بهروز پیلتن در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه » بخش ۲۱ - اشارت به فضیلت امت و شرف آل و اصحاب او صلی الله علیه و علی آله و سلم:
سرم خاک رهٔ هر چهار سرور
ابوبکر و عمر عثمان و حیدر
بهروز پیلتن در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۵۳ در پاسخ به احمد سالک دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول » بخش ۵۸ - حکایت آن . . . که یکی از فضلا التماس کرد که علی را تعریف کن و پرسیدن آن فاضل که کدام علی را آن علی را که معتقد توست یا آن علی را که معتقد ماست:
بلی من هم با شما موافقم.
بنده هم در این مورد کاوش کردم.
و دریافتم که در برخی از ابیات همچون : عطار ، سعدی ، مولانا ، فردوسی و جامی ؛ دستخوش تحریف شده است و یا ابیاتی درج شده اند که اصلا از ایشان نیست.
بگونه نمونه عطار و مولانا در ستایش خلفای راشدین چند باب را اختصاص داده اند که حضرت ابوبکر ، عمر ، عثمان و علی رضوان الله تعالی علیهم اجمعین را امیرالمؤمنین خوانده اند.
و اینجا آشکار میشود که همه سخنوران کهن اهل سنت بودند.
فرهود در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۲۵ در پاسخ به آرش اسدی دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۹ - اندرز و ختم کتاب:
(در زمانهای که تاریکی همهجا را گرفته بود) چراغ فرهنگ را با مهارت و پختگی در طوفان زنده و روشن نگهداشتم. در هر سرزمینی وقتی چراغی نور دهد هرکس برای بهتر افروختن آن کمک میکند اما در این سرزمین، رشکبران و حاسدان از باد سرد و کافور بر این چراغ میریزند و در خاموش کردن آن میکوشند.
ایاغ یعنی پیاله. یعنی هرکس در توان خود کمک کند و پیالهای روغن به چراغ بیفزاید. عنبرین چراغ: چراغ خوشعطر . باد سرد: سخنان دلسردکننده
نظامی قدر اشعار گرانبهای خود را میدانسته و این توصیفات نه از روی خودپسندی بلکه از روی قدردانی از گوهر و گنجهایی گرانبها بوده که مقیاس آنها فراتر از مرزهای زمانه خود بوده است. اما ظاهرا شاعران حسود زمانه او در «سنگ زدن به کاسه او» کوتاهی نمیکردهاند. در بالا نظامی به آنها پاسخ داده که هر چقدر دُر باشند وقتی که به الماس بزنند خود خُرد میشوند.
در جایی دیگر نیز دوست نظامی به او توصیه میکند که از گنجه برود اما نظامی آنچنان که بوده تا پایان عمر در گنجه مانده است.
مهدی محمودی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۵۶:
سلام بر شما . ممنون از سایت خوبتون کاش برای اثار بزرگی مثل گلستان یه شرح هم میذاشتین برای ما نسل جوون یه سری از جاهاش واقعا نامفهومه
امیرعلی داودپور در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۷:
مولانا یک مصرع تغزل میکند و یک مصرع خدایی میکند
زین دو هزاران من و ما، که اصطلاحا، ذات بی شکل است، یکی مولوی است و الباقی نامدگان و رفتگان از دو کرانه جهان سوی تو میبرند، سوی مولانا که قطب جهان بوده است جان میبرند، انا لله گونه.
دوم اینکه آینه ممتحن تعبیر آنست که هر کس مولانا را دیده، در واقع خود را دیده و محک زده است و برخلاف اکثرا تعابیری که عزیزان نگارش کردند، مولانا ممسوس فی ا... بودن خویش را عنوان میکند، در واقع مولانا روحی از ارواح بوده که در سوره قدر نیز بدانان اشاره شده است، و مولانا البته به قدر خویش رسیده است.
از نظر من، گوش بده عربده را دست منه بر دهنم نیز اشاره بر بی پایانی سخن خدا و خاموش نکردن آن دارد. چطور ممکن است کسی نداند سماع چیست؟ سماع مولانا رقص نیست، سماع یعنی شنیدن سخن خدا.
والسلام علی الحی الذی لایموت
الف رسته در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۳۹ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰۷ - جواب طعنهزننده در مثنوی از قصور فهم خود:
منظور از حکیم سنائی است.
