گنجور

حاشیه‌ها

استاد میراحمدی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:

خوش‌تر ز عیش و صحبت و باغ و ...

استاد افتخاری این غزل را با ریتم بسیار جالبی خوانده است که حداقل من در دیگر آثار موسیقی ایرانی نشنیده ام

ویژه قسمت آخر ترانه 

من فکر میکنم نوع خواندن ایشان بیان یک فرد خمار را دارد که منتظر ساقی است

 

نیما در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۴۸ دربارهٔ شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت اول:

شب‌های هجر را گذراندیم و زنده‌ایم

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

استاد میراحمدی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۳ - در نکوهش دنیا:

تو گزیده اینچنین جائی بر ...

تا این بیت خوب آمده ولی متاسفانه در ادامه به عرفان زده و خودکشی فلسفی کرده است!

بهتر بود با همین فرمان جلو می‌رفت و اندکی جلوتر کنار میزد 

ابیاتی را درین بیست بیت حذف کردم و به نظرم صورت ویرایش شده خواندنی است 

الحذار ای غافلان زین وحشت آباد الحذار
الفرار ای عاقلان زین دیو مردم الفرار
ای عجب دلتان بنگرفت و نشد جانتان ملول
زین هواهای عفن وین آبهای ناگوار
عرصه‌ای نادلگشا و بقعه‌ای نادلپذیر
قرصه‌ای ناسودمند و شربتی ناسازگار
مرگ در وی حاکم و آفات در وی پادشاه
ظلم در وی قهرمان و فتنه در وی پیشکار
امن در وی مستحیل و عدل در وی ناپدید
کام در وی ناروا صحت در او ناپایدار
سر در او ظرف صداع و دل در او عین بلا
گل در او اصل زکام و مل در او تخم خمار
مهر را خفاش دشمن شمع را پروانه خصم
جهل را در دست تیغ و عقل را در پای خار
ماه را نقص محاق و مهر را ننگ کسوف
خاک را عیب زلازل چرخ را رنج دوار
نرگسش بیمار یابی لاله‌اش دل سوخته
غنچه‌اش دلتنگ بینی و بنفشه‌اش سوگوار
صبح او پرده در آمد شام او وحشت‌فزای
ابر او پیک گذار و برق او خنجر گذار
اندرو بی تهمتی سیمرغ متواری شده
وانگهی خیل کلنگان در قطار اندر قطار
باز دروی با هنر ها دیده ها بر دوخته

کرکس خس طبع دروی از تنعم دیده خوار
تو گزیده اینچنین جائی بر ایوان بقا
راست گویند آن کجا عنوان عقلست اختیار

دکتر صحافیان در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:

ز دست کوته خود زیر بارم
که از بالا بلندان شرمسارم(۳۲۳)
دستم از وصال کوتاه است و من زیر بار سنگین عشق و شرمسار دلبران سروقامت(مقایسه با غزل ۳۰۸: دست ما کوتاه و خرما بر نخیل- معشوق پیوسته در زیر بار فراق سازنده و کوتاه دست از وصال ویرانگر)
۲- به امید آنکه سلسله موی معشوق دستگیری‌ام کند وگرنه دیوانه‌وار سر به بیابان خواهم نهاد.
۳-اوضاع روزگار را از من بپرس، که از غم‌هایش شبها سناره می‌شمارم و نمی‌خوابم.
۴- جام شراب، مرا از راز این روزگار آگاه کرد. به شکرانه این آگاهی، لب جام را می‌بوسم(و دوباره کامی و آگاهی‌ای دیگر)
۵- اگر برای می‌فروشان دعا می‌کنم، کاری نکرده‌ام جز بجا آوردن حق نعمت آگاهی.
۶-از بازوی توانمندم سپاس دارم، که توانی برای آزردن دیگران ندارد(سعدی:چگونه شکر این نعمت گزارم/ که زور مردم آزاری ندارم)
۷- چون حافظ شیدا سری مست و دیوانه دارم، ولی به عنایت خداوند در آن سرا امید بسته‌ام.
بیت اضافه در خانلری:
تو از خاکم نخواهی برگرفتن
به جای اشک اگر گوهر ببارم 
آرامش و پرواز روح

پیوند به وبگاه بیرونی

استاد میراحمدی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

بر این زادم و هم بر این ...

حماسه راستین فردوسی را باید درین بیت جست 

رضا جعفری در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۰:

استقبال از حضرت مولانا 

نه من از چراغ سوزم ، که چو عاشقی خموشم
نه بترسم از سیاهی ، که درون همه سیاهم 
همه شب دویده و دویدم ، که به انتها رسیدم
نه من از زمین خاکی ، که از آن  سمای پاکم

استاد میراحمدی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲۳:

ما گوش شماییم شما تن زده تا ...

یکی از بهترین نمونه های درک ریتم در خوانش این غزل توسط استاد ناظری است

اصل جنس است 

 

استاد میراحمدی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

گُل در بَر و مِی در کَف و ...

همایون شجریان این غزل را خوانده و تا آنجا که مربوط به ریتم است ریتم کار را خوب درآورده

یعنی آهنگساز یا خواننده درک کرده اند که این غزل را چگونه باید دربیاورند

هر چند خود همایون خواننده ای نیست 

فاطمه یاوری در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۲:

از برون خسته‌ی یاریم و درون رسته‌ی یار

لاجرم مست و طربناک و قوی‌بنیادیم

خاک پای حافظ در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۴۲ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲:

ممنووووووووون برگ بی برگی

دکتر حافظ رهنورد در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:

گر چه بـا دلـق مـُلـَمـّع مـی گلـگون عیب است
مـکـنـم عـیـب ؛ کــز او رنــگ ریـــا مـی‌شـویـم

خواجه در این بیت، ملمع (چند رنگ) بودن دلق(لباس صوفیان) را با ریا که مخالف یکرنگی‌ست برابر گرفته؛ برای همین آن‌را با می گلگون قرین می‌کند که به یکرنگی و صدق به هنگام مستی اشاره کند.

در مصرع دوم ترکیب "مکنم عیب" ایهام‌دارد؛ هم معنی کار بدی نمی‌کنم می‌دهد و هم‌معننی از من خرده مگیر.

 

امیر گیاهچی در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - در مدح امیر انکیانو:

اگر چه سعدی از شاعران سبک عراقی است اما در قصائد از ویژگی های سبک خراسانی بهره می گیرد 

یکی از ویژگی های سبک خراسانی آوردن دو حرف اضافه برای یک متمم است که غالبا حرف اضافه دوم مورد نظر بوده و معنا را کامل می کند 

مانند 

شبی قیرگون ماه پنهان شده

بخواب اندرون پیل و مرغ و دده 

که دو حرف اضافه ب و اندرون برای یک متمم یعنی خواب آمده و حرف اضافه دوم یعنی اندرون  مورد نظر بوده و معنی عبارت را کامل می سازد 

در اولین بیت این قصیده از استاد سخن سعدی شیرازی نیز این ویژگی به چشم می خورد و دو حرف اضافه" به" و" در" برای یک متمم که" دنیا "باشد به کار رفته است. اما متاسفانه اغلب خوانندگان این قصیده بیت را چنان خوانده اند که گویی" در "پیشوندی است برای  فعل نبندد ... و متاسفانه معنای عبارت به کلی عوض می شود یعنی به جای  این مفهوم که هوشیار دل در دنیا نمی بندد مفهوم هوشیار  درِ دلش را به روی  دنیا نمی بندد " استنباط می شود که کاملا اشتباه است چون در نبستن به ( روی) دنیا به معنای استقبال کردن از دنیاست ! در حالی که نظر شاعر خلاف این مدعاست!

"به دنیا در" را باید با هم و  به گونه ای خواند که "به" و" در" دو حرف اضافه برای یک متمم  یعنی " دنیا" باشد به معنای در دنیا ...

استاد میراحمدی در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:

سلطانِ من خدا را، زُلفَت شکست ...

یکی از شجریان ها خیلی بد میخواند این غزل را

از خانه همسایه شنیدم 

کلا موسیقی ایرانی را نمی‌پسندم به جز چند کار خاص از چند خواننده

اما آنقدر میدانم که هر شعری ریتمی دارد که اگر آن ریتم رعایت نشود کار به هم میریزد

و کاری که زیر و زبرش جور نباشد و ریتمش درست نباشد داد میزند حتی از خانه همسایه

 این هم نوعی همسایه آزاری است!

به نظرم خیلی مهم است که آهنگساز و خواننده ریتم شعر را بشناسند و بدانند که چطور شعر را دربیاورند

ریتم دیگر است و وزن دیگر

عادل مؤمن نژاد در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:

کنسرت "پیام نسیم" (اجرای لوزان سوئیس)

استاد شجریان 

 

این آواز در کنسرت آلبوم "پیام نسیم" به جای غزل "ای صبا نکهتی از خاک در یار بیار" اجرا شده است.نسخه منتشر شده در آلبوم اصلی اجرای شهر بستن آمریکا و این اجرا مربوط به شهر لوزان سوئیس است.

همایون در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۴:

ترک خویش و ترک خویشان می‌کنیم

شمس تبریزی نه خویش و یار ماست

خودپرستی نا مبارک حالتیست

شمس خویشتن پرستی کار ماست

هر غزل کان بی من آید خوش بود

ما بجای شمس و من اقرار ماست

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۳:

یارت آن بت صدر دارد زان عزیزست و تو زان

تقی در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۶۳:

این رباعی در کتاب عروض فارسی دکتر عباس ماهیار بدین صورت آورده شده است:

سلطان ملک است و در دل سلطان نور

هر روز به روی او کند سلطان سور

هرگز نرود برو و بر سلطان زور

چشم بد خلق از او و از سلطان دور

 

استاد میراحمدی در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:

آن قصر که جمشید در او جام ...

مستند حیات وحشی می‌دیدم که گله ای کفتار در قصری مخروبه لانه کرده بودند

گویا این رباعی بود که مصور شده

مستندی دیگر خرابه های تاسیسات نازیها در صحرای نامیب را نشان می‌داد که گذرگاه حیوانات شده بود 

در فیلمی دیگر میمونها در خرابه های تمدنی محلی زندگی میکردند ،گویا در تایلند

یا تاسیسات چرنوبیل که زیستگاه حیوانات شده بود

گویا زمان هرآنچه آدمی میسازد و به آن می‌نازد را به تمسخر میگیرد

چه مقدار بی اعتبار است جهان

«رو کم ترکوا برخوان»

داریوش حکیم زاده در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۴۸ در پاسخ به ماهان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۰:

شعر اول از رضی الدین خشاب نیشابوری است. در کتاب رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین ازش یاد شده

 

داریوش حکیم زاده در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۴۶ در پاسخ به محسن شمس آریان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۰:

شعر فوق از سعدی نیست

۱
…
۴
۵
۶
۷
۸
…
۵۸۲۲