پرویز شیخی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک:
ادمین محترم
با سلام و عرض ادب
برای پیوستگی داستان ضحاک و جمشید ، میبایست بخش 3 با بخش 4 جابجا شود
با تشکر
احمد اسدی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸:
یکی از نکات زیبای این غزل به کار بردن دو کلمه متضاد باقی و فانی در بیت سوم در کنار هم است.
باقی هم از مصدر بقا معنای جاودانی میدهد که متضاد فانی است و هم در این بیت به معنایی که امروزه از لغت "بقیه" در محاوره دریافت میکنیم است. هر چیز جز عشق یار
به جز از عشق تو باقی همه فانی دانست
علی میراحمدی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۱۰ در پاسخ به مرزبان دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند رکنالدین قلج طمغاج خان پسرخواندهٔ سلطان سنجر:
درود منبع این سخنان نغز شما کدام مقاله است ؟
ممنون میشوم برایم ارسال کنید. بسیار دقیق بود
شاهین خدام در ۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت مؤمنا یا رسول الله:
با سلام،
در متن شعر؛ لغت اسیر به اسپر(سپر) تغییر یابد
Heydar Barsam در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳:
حضرت شیخ بهایی در کتاب نفیس کشکول آورده است که راغب در محاضرات گوید: اعشی، شاعر، دائم الخمر بود. از شعر اوست:و کأس شربت علی لذه و اخری تداویت منها بها ؛:گویند اعشی در خانه ی میفروشی فارسی زبان بمرد. از او که پرسیدند چرا مرد، گفت: «منها بها بکشتش
آرش رضائی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۰ - آزاد شدن دختران جمشید از بند ضحاک به دست فریدون:
بخدا این هوش مصنوعی فقط مزخرفات خالص تحویل ما میده جمع اش کنید دیگه ما آنقدر اساتید حرفهای داریم چرا باید از هوش مصنوعی استفاده کنیم واقعا خجالت بکشید
آرش رضائی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۵ - کشته شدن گاو برمایه:
معنی های هوش مصنوعی مزخرفات خالص واقعا خجالت نمی کشید همچنین معنی برای شاهنامه فردوسی گذاشتید از سایت گنجور انتظار نداشتم واقعا
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ شمس مغربی » فهلویات » شمارهٔ ۹:
در باره واژه «مشکیر»
احتمالا (توجه کنید احتمالا) واژه «مشکبید» دستخوش دو فرآیند واجشناختی زیر شده است:
1- تبدیل واج «د» به واج «ر» (همچنانکه در نوشتههای شمس مغربی، واژه «بود» تبدیل شده به «بُر»، و نیز تبدیل «بشنید» به «بشنیر»).
2-سایش واج «ب» (مانند حذف واج «گ» در «بُگذر» و تبدیل این واژه به «بوذر» bozar).
مصطفی غلام پور در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
به نظرم بهترین آواز شجریان همین قطعه از شعر سعدی است که در کاست نوا ارائه شده ...هر وقت که گوش میدم برام تازگی داره و هیچ وقت کهنه نمیشه
فرهاد بشیریان در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴ - کامجویی سودابه از سیاوش، تهمت ناروا و گذر بیگزند او از کوه آتش:
در ویرایش دکترخالقی مطلق همه چا نام سیاووش به صورت سیاوخش آمده است
جعفر عسکری در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:
نه همین میرمد آن نوگل خندان از من
می کِشد خار درین بادیه دامان از من
با من آمیزش او الفت موج است و کنار
روز و شب با من و پیوسته گریزان از من
قُمری ریخته بالم به پناه که روم
تا به کی سرکشی سرو خرامان از من؟
به تکلم
به خموشی
به تبسم
به نگاه
میتوان برد به هر شیوه دل آسان از من
نیست پرهیز من از زهد، که خاکم بر سر!
ترسم آلوده شود دامن عصیان از من
گرچه مورم، ولی آن حوصله را هم دارم
که ببخشم، بوَد ار ملک سلیمان از من
اشک بیهوده مریز این همه از دیده کلیم!
