رضا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:
سلام خدمت دوستان
بنده چون در دانشگاه مدرس درس روستا هستم خدمتتان عرض می کنم که تفسیرهای شما ناتمام است تا وقتی که متوجه یک نکته ی مهم نباشید و آن نکته این است که مولوی و امثال ایشان در دوره ی سنت می زیسته اند و قیاس ده و شهر را در آن دوره انجام داده اند یعنی قیاس دهی در اصفهان با اصفهان، دهی در یزد با یزد، ده شیرازی با شیراز ، ده نیشابوری با خود شهر نیشابور و ...؛ شهرهایی که هیچکدام از آلودگی ها و مسائل شهر امروز را نداشته اند و خود بسیار به روستای امروزی شبیه بوده اند و فقط به لحاظ علمی و سیاسی و نظامی و ... پیشرفته تر بوده اند. یعنی حال و هوای کوچه های شهر همان حال و هوای کوچه های امروز روستاهای خوب بوده در ضمن امکانات هم بوده؛ در آن زمان اصلا تصور نمی شده که شهر آلوده تر، بی اخلاق تر و ... از روستاست چون تمام فضای زیستی آنها پاک و مذهبی و طبیعی و سالم و... بوده از این رو قیاس فقط قیاس علم و امکانات بوده و نه قیاس دیگر؛ بی شک اگر مولوی در زمان معاصرزندگی می کرد، شهر امروز را زیر باد فحش و ناسزا می گرفت. با تحولاتی که برای شهرها به وجود آمده، رجوع به شعر مولوی فقط این را می رساند که در زمان ایشان، علم در روستا ناچیز بوده و نه هر نتیجه ای که دوستان می خواهند بگیرند. در بعضی موارد روستا بهتر است و در برخی موارد شهر و هر بخش باید با تحقیق معلوم شود و حکم کلی نباید داد. مثلا ما الان روستاهای بسیار فاسد هم داریم، اما در کل فساد، طلاق، بی اخلاقی و ... در شهرها بیشتر است....
یا حق
سحر در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۰ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:
با کمال شرمندگی اشتباه تایپی من رو بپذیرید. استاد صدیق تعریف
سحر در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:
بسیار متشکرم از حاشیه های دوستان کمک فوق العاده ای در درک شعر به من حقیر کردید. امید که رهروان راه او به سر منزل مقصود برسند.
این شعر رو استاد صدیق ضریف نیز به زیبایی خوانده است.
ناشناس در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
خیلی عالی بود مرسی یاد دوران بچگی افتادم کتابشو داشتم خیلی دنبالش گشتم ولی پیدا نکردم مهدی
انتظار در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:
در زندگی و احوال جناب مولوی نوشته اند که هرگاه نام پیامبر ص را میشنید به احترام بلند میشد و این جمله را زمزمه میکرد :
نامت بماند تا ابد ، ای جان ما روشن به تو ...
از ابیات مختلف و بسیاری که در مثنوی آمده برمیآید که ایشان بر سر سفره رسول الله ص نشسته و خود را وامدار ایشان و مولا علی ع میداند و غریب نیست که ایشان آموخته هایی از مولا حسین بن علی ع نیز داشته.
در این غزل نیز ایشان صریحا از شهیدان کربلا نام میبرد و این نشان از شوق این بزرگوار برای شهادت و دادن همه چیزش در راه خداست ... همانگونه که میگوید :
خنک ان قمار بازی که بباخت آنچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر...
این دقیقا همان فعلی است که حضرت حسین سلام الله علیه به بهترین وجه انجام داد و برزگانی چون مولوی آرزوی آن را دارند....
دکتر ف. ق در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۶ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۳۲:
به گفته ی دکتر زرین کوب عزیز و بزرگوار این قطعه قدیمترین شعری است که در دیوان لسان الغیب وجود دارد و در زمان جلال الدین مسعود شاه سروده شده است . شاعر جوان در روزگار سلطنت مسعود جرات نموده و استر گمشده ی خود را در خواب درون اصطبل سلطنتی می بیند . شاید از او اصلا استری گم نشده و شاعر برای یک تقاضا و عرض حال فقط حسن طلبی را به کار برده باشد . ( از کوچه رندان ، تلخیص ص دوازده )
رضا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۰:
حافظ انگار از این شعر خوشش نیامده و می فرماید
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه انی رایت دهرا من هجرک القیامه
دارم من از فراقش در دیده صد علامت لیست دموع عینی هذا لنا العلامه
هر چند کازمودم از وی نبود سودم من جرب المجرب حلت به الندامه
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا فی بعدها عذاب فی قربها السلامه
گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم و الله ما راینا حبا بلا ملامه
حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین حتی یذوق منه کاسا من الکرامه
آشتا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷:
مهرزاد جان
معنای این بیت اینه که: این راه با شوق طی شدنی نیست اگر بود همه طی می کردند این راه رو و دیگر کسی عنانش را به دست فراق نمی داد.
خیام دوست در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۳:
سلام. حکیم خیام در مصرع دوم بیت دوم میگوید ای بیخبران. با توجه به اینکه میگوید بان اید که تمام را متوجه کند اشاره به امدن دین جدید نیست بلکه راه اشتباهی است که در دین پیموده اند. منظور احتمالا فرقه ناجیه است.
احمد در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۶:
در بیت زان از بگه دف می زنم زیرا عروسی می کنم، پگه با پ درست می باشد بمعنی پگاه و صبحگاه .
شبستان خیال در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
گمان می کردم این شعر از سعدی است . امروز آن را با صدای استاد شجریان شنیدم به یکباره جانم بسوخت . این همه زیبایی و لطافت کلام در شاه بیت آن جاگرفته است .
معشوق آن چنان در دل عاشق جاخوش کرده است که اصابت تیر از جانب معشوق را به جان می خرد و همه ی فکر وغصه اش این است که مبادا تیر معشوق به خطا برود و در جان عاشق اصابت نکند .
شعر فارسی قندی است که در میان شعرزبان های دیگر حلاوت و دل انگیزی ویژه ی خود را دارد .
تهرانی در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸:
ز آفتابی که میتابد از گریبانت به جای
که آفتاب که میتابد از گریبانت
شارح در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۰۵ - در حماسه:
اگر کسی ادبیات را درک کند،این شعر،بهترین شعر منتخب وی خواهد بود
محسن در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:
مخالف اینه که میگن خلاف جریان رودخانه نمیشه شنا کرد
علی در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵:
این شعر برای من مبهمه !! مخصوصا مخاطبش که دقیقا مشخص نمشیه کی هستند و خیلی هم عوض میشن
کیادرویش در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۸ - به پا خاستن فریدون در برابر ضحاک:
خیلی خوب بودولی کوتاه بود.
کیادرویش در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر:
بسیار خوب ولی طولانی بود.
محمد در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
با سلام خدمت همه دوستان عزیز این همه بحث و جدل سر منظور حافظ از این شعر و این همه تهمت و قضاوت بی فایده است چه اینکه حضرت حافظ میگه ندیم و مطرب وساقی همه اوست خیال آب و گل در ره بهانه لطفا اشعر حافظ رو تفسیر به رای نکنیم و سعی در به حق جلوه دادن خودمون و تخطئه کسانی که مثل ما فکر نمی کنند نباشیم
بی نام در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
یا حق ،بشنو از نی چون حکایت میکن کز جداییها شکایت میکند ،حضرت مولانا در اینجا میخواد فراغ رو مخواد یاد بده ،ازفراغ آب ها تیر شو زد و گنده وتیره شود باد جان افزا مخم گردد وبا آتشی خاکستری گردد حبا
رهی مقیم در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹ - شرم و عفت: