هومن ظریف در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ ایرج میرزا » قصیدهها » شمارهٔ ۱۰ - انتقاد از حجاب:
درود بر عزیزان.
ایرج عزیز پرسیده است؛
«که جفت خود را نادیده انتخاب کند؟»
هرچند این پرسش در آن دوران یعنی اواخر مظفری و ممدلی شاه، باب بود و هنوز هم در برخی نواحی ایران نادیده جفت انتخاب می کنند اما نکته جالب که در همه کشورها، بتا بر پدیدهای که آنرا بربریت مدرن نامیدهام، بنا بر تشخیص مصلحت دربار و حکومتها، انتخاب جفت نادیده برای ازدواجهای سیاسی و بازاری رخ می دهد.
بنابراین عزیزان در پوستین انتقاد از مذاهب نیافتند. چرا که همه دوستان در هر قرائتی از مذهب، اهل صفا و مروت و وطن پرستی و نیکی و عفت و راستی، متفقالقول هستند.
فلذا، وقتی ایرج این انتخاب جفت نادیده را با تساهل شعری به ایرانی جماعت نسبت داده، باید گفت خیر. توی کلام ایرج شکر.
متاسفانه ازدواج کورکورانه سوق الجیشی، در همه کشورها بوده و خواهد بود و اتفاقا حیا در بی حجاب و بد حجاب و با حجاب ما ایرانیان امری ستودنی و قابل ارجاع است.
خلاصه هیچ آدم عاقلی در دنیا دروغ و نقاب و ریا را نستوده.
و هیچکس هم فعالیت اجتماعی را مختص زن یا مرد نکرده.
شاد باشید و اهل گفتگو
هدیه من عکسی جالب است از ایرج عزیز با جوانی دکتر حسین گلگلاب که به زودی طی کتابی با عنوان ای ایران ای مرز پرگهر، منتشر خواهد شد.
ارادت
حکیم در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۳۶ دربارهٔ ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۱۳ - آمدن کنیزک روز دوم به حضرت شاه:
این شعر را در قابوس نامه بدین صورت دیدم
که پازهر زهرست کهافزون شود
کز اندازهٔ خویش بیرون شود
زهرا ه در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۳۸ در پاسخ به محمد کاویانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
دوست عزیز فقط ما رو تشنه شنیدن کردید. کاش شرح میدادید که از استاد چه شنیدید
سفید در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰:
لان روحی قد طاب ان یکون فداک...
سعید حاتمی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۸ در پاسخ به محسن،۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۸:
در این صورت وزن شعر به میخوره
سعید حاتمی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۵ در پاسخ به بهنام دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۸:
بله به احتمال زیاد مصرع اخر بیت اول سوالیه .
چرا که در ادامه جواب سوال رو میده.
از منی که همه چیز بودم دور شدی و سبک شدی بی مقدار شدی.. و منظور اینه که راه خطا لاجرم و ناچار عواقبی داره.
برداشت دوم هم میتونه این باشه که تو چون در مقام انسانی،به هر طریق و مسیری بری وزن و اندازت کم نمیشه،چون جوهره انسانی و خدایی داری و در این صورت،سوالی نیست .
من برداشت اولی رو ترجیح میدم،چرا که سراسر شعر داره همین مفهوم رو پرورش میده.انسانی که از اصل دور بشه به فرع خواهد رفت
سعید حاتمی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۱ در پاسخ به بهنام دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۸:
منظور اینه که از تو به خود تو گفتم
حقیقت تورو بهت نشون دادم
جعفر عسکری در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۳ در پاسخ به عرفان فیروزآبادی دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۶۵:
سلام. این رباعی از خیام نیست.
قافیه داره و درست هم هست، فقط در قدیم خورد رو بنابر اقتضای قافیه، خَرد تلفظ میکردن.
عرفان فیروزآبادی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۶۵:
بنظر می آید قافیه ندارد
فرد ، کرد و بعد خورد؟!
سروش حسینی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۲ در پاسخ به آریا والا دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵:
من هم با هر بار شنیدن این بیت خصوصا با صدای محسن نامجو، احساس وصفناپذیری پیدا میکنم. نه اینکه صدای نامجو علت اصلی این حس باشه، بلکه تاثیرگذاری حقیقی ناشی از بیان فوقالعادهی جناب سعدیه و نوای آهنگین نامجو تنها تسهیل کنندهی این اثرگذاریه!
سروش حسینی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵:
محسن نامجو در آلبومهای سمفونیک اودیسه ۲۰۲۰، الکی و همچنین یک اجرای زنده به همراه گروه البستان (Al-Bustan Seeds of Culture)، این شعر را در قطعاتی تحت عنوان "هوشم ببر" به صورت زنده اجرا کردهاند. همچنین در آلبوم اولی (Oula) نیز در قطعهی "پروردمت" از این شعر استفاده شده. نامجو در این قطعات به صورتی خلاقانه این شعر را به کار بسته که شخصا برای من بسیار جالب و الهامبخش بود. به دوستان توصیه میکنم که خصوصا اجراهای سمفونیک اودیسه و اجرای گروه البستان را تجربه کنند. با چند جستجوی ساده در یوتیوب میتوانید به ویدیوی اجرای زنده آنها دسترسی داشته باشید.
رضا از کرمان در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۶ در پاسخ به نیلوفر دربارهٔ ایرج میرزا » قطعهها » شمارهٔ ۶۹ - ای خایه:
سلام
ایرج میرزا است دیگه نیلوفر جان شما خرده نگیر ولی به ترجمه هوش مصنوعی توجه کردید طفلک اونم خجالت کشیده وچه جالب ماله کشی کرده شاید هم هوش مصنوعی کلمات مستهجن را نمیفهمه.
افشار سعدیخوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۲۷:
در این رباعی، مهستی به زیبایی عناصر چهارگانه (آب، باد، آتش، خاک) و چهار زمان (پریروز، دیروز، امروز و فردا) را به ترتیب در کنار هم آورده است
مهدی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲ - نامهٔ رستم فرخزاد به برادر: اخترشماریِ شکست در قادسی و پیشگویی زوال ساسانیان:
در پاسخ جناب عسگرپور :
سلام
مطالب خوبی نوشتید تا که حدودی درست هست. اما ایراداتی هم دارد (در نگاه اولیه اینگونه برداشت می شود). مثلا این طور که نوشته اید انگار بهرام چوبین بی دلیل شورش کرد. بهرام قبل ازین توسط خود همین شاهان ساسانی به عنوان فرمانده منصوب شده بود و در کمپین های نظامی علیه بیزانس و بعد از آن قبایل ترک که در شرق به نواحی تحت اختیار ساسانی (مثل سمرقند و ...) هجوم می آوردند، پیروزی های بزرگی به دست آورد. بعد از آن شورش های اقوام خزر در نواحی قفقاز را خنثی کرد و پس از آن باز هم ارتش بیزانس یا همان روم شرقی را در نواحی گرجستان شکست داد. این ها باعث افزایش محبوبیت او شد و این حسادت خاندان شاهنشاهی ساسانی ( به طور خاص خود شاه ) را برانگیخت. به طوری که یکی از شکست های بعدی او بهانه تحقیر او قرار دادند و به دنبال آن بحث های شورش و ... شکل گرفت. یا همین خسرو دوم شاه ساسانی اصلا با قتل پدرش به شاهی رسید که بعد کینه بهرام را هم در دل داشت. منظور اینکه هر بخش از تاریخ ایران و خاندان های ایرانی قسمت های خوبی و بدی داشته اند و لزوما نمیتوان گفت کدام خاندان خوب است یا بد. افراد به طور خاص با اقداماتشان باید مورد بررسی قرار بگیرند. پس از اعراب خاندان سامانی نسل خود را به بهرام چوبین نسبت میداد و در شکوفایی زبان فارسی تلاش کرد و استاد بزرگ حکیم توس قبل دربار غزنوی به همین دربار سامانی برای شروع کارش مراجعه کرد.
