رامین یوسفی در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۸:
نور جان در ظلمت آباد بدن گم کردهام
آه ازین یوسف که من در پیرهن گمکردهام
وحدت از یاد دویی اندوه کثرت میکند
در وطن ز اندیشهٔ غربت وطن گم کردهام
چون نم اشکی که از مژگان فرو ریزد به خاک
خویش را در نقش پای خویشتن گم کردهام
از زبان دیگران درد دلم باید شنید
کز ضعیفها چو نی راه سخن گم کردهام
موج دریا در کنارم از تک و پویم مپرس
آنچه من گم کردهام نایافتن گم کردهام
گر عدم حایل نباشد زندگی موهوم نیست
عالمی را در خیال آن دهن گم کردهام
تا کجا یارب نوی دوزد گریبان مرا
چون گل اینجا یک جهان دلق کهن گم کردهام
عمرها شد همچو نال خامه میپیچم به خوابش
پیکر چون رشتهای در پیرهن گم کردهام
شوخی پرواز من رنگ بهار نازکیست
چون پر طاووس خود را در چمن گم کردهام
چون نفس از مدعای جست و جو آگه نیام
اینقدر دانم که چیزی هست و من گم کردهام
هیچ جا بیدل سراغ رنگهای رفته نیست
صد نگه چون شمع در هر انجمن گم کردهام
علی در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:
با عرض معذرت در بیت 23 ار ز باید ارز باشد
علی در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:
با عرض سلام و خسته نباشید در بیت 21 مصرع دوم (این طویله بام ) درستش باید (این طویله را نام باشد)
سحر در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱:
دست آقارضا درد نکنه که به داد ما عربی ندان ها هم رسید
ناشناس در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:
جناببان عیسی و بی دین
اینکه بگوییم برای تفسیر معانی اشعار تنها باید به خود اشعار مراجعه کرد را ازکجا آورده اید؟
یعنی واقعا جای حافظ گوشه میخانه بود و ملت هم به درجه ای از مدارا رسیده بودند که این شرابخوار بی پروا را دوست داشتن و اشعارش را نقل میکردند؟
پاریس در امروز هم این وضعیت را ندارد که شیراز در آن زمان داشته باشد
سعید هاتشات در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷۲:
مولانا در این شعر می خواهد تفاوت بین چشم ظاهر بین مردم و باطن نگر عاشق را بیان کند.بخاطر همین است که پارادوکس های فراوان در شعر می بینیم..
برای مثال در بیت اول می گوید: " چشمت به خماری ناز می کند یا خواب بر آن غلبه می کند؟" و در ادامه در مصرع بعدش می گوید: " نه هیچکدام درست نیست بلکه در باطن چشم خمار خواب آلودت چشم فراز کرده و همه چیز را از روی دغل کاری و زیرکی زیر نظر داری".
اخمد در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴:
سلام ب همه. ی دوستان، ب نظر بنده هم نکنه ی مبهمی وجود نداره وقتی حضرت حافظ فرمودن ک نهانت نظری با ما بود یعنی درسته که یار نهانی ب من نظر و لطف داشته ولی من متوجه این لطف پنهانی بودم و به همان خاطر آثارش در چهره من مشهود بوده اگر متوجه آن لطف پنهانی نبود که دلیل نداشت یاد کنه،
ابوطالب رحیمی در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۹۹ - عهد خونین:
بسیار زیبا مکر و فریب و ریای برخی افراد رو توصیف کرده. روحش شاد.
ابوطالب رحیمی در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۸ - حکایت دزد و سیستانی:
ممنون از آقا علیرضا، درسته بیت چهارم فراموش شده. این شعر زیبا من رو به یاد مناظره دزد و قاضی پروین اعتصامی انداخت.
ابوطالب رحیمی در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۳۹ - توانا و ناتوان:
مناظره های پروین همه زیبا و پندآموز هستند از جمله این مناظره بین نخ و سوزن. روحش شاد.
ناشناس در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵ - اشک یتیم:
آن پارسا که ده خرد و ملک رهزن است ... اتفاقاً همین پارسا این شعر زیبا رو از کتاب درسی حذف کرده.
حامد در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیتاند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند:
تضاد های انسان که از بدو خلقت و با نافرمانی ابلیس آغاز گردید جزیی از نقشه خلقت بود و نافرمانی ابلیس و ایجاد طرح عالم دوقطبی نیز طرحی از پیش تعیین شده است . تضاد های انسان و رنگ ها تا زمان الست بربکم ادامه خواهد داشت و موقعی تضاد ها و رنگ ها به بی رنگی مبدل خواهد گشت که جواب الست را بله بگوییم . آفرینش از بی رنگی و عدم بوجود آمد و همانند منشور که رنگ نور از آن عبور کند به رنگهای متنوع در خواهد آمد . عالم هیچ قطبی یا عدم نیز با برخورد در جهان دوقطبی به دو بخش مثبت و منفی مبدل خواهد گشت : جبرییل و شیطان و در گذر از عوالم بعدی به جایی خواهیم رسید که : کفر و دین در بر عشاق نکوکار یکی ست / کعبه و بتکده و سبحه و زنار یکیست ... اگر از دیده تحقیق به عالم نگری / عشق معشوقه و عاشق دل و دلدار یکیست ... بله جبرییل و شیطان نیز ماموریتشان به اتمام خواهد رسید و یکی خواهند شد و به بی رنگی می رسیم .
آمیز در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
پرسش دارم
دوستان بیت ششم: "در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند، آدم بهشت روضه دارالسلام را"
به چه معناست؟
آبخور معنی "قسمت (تقدیر)" میده؟
جمشید پیمان در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
پس از نوشتن یک حاشیه در اینجا ،بعضی دوستان در رابطه با نوشته من خصوصی به دو نکته اشاره کرده و برای آنها از من توضیح و نظر خواسته اند. ضروری دیدم آن نکته ها و توضیحم را در اینجا نیز بیاورم.
نکته اول: آقای زرین کوب در این مورد سخنی نگفته است یا لا اقل کسی بطور مستند چنین چیزی را در جائی ندیده است.
در رابطه با این تذکر یادآور می شوم که من نیز شخصا چنین چیزی را مستقیما از آقای زرین کوب نخوانده ام. بنا براین تا زمانی که کسی سند معتبری در این مورد ارائه نکند نظرم در مورد ایشان کان لم یکن تلقی می شود.
نکته دوم این که افلاکی در مناقب العارفین به ملاقات سعدی و مولانا اشاره کرده است.
به نظر من اشاره افلاکی هیچ گونه مستند تاریخی ندارد و صرفا یک جعل از طرف او است. اثبات فرضییه جعل بودنش را موکول به توضیحات مفصل تری می کنم که پس از تحقیق و تفحص بیشتر ارائه خواهم داد.
در پایان بار دیگر خاطر نشان می کنم که همچنان معتقدم میان سعدی و مولانا نه دیداری رخ داده است و نه سعدی به ساحت و مقام مولانا تعریضی کرده است.
کوثر در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
زیبااااااااااا
کوثر در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶ - داغ لاله:
بیت اخر منظورش چیه؟؟
کوثر در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲ - شکار رستم در مرز توران، دزدیده شدن رخش و رفتن او به سمنگان:
فقط ای کاش یکی هم واسم میخوند هم معنی میکرد
کوثر در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱ - اندیشه در مرگ و سرنوشت:
عاااااااااااااالی بود عاااااااااااااالی
کوثر در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱ - اندیشه در مرگ و سرنوشت:
عااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود حرف نداره موفق باشین
رامین یوسفی در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷۸: