دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com در ۱۴ سال قبل، شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
بیت هفت طبق نسخه انجوی سیرازی بدین صورت است:
آن همه شعبده ها عقل که می کرد آنجا / سامری پیش عصا و ید بیضا می کرد.
در خصوص نوشته امیر حسین در بالا ، صحیح بیت بدین صورت است.
آنکه چون غنچه دلش راز حقیقت بنهفت / ورق خاطر از این نکته محشا میکرد.
(حقیقت در دل نهفته می شود)
ورق خاطر از این نکته محشا میکرد یعنی:(در این زمینه اشتباه می کرد)
در بیت دوم" بیرون است " در نسخه گنجوی "بیرون بود" آورده شده است که به نظر صحیح تر است
رضا جعفری در ۱۴ سال قبل، شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
سلام خنده دار است که بعضی ها تلاش می کنند که حافظ را فردی جدا از دین نشان دهند البته خود حافظ بارها خود در غزلیاتش به آنه جواب می دهد تمام بزرگی حافظ به دلیل انس با قران و اهل بیت است اما کسانی هستند که نمی توانند این مطلب را درک کنند
حامد در ۱۴ سال قبل، شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
حدود 12 سال پیش زمانی که 20 سال داشتم شروع به شنیدن آثار استاد شجریان کردم، از اونجایی که دستگاهها رو نمی شناختم بر حسب اسم آلبوم شروع به شنیدن اونها می کردم و وقتی که به آلبوم نوا رسیدم تا چند ساعت در سکوت مطلق فرو رفتم...حس و حالم رو نمی تونم بیان کنم و تقریبآ از اون زمان به عمق معانی اشعر سعدی پی بردم...خدا سایه استاد شجریان رو سالیان سال بر سر هنر سرزمینم حفظ کنه.
رستم شجاعی مقدم در ۱۴ سال قبل، شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
این تن اگر کم تندی..............
این بیت شاه بیت عزل است و شاعر در آن آخرین تقاضای خود را از یار بیان می کند .
تن زلف معشوقه است که راه را بر دل عاشق به دام خود تنیده و بسته است .
شاعر از معشوقه خواسته است که این دام را کمتر سر راهش بگذارد (کم تندی) تا راه باز باشد و امکان پیشرفتن میسر گردد (راه شدی) و شاعر از بیان اینهمه گفتنی ها و شکوائیه ها آزاد گردد(تا نبدی این همه گفتار مرا)
حامد غفوری در ۱۴ سال قبل، جمعه ۵ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۸ - شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را:
با سلام. در بیت: ابلهان تعظیم مسجد میکنند / در جفای اهل دل جد میکنند ، به جای "جفای" فکر میکنم باید "خرابی" باشد، به معنای خراب بودن اهل دل از فرت مستی. بیت بعد وگر نه بی معنی میشود: آن مجازست این حقیقت ای خران / نیست مسجد جز درون سروران . مجاز در باره اهل مسجد هست و حقیقت درباره خراباتیان.
حامد در ۱۴ سال قبل، جمعه ۵ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳:
از دیدگاه من (که در وادی ادب خامی بیش نیستم)، جستجو برای یافتن استعارات عرفانی-الهی برای بیشتر سروده های خیام اشتباهی سره است. می که خیام میگوید همان نیست که حافظ گوید، می خیام می است و بس. سروده را با نگاهی به سراینده شاید خوانید. خیام حافظ نیست...
علی در ۱۴ سال قبل، جمعه ۵ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۱۲:
کلمه عرضه اشتباه است, به جای آن باید از کلمه ی عرصه استفاده شود, در غیر اینصورت, کاملاً بیمعنیست
علیرضا حدادی اصفهانی در ۱۴ سال قبل، جمعه ۵ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:
حضرت مولانا میفرماید :
باز به بط گفت که صحرا خوش است
گفت ترا خوش که مرا جا خوش است
در همین مضمون جناب مجذوب علیشاه میفرماید :
من نگویم خدمت زاهد گزین یا میفروش
هرکه حالت خوش کند در خدمتش چالاک باش . یاحق
یک ادیب در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۴ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مفتتح کتاب بر ترتیب ابن المقفع » بخش ۱۴ - شادمان شدن نوشروان از پیام برزویه:
سلام جناب بهرام مشهور .یک لحظه منم شک کردم با این که بارها کلیله را خوانده ام ...بنا براین نظر به کتاب کلیله مراجعت کردم و دیدم چیزی که در متن آمده منغَّص و فسیح امل درست است .روی شک و گمان نمی شود استناط کرد و قضاوت به معنی که توجه کنید درست است..لطفاً به کلیله و دمنه نصرالله منشی ص35 مراجعه کنید.
محسن در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۴ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
قهرش همه رحمت شد زهرش همه شربت شد
ابرش شکرافشان شد تا باد چنین بادا
در شب عید قربان سال 1391 نوشتم و برای روح بزرگ و بلند مولانا همواره آرزوی رحمت و علو درجات را دارم.
ارژنگ سروش در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۴ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۹۲ - ناله از حصار نای:
بیچاره مسعود سعد که سالهای عمر را پی در پی در زندانهای مختلف و از جمله زندان نای بسر برده بود خسته و مساصل شده اما با این وصف هنوز به خود دلداری میدهد که صبور باش که این جهان مجازی است .
مسعود جمالی در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۴ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۵۵ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - قصیدهٔ طلوعیه:
بیت هشتم مصراع دوم، در انتهای مصراع " لولوی لالا" بمعنای مروارید درخشان می باشد که اشتباها "لل لالا" نوشته شده است.
مسعود جمالی در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۴ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۵۱ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - مطلع دوم:
ضمن ابراز تشکر از شما عزیزان. این 3 قصیده مجموعا یک قصیده می باشد که هاتف دوبار در آن تجدید مطلع نموده است. نام این قصیده قصیده طلوعیه است که آذر بیگدل اصفهانی و یکی دیگر از شاعران همزمان هاتف نیز آن را استقبال کرده اند و بهمین نام طلوعیه آن را نامیده اند اما طلوعیه هاتف بر هر دوی آنها رجحان و بر تری دارد.
خسرو در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۴ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۲:۴۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:
"دوست همی داشتی مرا" !
قبلا جایی ندیده بودم که از فعل دوست داشتن تو غزل فارسی اینطور استفاده بشه.
به نظرم میزسه که شعر عراقی علاوه بر اینکه خیلی وقتها یک وزن حماسی داره زبان صریح ساده ای هم داره.
ش در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۴ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ باباطاهر » غزل:
بسیار زیباست از شما ممتون
خواندنش برایم کمی سخت است
کاش صامت و مصوت هم مرحمت شود
باز هم تشکر
محمد در ۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » گئتمه ترسا بالاسی:
در مصرع بیت 5ام از آخر اگر جا افتاده است:
(مقابله با نسخه صوتی)
آللاهیندان سن اگر قورخماییب اولسان ترسا
با تشکر
سجاد در ۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:
با خسته نباشید وسلام لطفا قدرت دانلود pdfبزارین.
ناشناس در ۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ هلالی جغتایی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:
عالی بود
دوستدار در ۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:
ما از این شعر بسیار شنیده ایم و هیچ نظری نداریم
امیر م در ۱۴ سال قبل، یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۵:۲۷ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت سلطان محمود و خارکن: