گنجور

حاشیه‌ها

sassan در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۰:

از آمدن و رفتن ما سودی کو؟
وز بافته وجود ما پودی کو؟
در چنبر چرخ جان چندین پاکان
می سوزد و خاک می شود دودی کو

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۹:

نغزی ای که آشکار کردید این بود که هنگفت یعنی ضخیم . thin می شود تنک و thick می شود هنگفت . کارواژه ی هنگفتن هم زیباست .

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۹:

کمان کشید ونزد برهدف که نتوان دوخت
مگر به سوزن فولاد جامه ی هنگفت
جامه را با سوزن می دوزند نه باخامه که به معنی قلم است

حسین در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷:

زیباست که آخر شعرش با صلوات تمام شده است ، شاید خواسته یک کد یک نشانه یک راه یک رمز و یک کلید کارگشا را ارایه دهد و ....

a در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۳۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۹:

اگر روزی به عقل و فضل بودی
ز نادان تنگ روزی تر نبودی

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:

ستاره جان . البته چون فرمودی استادان می بایست من بایستم تا استادی بیاید و پاسخ بگوید ولی شاید این درخواست شما را به این زودی نبیند .من چند واژه برایت می نویسم . رطل عربی است از لتر پارسی است و لَتر در واقع آوند باده سازی است .رطل گران زدن یعنی با هر بار نوشانوش باده ای فراوان خوردن به گمانم میگوید شعری بخوان که در خور نوشیدن جام های سنگین و پر باشد .جام دمادم هم داشته ایم که شخص کمی باده را تند و تند می خورده یعنی هر دم یک آشام و جرعه .
بیت آخر هم میگوید حافظ بیا و از اندیشه ی ریاکاری دست بردار و در همین دنیا هم کامی بران !

حوری در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۴۰:

سلام ،خسته نباشید.
در بیت اول ،مصرع دوم نوشته
وز روز ازل تا بابد سیری نه....تا به ابد صحیح است

وز روز ازل تا به ابد سیری نه .

کیادرویش در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک:

خیلی خوب بود.

کیادرویش در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود:

عالی و زیبا بود ولی کوتاه بود.

ملیکا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

سلام واقعا ممنونم از معنی مصرع عربی شعر
واقعا لازم داشتم
معلم عربی تو مدرسمون معنیشو میخواست
بازم ممنون

محمد در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال تو:

سلام
در زمان قدیم در مکتبخانه ها که پاک کن نبوده اگر در موقع نوشتن اشتباهی کوچک پیش می آمد مثلا نقطه ای اشتباه نوشته میشد آنرا با زبان میمکیدند در اینجا شاعر با اشاره به این موضوع میگوید که خال بالای لب یار که بزعم او در جای درستش نیست را باید با مکیدن پاک کرد
یا علی

ستاره در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:

با سلام و عرض ارادت خدمت اساتید ادبیات پارسی
ممکن است مصرع دوم بیت اول را برای بنده معنا بفرمایید؟
به همچنین، بیت آخر را.
پیشاپیش سپاس گذارم.

فرزین نشاطی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید:

در این حکایت , مولانا با بازی با کاراکتر ها و شخصیت ها میخواهد درس شناخت نفس را بما بیاموزد . کاری با تاریخ , پادشاهان , مسجد , کون و شهر سبزوار و شیعه و ابوبکر و ...... ندارد .
وقتی خوارزمشاه می گوید : همگی تان را که با مذهب هم هویت شده اید و سرتان را از دم تیغ خواهم گذراند اشاره به عشق دارد . می گوید یک ابوبکری که اینجا نماینده عشق است پیدا کنید تا سبزوار را که نماینده من ذهنی است ببخشم . جالب اینجاست که عشق ( ابوبکر ) را در خرابه ای پیدا می کنند که از هرگونه آبادی من دار خلاص شده است .

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۶۳:

با سلام . در بیت دوم مصرع اول به جای واژه "طرف" ، "طوف" درست تر نیست؟؟

کیادرویش در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸ - کشته شدن سهراب بر دست رستم، شناختن پسر از مهره و بازداشتن پدر از خودکشی:

آنقدر زیبا بود که 5 دفعه خواندمش

مهدی مقدم در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:

در جواب آقا جمال باید عرض کنم که بیت 6 سوالی است و مخاطب آن معشوق یا "تو" می باشد و خوبان در این بیت جدا از معشوق اند. اما بیت 7 مخاطب عام دارد و معشوق یا "تو" نیز جزء خوبان است.
البته این برداشت من از توضیحات و متن کتاب دکتر خطیب رهبر می باشد.

منتظر باران در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹ - گل پشت و رو ندارد:

طنین گرامی!
فکر کنم مصراع دوّم پرسشی است که از حریفان می شود.
ای حریفان! مگر چشم ساقی می در سبو ندارد که با شهریار بی دل سرگرانی می کند و به او جرعه ای نمی دهد، یعنی نگاهش نمی کند.

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷:

سوگ به معنای عزاداری است ولی سوک به معنای گوشه و کنج می باشد . سوق عربی هم از این لغت است چون سوق یک گوشه از کوی و برزن است . امروز شاید سوک برای spike برابر سازوار و در خوری باشد .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷:

شهربند یعنی مانده و محصور در یک شهر .ولی از روی همین می توان لغت خانه بند را هم ساخت یعنی حصر خانگی . شار هم معنای شهر را می دهد پس شارینیدن یعنی متمدن کردن و شارینش تمدن می شود

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:

از کینه چند واژه ی زیبا داریم یکی کینور kinwar به معنای منتقم و دیگر کینوری که انتقامجویی است سدیگر لغت بیشکین که حکیم نظامی بکار برده است و به معنای انتقام گرقتن بیش از اندازه است یعنی برابر دقیق واژه ی over-retaliation . تا اینجا که آمدیم بیشمهر را هم باید بنویسیم بیشمهری تا اندازه ای معنی ایثار میدهد .چون مهر یا میثر معنای پیمان هم میدهد .

۱
…
۴۸۸۲
۴۸۸۳
۴۸۸۴
۴۸۸۵
۴۸۸۶
…
۵۸۵۳