مثال دیگر درباره خاندان های اشکانی که خدمت بزرگی به ایران کردند شخصی به نام سوخرا است. شاه پروز با شکست در برابر اقوام شرقی هفتالیت مجبور به پذیرش شرایط آن ها شد. او اسیر شد خواهرش را به غرامت به آن ها تحویل داد. تا مدتی امپراطوری ساسانی طبق شرایطی که پروز به طور حقیرانه پذیرفت مدت ها به آن ها باج و خراج باید می پرداخت. اصلا اوضاع تا حدی عجیب بود که خراج آزادی او را مجبور شدند از روم قرض بگیرند ! سوخرا انتقام همه این ها را از کوشنواز فرمانده هفتالی ها گرفت و اعاده حیثیت کرد. البته درست است که بعد ها از قدرتی که به دست آورد سو استفاده کرد.
در مورد مزدک مطمئن نیستم ولی زیر نظر همین شاه کاوه یکم ساسانی فعالیت میکرد. و در مقطعی هم میگفتند موبدان زرتشتی اقلام را احتکار می کردند و این زندگی مردم را سخت کرده بود او شورش کرد و به همین دلیل به ارتداد از دین زرتشت متهم شد. بعد ها خرمی ها ( یا سرخ پوشان ) که به رهبری بابک خرمدین علیه حاکمان ظالم عرب شورش کردند در دین شان از اندیشه های مزدک بهره می بردند.
بله درست است که قطعا در زمان شکست از اعراب، خاندان های صاحب ثروت و قدرت به خاطر منافع خودشان به وطن خیانت کرده اند. اما اینقدر مطمئن و صریح همه افراد و خاندان ها رو با یک چوب نرانید و متهم نکنید. خاندان های اشکانی اساس حکومت ساسانیان بودند و توسط اردشیر بزرگ متحد شده و ساتراپ بندی شدند و مفهوم شاهنشاهی به وجود آمد. در خاندان ساسانیان چندین شاه فقط برای بازی قدرت به قتل رسیدند و بزرگان و بعضا موبدان هم در آن ها دست داشته اند که احتمالا به منافع خود برسند. همانطوری که تمام ساسانی ها افراد خوبی نبودند تمام اشکانی ها هم لزوما بد نبودند. هر فرد را با کارنامه اش بسنجید.
علی محمّدی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۷ در پاسخ به ميم شادمانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
آن سهی سرو
کزو گشت
سر دار
بلند
یلدا ی. در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۳:
مولانا نیز همچون خرقانی بدون واسطه با خدا حرف میزد، این غزل مصداق همین بی تعارفی و رویارویی ست.
رضا شیفته در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
سلام و ادب، به نظرم در بیت :
در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود
کاین شاهدِ بازاری وان پردهنشین باشد
این است که قسمت و تقدیر و شاید رسم و رسوم، این بوده که گلاب ( بوی گلاب) به جهت بوی معطر و دلپذیرش همیشه عموم مردم ازش استفاده می کردند و همه بوی خوشش را ( شاهد بازاری) می شناسند و در همه جا هست. .
اما گل ( پرده نشین / در گوشه و خلوت ) بیشتر در خانه های مردم و آن هم در پرده های اتاق ها ( پرده با نقش های انواع گل) جای گرفته.
چیزی که از قدیم الایام بوده و خواهد بود.
و حافظ ِ راز، میخواد این هنرمندی زیبای خداوند را به ما ( با زبان شعر) نشان بده
برداشت من از این بیت این هست که باید تسلیم تقدیر الهی بشیم و شرایط ( بد یا خوبمان) را بپذیریم و به زندگی کردن ادامه بدیم.
آرش در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:
عبد مذنب در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۶ در پاسخ به علی عباسی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۰:
فائزه صفری در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۴۵: