومدن صورت مسئله رو پاک کردن، بهتر است شاهنامه بایسنقری که کامل تر است نسبت با باقیه رو بخونید و الشاهنامه رو هم که به نثر عربی هسا بخونید

۱
…
۱۰۳۲
۱۰۳۳
۱۰۳۴
۱۰۳۵
۱۰۳۶
…
۵۸۵۵