سعید در ۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۸ - آغاز داستان فرامرز پور رستم زال و بانو گشسب خواهر او:
در بیت بیستم
«یکی روز هر دو سواران به راه
برفتند ماند خورشید و ماه»
اشتباه تایپی رخ داده و بجای «مانند»
نوشته شده «ماند»
باتشکر از زحمات شما
راحله در ۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۰ - پاسخ دادن خسرو شیرین را:
"اگر گامی زدم در کامرانی
جوان بودم چنین باشد جوانی"
چه توجیهیم میکنه!
استاد میراحمدی در ۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
برخی گره بگشود از ابرو ضبط کرده اند که چنین ضابطی نشان از ناآگاهی کامل مصحح دارد
استاد میراحمدی در ۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
یک جایی شاعر گفته
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
ازل و تجلی دو واژه عرفانی هستند
اما یک جایی مثل این بیت همین حرف را می آید هنری تر بیان میکند
از ازل و تجلی سخنی نمیگوید ولی منظورش همان است
اشارتی میکند
بر خواننده شعر است که بتواند این اشارت را دریابد
شاعر هیچگاه هنر خود را فدای شیرفهم کردن مخاطب نمیکند زیرا در آن صورت شعرش دیگر شعر نیست !
اصلا هنرمند شده است که غیرمستقیم حرفی را بزند
اگر حافظ بدون اشارات ونمادها منظورش را بیان میکرد الان این همه مخاطب نداشت
استاد میراحمدی در ۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست
گره بگشود از گیسو و بر دلهای یاران زد
عده ای تصور میکنند مجلس رقصی بوده و یک زیبارویی آن وسط بلند شده و باباکرم رفته است!
بیت اشاره است به تجلی الهی در عهد ازل و ظهور موجودات
به عزم رقص برخاستن یعنی تجلی الهی
اینجا اینطور گفته جای دیگر مستقیم گفته
«در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد»
جای دیگر یک جور دیگر گفته:
«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه»
گفتیم که هنرمند و شاعر یک مضمون و معنا را هربار به صورتی بیان میکند
شارح باید بتواند نقب بزند در بیت و به عمق مطلب برسد و فهم چنین مطلبی نیاز به پشتوانه علمی عرفانی دارد
شعر حافظ با ترانه شهرام شب پره فرق دارد
بزرگمهر در ۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۵۱ در پاسخ به سعید دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
یعنی اخم نکرد بلکه گشادهرو بود...
در ضمن معشوقی که همه دوستان یا یاران با او حال میکنند یک زن نیست و یاران شایدمجلسیان یا لشگریان باشند...
تورج توجی در ۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
شرح غزل ۱۸ بیت اول
مدرس تورج توجی
احمد خرمآبادیزاد در ۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۸۹ - ذکر شیخ ابو اسحق شهریار کازرونی:
واژۀ نو یافتۀ «فرشدن» farashdan
به استناد آنچه که در بند 13 این بخش آمده است («برای آنکه من رنجهای بسیار دیدم از کِشتن و درودن و کوفتن و فَرَشْدَن که تو ندیدهای و ....») واژۀ «فَرَشدن» باید به معنی زیر باشد:
«به باد دادن خرمن کوفته شده» برای جدا کردن کاه.
یادآوری–شادروان محمد امین ادیب طوسی واژۀ «فرشتن» را چنین معنی کرده است:
«فروریختن برگهای درخت با حرکت دست در جهت مخالف رشد آنها» <فرهنگ لغات بازیافته، انتشاراتِ انجمن ترویج زبان و ادب فارسی ایران، شماره 28، سال 1388، تهران>
احمد خرمآبادیزاد در ۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ میبدی » تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار » ۲- سورة البقره » بخش ۶۲ - ۱۹ - النوبة الثانیة:
واژۀ نو یافته «ارَزْدَن» یا «آرَزْدَن»
به استناد آنچه که در پنچمین آیین مربوط به پاکیزگی بدن آمده است («در آب دراز ارزدن»)، واژه «آرزدن» باید به این معنی زیر باشد:
«غسل کردن»
یادآوری:–واژۀ «دراز» در اینجا به معنی «فراوان» است. <لغتنامه دهخدا را ببینید>
بابک در ۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۴۲ در پاسخ به احسان حلاج دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
درود بر شخصیّتت. آفرین. اگر کمکی در این زمینه خواستی در حدّ بضاعتم در خدمتت هستم عزیز دل ! 🌷
بابک در ۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۳۹ در پاسخ به بهرخ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
درود بهرخ جان: میفرمایند که: کسی که مشتاقانه داره یه راهی رو طیّ میکنه اگر یه خاری به پاش بره که اصلاً به حساب نمیاد و هیچه در مقابل هدفی که دنبال میکنه، نه تنها این، بلکه حتّی اگر اون رو با شمشیر هم بزنی و بهش حمله کنه، حتّی سرش رو هم نمیخارونه و نمیدزده ! حضرت در جای دیگری نیز میفرمایند: ور به تیغم بزنی، با تو مرا خصمی نیست - خصم آنم که میان من و تیغت سپر است ! 🌷
بابک در ۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۳۳ در پاسخ به عباسی-فسا @abbasi2153 دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
درود عزیز جان: لا باتَ بمثلها اعادیک ! ... نه لا یاتِ ! ... معنی کلّ: میدونی که شب رو چطور به صبح رسوندم ؟! حتّی دشمنانت اینجور " بیتوته " ای رو نداشتن ( یا اینکه " حتّی این نوع بیتوته رو برای دشمنانت هم آرزو نمیکنم ) ! 🌷
سید مصطفی سامع در ۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۴۷ دربارهٔ وفایی شوشتری » دیوان اشعار » مدایح و مراثی » شمارهٔ ۳۳ - در مدح حضرت زینب سلام الله علیها:
شعر شماره ۸۳
نوگل بابا
مبارک بر شما میلاد زینب
بود جشنِ صفا در یاد زینبپرد مرغِ دلم سوی مزارت
مزار با صفا و زرنگارت
شود روزی دمشق آیم جوارت
بخوانم مدحتت اندر دیارت
مبارک بر شما میلاد زینب
بود جشنِ صفا در یاد زینبگلی از گلشن طاها است زینب
قرار هر دل شیدا است زینب
عقیله دخترِ زهرا است زینب
فهیمه نو گل بابا است زینبمبارک بر شما میلاد زینب
بود جشنِ صفا در یاد زینب
تویی کنزِ حیا خاتون زینب
ز لطفت کن نگاه ممنون زینب
به محشر سوی این محزون زینب
ز حبت من مران بیرون زینبمبارک بر شما میلاد زینب
بود جشنِ صفا در یاد زینببخوان سامع تو مدحِ دخت حیدر
همان خاتون شیر ِ شیر داور
بلرزد از کلامش کاخِ کافر
به تقریر چون پدر باشد سخنورمبارک بر شما میلاد زینب
بود جشنِ صفا در یاد زینب
۱۴۰۲-۰۸-۲۹
استاد میراحمدی در ۴ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳ - در ستایش دین گوید:
«پناه روانست دین»
چقدر عالی فرموده است
ببینید اینها شعرسازی و بازی با کلمات نیست و حکمتی دارد
همانطور که جسم پناه میخواهد روح هم پناه خواهد
روح هم فرسوده میشود ،خسته میگردد و اگر به آن توجه نکنیم میمیرد
حال پناه روح افسرده چیست؟
درمان روان خسته چیست جز یاد خدا و ذکر حق
ذکر حق است که به قول مولانا آدمی را پاک میگرداند و پلیدیهای روح او را برطرف میکند
و دین راه ذکر حق را نشان داده است .
اصلا دین ذکر برای بشر آورده است و به انسان گفته که با این کلمات و با این اسما و با این سوره ها خدا را بخوان
از طرفی دیگر دین دانش و حکمت نیز هست که همینها هم موجب باروری روح انسان میشود
وقتی آدمی مدتی فریب دنیا را میخورد و یاد خدا را فراموش میکند و سپس ملول میگردد و دوباره برمیگردد سمت خدا؛ آن وقت میفهمد سخن اسدی را که چرا دین پناه روان است
کسی که تجربه کرده میفهمد
تا تجربه نکرده باشی حرفش را نمیفهمی
خیلی حرف حسابی زده است
انسان بسیار دانشمندی بوده است این آقا!
علی جوادی در ۴ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۳۴ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
بله دقیقا فقط در ترجمه اشتباه شده
کتاب قانون برای پزشکی
و شفا حاوی فیزیک و ریاضی و فلسفه و الهیات است
Naavine در ۴ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۲۴ در پاسخ به فضل الله شهيدي دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۷۴ - رقعهٔ دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعهٔ اوّل نیافت:
نکتهای که به نظرم میتوان به این بحث افزود، این است که شناخت تفاوت میان دو نوع از یک مفهوم، بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه باید راه تشخیص آن دو را نیز شناخت. از کجا بدانیم محبتمان از خودخواهی سرچشمه میگیرد یا حقیقتاً خیرخواهانه است؟ یا چگونه میان اندیشهای که ما را به حقیقت نزدیک میکند و اندیشهای که صرفاً گرفتارمان میسازد، تمایز بگذاریم؟ شاید یکی از مهمترین نشانهها، آمادگی ما برای بازنگری در باورهایمان و پذیرفتن خطای خود باشد؛ زیرا چهبسا انسان حتی تعصب خویش را نیز حقیقت بپندارد.
سید مهدی نبوی در ۴ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۳۷ در پاسخ به رامین شمشیری دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
تفسیر کاملا اشتباهه ، به تفسیر حافظ نامه نوشته بهاءالدین خرمشاهی مراجعه کنید
نیما در ۴ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
هر بیت از بیت قبلی شاهکارتر!
فاطمه یاوری در ۴ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۱۲ در پاسخ به احمد اسدی دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
چقدر جالب. تشکر.
امیر در ۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸: