گنجور

حاشیه‌ها

ندا در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

با سلام. بیت سوم با توجه به معنا خوار درست است و نه خار.

اردشیر در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۰ - رفتن پدر مجنون به دیدن فرزند:

جناب عباس ربیعی!
شما میگوید: (( آن زمان فقط به مردمی که اهل استان فارس بوده و یا نسبشان به آن برمیگشته پارسی زاد میگفته اند!)) اصلا چنین چیزی نیست. در گذشته تقسیم بندی جغرافیایی در کشور مثل امروز نبود که استانی بنام فارس باشد. اعراب به ایران بلاد فارس میگفتند همانطور که اروپاییان نیز تا چند دهه اخیر ایران را پرشیا مینامیدند. از کدام منبع این ادعا را میکنید که(( آن زمان فقط به مردمی که اهل استان فارس بوده و یا نسبشان به آن برمیگشته پارسی زاد میگفته اند!)) ؟
نظامی در این بیت به صراحت تبار خود را پارسی معرفی میکند و خود را ((دهقان فصیح پارسی زاد)) مینامد دیگر از این واضحتر میشود اصل و نسب خود را بیان کرد؟ بعد شما میگویید (این بیت نمیتواند اشاره به فارس بودن نظامی داشته باشد)!
شما انتظار داشتید مثلا نظامی چه بگوید که دلیل بر تبار پارسیش باشد؟ نظامی به صراحت سخن گفته.
این که شعرای قبل از نظامی از لیلی و مجنون یاد کرده اند چه ربطی به روایت داستان دارد؟ آنها راوی داستان که نبودند. داستان لیلی و مجنون به این شکلی که نظامی گفت و با این جزییات مختص خود اوست نه کس دیگر.نظامی میگوید :
دهقان فصیح پارسی زاد
از حال عرب چنین کند یاد
سنایی کجا داستان لیلی و مجنون را روایت کرده که شما میگوید منظور نظامی از (دهقان فصیح پارسی زاد) سنایی است؟
بیت:
فرزانه سخن سرای بغداد
از سر سخن چنین خبر داد
به هیچ وجه نمیرساند که شاعر اهل بغداد بوده بلکه میرساند که شاعر در بغداد (مهمترین شهر جهان اسلام در آن زمان) نیز مشهور و سرآمد بوده. (فرزانه سخن سرای بغداد) فرزانه شاعران بغداد، کسی که در بین شعرای بغداد سرآمد است لزومی ندارد که حتما زاده بغداد باشد.
اما گفتید که: ((گاهی وزن شعر و یا سیستم حاکم بر جامعه شاعران را به تملق گویی وا میدارد!))
یعنی شما نظامی را شاعری متملق میدانید؟ چرا نظامی باید تملق کند؟ اصلا برای چه کسی تملق کند؟ حاکمان ایران در آن زمان که ترک بودند نه فارس. نظامی برای چه کسی تملق کرده و خود را پارسی زاده معرفی کرده؟ اتفاقا اگر میخواست تملق کند خود را ترک زاده معرفی میکرد که حاکمان ترک ایران خوششان بیاید. این طرز فکر شما جای تاسف دارد!

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۸:

درود به دکتر ترابی درست می فرمایید

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۸:

شیراز معدن لب لعل است و کان حسن
من گوهری مفلس، ازاین رو مشوشم
شهریست پر کرشمه و خوبان ز شش جهت
وسعیم نیست ورنه ، خریدار هر ششم.
( وسع به معنا (مانا!؟) ی گشادگی دست و دارایی)

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

مطلع غزل را بدین صورت دیده ام ، وگمان که با متن هم خوانی بهتری دارد:
گرچه از آتش دل ، چون خم می در جوشم........

جواد در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۱:

حمله شیر یاسه کن کله خصم خاصه کن
جرعه خون خصم را نام می مغانه کن
یعنی چه؟

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:

شماره‌ی 29: در باره‌ی بیت تاصح .. این کمترین بدین گونه در نسخه ای کهن که تاریخ ندارد دیده ام:
شیخم به طعنه گفت حرام است می! مخور!!
گفتم به چشم ، گوش به هر خر نمی کنم!
پیر مغان حکایت معقول می کند
معذورم ار محال تو باور نمی کنم
این تقوایم تمام.........و گستاخیم ببخشایید.