گرد غم را نتوان شست به توفان از من
دوست عزیز وحید هم به بیت جا افتادهی قبل از بیت تخلص اشاره کردن، ولی صورت درستتر بیت رو نوشتم تا غزل کامل بشه.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۸ در پاسخ به 7 دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶:
درود بر شما
در اینجا بیکار را به عنوان صفت فاعلی (شخص بیکار) گرفتهاید و متوجه شدهاید که با فعل جملۀ بعد از نظر عدد تطبیق ندارد. اما در اینجا بیکار به معنی باطل و بیهوده است. (سخنی باطل و بیهوده است که در فصل بهار به بلبل بگویی مخروش)البته پیکار هم میتواند باشد ولی نه در اینجا که سخن سعدی است. شاید سخن کسی دیگر بود پذیرفته میشد. سخن سعدی با این کلمه نرمی و زیبایی خود را از دست میدهد و زبر و زشت و خشن میشود.
گفتهاند حسناتُ الأَبرار سیِّئاتُ المقرّبین
بلیغترین و فصیحترین سخن در برابر سخن سعدی میشود گنگ و نارسا
جعفر عسکری در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:
سلام. متن اشکالات زیادی داره.
باده کو تا موجسان رقص از همه اعضا کنم
چون حباب از فرق، دستار تعیّن وا کنم؟
خار بیگل، دود بیآتش به من قسمت رسد
خواه گلشن، خواه گلخن، هر کجا مأوا کنم
پای سِیرم نیست اما سیل اشکم دادهاند
میتوانم خانه را بر خویشتن صحرا کنم
اشک میریزم به خون، هر گاه شوق از حد روَد
چون شود بدمست مهمان، آب در مینا کنم
صورت دیبا ز خواب عافیت بیدار شد
عیش را از ناله تا کی تلخ بر دنیا کنم؟
من که کاغذ از قلم نشناسم از آشفتگی
میرود قاصد، چه بنویسم؟ چه حرف انشا کنم؟
از نسیمی کمترم در گلسِتان روزگار
این نشد کز نوگلی بند قبایی وا کنم
خاکبیزی میکنم، از دور چون بینم تو را
دست و پایی را که گم کردم مگر پیدا کنم
پایم از بند تعصّب گر برون آید کلیم!
دست دل گیرم به دست و سِیر مشربها کنم
حامد فرجی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ قائم مقام فراهانی » منشآت » نامههای فارسی » شمارهٔ ۷۱ - نوشته ای است از قائم مقام به شاهزاده خانم:
قائم مقام هم میترسیده زنش از بقیه بشنوه زودتر خودش لو داده 😂
احسان راطبی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الحادی عشر: فی الطامات و فی الاقاویل المختلفة » الفصل الاول - فی الطامات » شمارهٔ ۸:
این رباعی بر روی یک تنگ زرینفام کاشان از سده هفت با شماره موزه 4766 در موزه دوران اسلامی موزه ملی ایران خوانده میشود. در کاتالوگ گلچینی از هنر دوران اسلامی موزه در سال 1375 در بخش سرامیک تصویر آن با خواندن غلط شعر آمده است.
یگلن در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۱:
من متخصص نیستم اما به نظرم میاد این از اون شعرایی باشه که یه آخوندی گفته بسته به ناف مولانا... نه معنی جفت و جوری داره نه وزنش درسته غلط املایی هم که داره
متین میرزائی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۱:
درود، معنی و مفهوم بیت آخر رو میگین لطفا
شهریار آریایی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:
در مصرع دوّم از بیت دوّم به جای کلمهی "یعنی" باید باشد: "جانا"
کار جنون ما به تماشا کشیده است
جانا توهم بیا که تماشای ما کنی
***
در بخش ویرایشِ بیت، این نظر و این تغییر را پیشنهاد دادم، ولی گفتم در کامنتها هم بنویسم تا دیگر دوستان نیز بدانند.
در برنامهی رادیویی "یک شاخه گُل" شمارهی 407، اینچنین خوانده شده است (آواز: سیاوش شجریان)، که بسیار زیباتر است. "جانا" از "یعنی" بسیار زیباتر است و درستتر مینشیند.
Minoo Shalchizadeh در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۷ - دیر زیاد آن بزرگوار خداوند:
با کمال تشکر از پارسی زبانان گنجور
لطفا در بیت ۱۲ لغت (گرم) را به (کرم ) تغییر دهید. در لغتنامه دهخدا این بیت آورده شده و این لغت با ک درج شده که معنی درست شعر را میرساند
با تشکر فراوان
ضیا احمدی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۹۰: