گنجور

حاشیه‌ها

محمدرضا در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

سلام احتمالا منظور همان نگهدارنده وکرایه دهنده خربوده که بایزید خواسته او رابه علت اصلی وجود او یعنی بندگی خداست اشارت دهد

شکوه در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها:

انطفا خاموشی است و فرو نشستگی و فروکش کردن

شکوه در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها:

هش هم به معنی ساکت و خموش آمده و هم هوش ولی امیغش با گوش به معنی حواس به کار میرود هوش به معنی خرد و جان هم هست و همینطور به زبان پهلوی هلاک

شکوه در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۷ - داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بی‌نوایی چنگ زد میان گورستان:

گدا و دریوزه را اسدی روان خواه آورده است

محمد فرقانی در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ عبید زاکانی » عشاق‌نامه » بخش ۱۶ - رفتن قاصد پیش معشوق:

در بیت اول مصرع دوم بجای چو پیششس نوشته شود چو پیشش.
ممنون مرسی.

ع . فرزین در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۵۶:

با سلام دوباره :
در ادامه و تصدیق نوشته قبلی خویش متنی را از جلد دوم کتاب " داستانِ دوستان " که مجموعه گفتار رادیویی استاد حبیب یغمایی است ، خواهم آورد ، باشد که روشنگر و مفید باشد .
( دیوان بهار در سه مجلد مدتها در اختیار من بود . در سال 1327 که مجله یغما را تاسیس کردم ، اشعاری از دیوانش برای درج در مجله انتخاب می شد . در مرثیه ی مرحوم عارف قزوینی قطعه ایی دارد در کمال لطف و تاثیر به این مطلع :
دعوی چه کنی داعیه داران همه رفتند
شو بار سفر بند که یاران همه رفتند .
به او عرض کردم مصراع اول قطعه را خوب است عوض کنید . فرمود خودت عوض کن . چنین کردم و گفتم :
" از ملک ادب حکم گزاران همه رفتند " و با تلفن به حضورش معروض داشتم . پسندید . اما وقتی چاپ شد ، اعتراض ها کرد که شعر مرا خراب کردی{ البته راست هم می گفت ! ع . فرزین } ، همان که خودم گفته ام بهتر است . با اینکه وجه صحیح و اصیل را در مجله توضیح دادم ، بی اثر ماند . اعتراض دیگرش این بود که چرا این قطعه را در ذیل خبر وفات علامه محمد قزوینی چاپ کرده ای و توضیح نداده ای که در رثاء مرحوم عارف قزوینی ساخته شده.)
بیچاره ملک الشعرا بهار ، چه دوست فاجعه ایی داشته !!!

محمد امیراحمدی در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - ایضا در مدح سلطان سنجر:

شاه سنجر که کمترین "خدمش"
درست است.

محمد امیراحمدی در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - ایضا در مدح سلطان سنجر:

شاه سنجر که کمترین "خدمش"
در بیت دوم صحیح تر است.

بهرام مشهور در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۳۴ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۱:

بدین گونه اصلاح بفرمائید :
کس خلد و حجیم را ندیده است ای دل
گویی که از آن جهان رسیده است ای دل
امید و هراس ما به چیزی است کزان
جز نام نشانی نه پدید است ای دل

بهرام مشهور در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۰:

اغلاط زیادی دارد ، باشد که بدین شکل اصلاح فرمائید :
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من می گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش است

یه دوست در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۵:

توی زبان تاجیکی به خواهی میگن خوهی، اگه توجه کنی وزن شعر اینجوری بهتر هم میشه.

بهرام مشهور در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۲:

عبارت درست مصرع آخر چنین است :
زین آمدن و ماندن و رفتن مقصود

علیرضا پیشگو در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:

سلام علیک یا امیر المقتدر فی الملک الحدیث
سلام و درود بی پایان بر سعدی مانگار از پس قرنها
از نظر بنده ی حقیر اگر کسی آواز همراه با اوج استاد شجریان را شنیده باشد و تحت تاثیر قرار نگرفته باشد مصداق آن بیت سعدی است که"اشتر به شعر عرب در حالت است و ظرب گر نیست ترا طبع شعر کژطبع جانوری" در این آواز صدای بی نقص و پر توان استاد که از نظر بنده عشق و غم مجنون به هم آمیخته و در آن حنجره اکسیر شده چنان با سوز و از سر درد این را اجرا می کند که به حتم اگر مجنون هم بود خود بر این نکته تاکید می کرد که غم لیلی در دل منو در صدای شجریان و در ناله ی سعدی تقسیم شدهاست و در هر کدام به صورتی تجلی یافته است

محسن مردانی در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

احتمالاً "جسمانی" درست است در مقابل صفت "روحانی" در مصرع قبل

نـــــــور در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

جناب آقای بی دین که اعتقاد دارید اشعار حافظ هیچ ربطی به اصول مبانی عرفانی ندارد بد نیست برای شناختن حافظ یکبار هم که شده کتاب عرفان حافظ رو ورق بزنید:|
به نظر من در این که به شعر حافظ باید از دیده ی عرفانی نگاه کرد که شکی نیست اما هرکسی میتونه به یه بعد خاصیش نگاه کند برای مثال بیت عشقت رسد به فریاد هم میتونه این باشه که عشق به فریادت میرسه هم میتونه این باشه که عشقت به اوج و کمال خودش میرسه حالا هر کسی و نظر خودش.

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:

در کتاب فارسنامه ابن بلخی که البته کتابی ادبی نیست نوشته بوستان یعنی جایی که بوی بسیار است .

محمد در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۴:

من با الهام از این شعر اینطور برای پسر گلم سرودم به نام خدا
یارب گلی که داده بودی کنون در مزار خوابیده ست چه جای شکوه وغم که گلم در جوار یار خوابیده ست
خوشا به حال چومنی که تو گل ز دامنش چینی که خالق گلی و گلم در گل ئُ زار خوابیده ست
زلطف توست که سینه چاک نمی دهم ای دوست چرا که دانم هر گلی که در جوار توست آرام خوابیده ست
به اشک های سرخ همیشه جاریم ملامتم مکنی یارب زدوری غنچه ی نشکفته ام این چشم ها نخوابیده ست
تو دانی و بس که به عشق تماشای وصال با گلم هزار هزار فرشته و ملک در آسمان ها نخوابیده ست
ترسم که بیدار شود زنجوای با تو گلم چون خسته بود و رنجور کنون تازه خوابیده ست
یا رب بیا و منت بنه بر ای این عاشق حقیر مرا به سرایی ببر که گلم خوابیده ست

بابک افشار در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:

سرو چشمی چنین دلکش تو گویی چشم از آن برکش -- برو کین وعظ بی معنی مرا در سر نمی گیرد

نازبانو در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۱ - غزل خواندن مجنون نزد لیلی:

خیلییییییی زیباست

۱
…
۵۲۵۷
۵۲۵۸
۵۲۵۹
۵۲۶۰
۵۲۶۱
…
۵۸۴۸