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱:

سخت نگیرید جناب شمس، که سخت می گیرد جهان...... ما این گونه ایم و قضای آسمان است این و.... به آواز علی رضا افتخاری ( که صدای گرم و سوخته ای دارد ) گوش بسپارید، بخشهایی از همین غزل را خوانده است ، غم از دل بزدایید ،
دوست نباید زدوست در گله باشد....

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:

ازجمله دوستداران خواجه در جهان ، باید از آندره ژید نام برد که به گمانم نام یکی از داستانهایش " درتنگ" است و در ترجمه ای که من سالها پیش از آن رمان خوانده ام ( رضا سید حسینی ؟؟) ببخشید پیری زود رس است!!
این مصراع در آغاز آمده است:
جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است......

سعید در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:

با سلام
به استناد تحقیقات جامعی که دکتر کدکنی در نسخ قدیمی انجام داده اند اصل باید بجای ناله، گریه باشد
مطلب در یکی از شماره های مجله بخارا به صورت کامل چاپ گردیده شده است

امیرمسعود در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » مقطعات » قطعه شمارهٔ ۱:

با سلام و خسته نباشید، مصرع دوم از بیت ماقبل آخر در کتب درسی دبیرستان بصورت " باده نوشم سرخ سرخ و جامه پوشم رنگ رنگ" که باتوجه به سرخی رنگ می، باده، شراب و.. در اشعار به نظر صحیح تر می باشد. باتشکر

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۹:

سیاه مست یک لغت زیبا به فارسی دارد و آن گرست است و در فرهنگ جلالی دیده می شود .

بهروز یاسمی در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۹:

درست: از باغ جهان روی ببستیم و گذشتیم

علی امیری در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:

این‌که سعی می‌شود اشعار حافظ و بزرگان دیگر را به هر نحوی که شده به مسائل دینی‌ای ربط دهند که هیچ ربطی به آن اشعار ندارند داستانی تازه نیست؛ اما انصاف داشته باشید و اشعار را به افتضاح نکشید.
مثلا اینکه دوستی گفته آتشی که در دل ماست شاید منظور قرآن باشد!!! هر کسی که یک شعر حافظ را خوانده باشد و در حد یک انسان کاملا معمولی درک ادبیات داشته باشد جای جای ادبیات حافظ و همین شعر میبیند که منظور از آتشی که نمیرد عشق است. اما نمیدانم از کجا؟ و بر چه پایه‌ای دوستی تصمیم میگیرد این آتش را قرآن ببیند. یا آن دوست دیگر که فرمودند منظور از پیرمغان حضرت امام حسین(ع) می‌باشد! کدام حافظ پژوهی به چنین نتیجه‌ی شگرفی رسیده است؟
اینگونه تعابیر پای منبری نه تنها به مقام بزرگان ادبیات ما لطمه می‌زد و تعابیر شگرف آنها را در حد موعظه‌ای ساده و بی‌پایه پایین می‌آورد بلکه به مقام بزرگان دین هم لطمه می‌زند و بسیاری را از آن بزرگان خسته و خدای ناخواسته زده می‌کند زیرا به هر طرف که می‌نگرند عده‌ای یا ساده دل و یا ناپاکدل آنها را به امامان نسبت داده‌اند از ترک دیوار گرفته تا شاهد ترک اشعار حافظ.
من الله توفیق

مرتضی در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳:

وزن: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن

اردشیر در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۹:

استاد رایانامکی از چه ریشه ای است استاد کیخای گرانقدر اگر ممکن است به بنده بیاموزید
با تشکر

ma در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

تو آلبوم ساز قصه گو است نه انتظار دل...

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران:

زنده باد خاک آذربادگان با چنین شاعرهایی

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

به گمانم در مصرع نخست از بیت هفتم به جای دروغ میباید "لاف گزاف " باشد چه لاف خود دروغ هم می تواند معنا بدارد.
لاف عشق و گله ازدوست ، زهی لاف گزاف
زیباتر نیز می نماید والله اعلم.

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۹:

اردشیر جان به من هم رایانامکی نفرستاده اند گویا کاری کارستان برایش پیش آمده است .

۱
…
۵۰۴۳
۵۰۴۴
۵۰۴۵
۵۰۴۶
۵۰۴۷
…
۵۸۵۳