بیت بعدی را ببیند که بر گرفته از سنائی است
آن کرّهای به مادر خود گفت: "چون که ما /// آبی همیخوریم، صفیری همیزنند"
Mebia در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۵:
"دو صاحبدل نگهدارند مویی
همیدون سرکشی و آزرم جویی"درود به نظر من منظور این بیت اینه است که دو تا آدم فهمیده اگر مویی در میانشان باشد می توانند نگه دارند و از آن مراقبت کنند همچنین اگر یک آدم سرکش و گستاخ با یک آدم با حیا هم می توانند
در بیت بعد می فرماید اما اگر در هر دو طرف دو تا آدم نادان باشد اگر با زنجیر به هم متصل باشند زنجیر را پاره می کنند
سام در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
بیت یازدهم:
سعدی ملامت نشنود ور جـان در این سر میرود صـوفـی گـران جـانـی بـبـر سـاقی بیاور جام رامعنای بیت یازدهم:
سعدی حتی اگر جان خود را در این راه از دست بدهد، هیچگونه پند و اندرزی را قبول نخواهد کرد، بنابراین ای صوفی زحمت خود را کم کن و ای ساقی جام شراب را بیاور.
نکات و معانی:
ملامت: سرزنش.
وَر: و اگر.
جان در این سر رفتن: جان خود را در این نیت و قصد از دست دادن.
گران جانی: مزاحمت، دردسر.
سام در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
بیت دهم:
بـاران اشـکـم مـیرود وز ابـرم آتـش مـیجـهـد با پختگان گوی این سخن سوزش نباشد خام رامعنای بیت دهم:
اشک از چشمانم همچون بارانی جاری می شود، و از دود دلم، غم و اندوه همچون آتشی بیرون می زند؛ این حرف مرا با پختگان در میان بگذار، چرا که انسانهای خام و بیتجربه به هیچوجه تحت تأثیر این کلام قرار نمی گیرند.
نکات و معانی:
تناسب: باران، ابر.
تضاد: خام، پخته.
ایهام تناسب: سوزش؛ ۱. اثر، ۲. حرارت که با آتش و پخته تناسب دارد.
سام در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
بیت نهم:
دنیا و دین و صبر و عقل از من برفت اندر غمش جـایـی کـه سـلطان خیمه زد غوغا نماند عام رامعنای بیت نهم:
همانگونه که وقتی سلطان و پادشاه در جایی خیمه می زند جایی برای بانگ و فریاد عوام باقی نمی ماند، در غم عشق او نیز جایی برای دنیا و دین و شکیبایی و خردمندی در وجود من باقی نماند.
نکات و معانی:
نکته: این بیت هرچند میتوان مستقل معنی کرد اما در نظر بنده اگر در ادامه بیت پیشین معنی شود زیباتر است؛ به این گونه که: نه تنها آرامش مرا برده است بلکه …
غوغا: بانگ و فریاد و یا شور و ازدحام حال از جمعیت.
عام: انسانهای عوام؛ مردم عادی.
سام در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
بیت هشتم:
دلـبـنـدم آن پـیـمان گسل منـظور چشم آرام دل نی نی دلارامـش مـخـوان کـز دل بـبـرد آرام رامعنای بیت هشتم:
دلبند و دلدار من همان پیمان شکنی است که کانون توجه من است و سبب آرامش دل. نه، به او لقب دلارام نده چرا که تمام آرامش دل مرا برده است.
نکات و معانی:
پیمان گسل: پیمان شکن، بیوفا.
منظور چشم: آنکه مورد توجه چشم قرار میگیرد.
تکرار: دل آرام.
نکته: سعدی در این بیت با ترکیب آرام دل به شکلهای گوناگون بازی کرده است.
سام در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
معنای بیت هفتم:
هنگامی که درخت سرو با آن پای چوبین و خشک خود، حرکت می کند و می خرامد؛ بهتر است که ما نیز قامت خود را به رقص آوریم و در هوای دوست سر و دستی برافشانیم.
نکات و معانی:
پای چوبین: تنه سرو.
چمیدن: خرامان راه رفتن.
تکرار: سرو.
سام در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
معنای بیت ششم:
اگر انسان خردمندی هستی، عمر خود را به غفلت و نادانی مگذران، اگر اهل ذوق هستی و از اشارات دل خبر داری، این لحظات را غنیمت بشمار؛ شاید دیگر چنین روزها و لحظات برای تو فراهم نشود.
نکات و معانی:
باشد که: شاید.
سجع: غافل، عاقل، صاحب.
نکته: نکته جالب توجه در این بیت به گمان بنده این است که گویی سعدی آدمیان را در برخورد با مسائل زندگی در دو دسته قرار داده و بیان می کند اگر اهل خرد هستی … و اگر اهل ذوق و اهل دل هستی …
سام در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
بیت پنجم:
زیـن تـنـگـنـای خـلـوتـم خاطر به صحرا میکشد کـز بـوسـتـان باد سحر خوش میدهد پیغام رامعنای بیت پنجم:
اگر از این تنگنای خلوت، دلم به صحرا میل میکند به این سبب است که نسیم سحرگاه از بوستان خبر خوشی را برای من به ارمغان می آورد.
نکات و معانی:
باد سحر: در ادبیات پیک، قاصد و خبررسان میان عاشق و معشوق است.
تضاد: تنگنا و صحرا.
سام در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
معنای بیت چهارم:
سگ اصحاب کهف، به سبب تواضع و بیچارگی به مقام انسانی میرسد، اما خیال بزرگی و سروری بلعلم باعور را به جایگاه حیوانی می کشاند.
نکات و معانی:
بیچارگی: فروتنی، تواضع.
قطمیر: سگ اصحاب کهف.
تلمیح: داستان احاب کهف و داستان بلعم باعور.
ماخولیا: خیال، سودا؛ نوعی بیماری که شخص درگیر خیال و وهم میشود.
مهتری: بزرگی.
ماخولیای مهتری: اضافه تشبیهی.
بلعام: شخصیتی در داستانها و روایتهای یهودی و اسلامی است. او را داننده اسم اعظم دانستهاند که از این دانش خود سوء استفاده کرد.
سام در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
بیت سوم:
مـی بـا جــوانـان خـوردنـم بـاری تـمـنـا میکند تـا کـودکـان در پـی فـتـنـد این پیر دردآشام رامعنای بیت سوم:
آرزو دارم برای یکبار هم که شده با جوانان مشغول خوردن باده شوم و آنقدر مست شوم تا کودکان به دنبال این پیر سیاه مست بیافتند و او را رسوا کنند.
نکات و معانی:
باری: برای یک بار.
تمنا کردن: آرزو کردن.
دُردآشام: باده نوش، آنکه تا ته شراب را سر میکشد، باده نوش قهار و سیاه مست.
سام در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
بیت دوم:
هـر سـاعـت از نـو قبلهای بـا بت پرستی مـیرود تـوحـید بـر مـا عـرضـه کن تا بشکنیم اصنام رامعنای بیت دوم:
در این عالم که سراسر بت پرستی است، هر لحظه قبلهای تازه پیدا میکنم، یگانه پرستی را به ما نشان بده تا تمام بتها را بشکنیم.
نکات و معانی:
ساعت: لحظه.
اصنام: ج صنم: بت.
تناسب: قبله، بت، توحید و صنم.
عرضه کردن: نشان دادن.
سام در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
بیت نخست:
بـرخـیـز تـا یک سـو نهـیـم این دلق ازرق فام را بـر بـاد قـلاشـی دهـیم ایـن شـرک تقـوا نام رامعنای بیت نخست:
بیا تا این لباس کبود رنگ را کنار بگذاریم و این ریاکاری و این شرک و گناهی که نام پرهیزگاری بر آن گذاشته ایم را بر باد دهیم.
نکات و معانی:
یک سو نهادن: کنار گذاشتن.
دلق: خرقه، لباس.
ازرق فام: کبود رنگ.
برباد دادن: نیست و نابود کردن.
قلاشی: رندی، عیاری، باده پرستی.
باد قلاشی: اضافه تشبیهی.
تضاد: شرک، تقوا.
تضاد: برخیز و نهادن.
جناس: نام و فام.
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۸:
که در این خانه ، حجاب است تنم
بهروز پیلتن در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۲ - فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام: