nabavar در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
ناگه رخ دلدار سر بام عیان شد
خندیدم و در رقص چو پروانه سبک بار
nabavar در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
آتش عشق
روزی که دلم عاشق و شیدا شد و تب دار
دل رفت ز کف در پی یک خنده ی .دلدارتا صبح در ِ خانه ی او بست نشستم
زانو به بغل سر به کف و پشت به دیواربا خِش خِش ِ برگی که نسیم َش بپراکند
دل خنده زنان گفت که شد لحظه ی دیداربس دل نگران چشم به در دوخته بودم
هم هوش ز ِسَر رفته و هم چشم خریدارآهسته شفق بُرقعِ تاریک ِ شب افکند
مرغان بنشستند به سر شاخِ سپیدارهر یک به نوایی سخن عشق سرودند
تا بلکه شود سایه ی معشوق پدیدارخورشید سر از خواب ِ شبانگاه بر آورد
تشت ِ زَرَش از دامن ِ کُوهسار نگون ساردر دَشت دو صد لاله ی خون رنگ دمیدند
داغی به دل ِ سوخته ، اَفروخته رُخسار
ناگه رخ دلدار سر بام عیان شد
خندانم و در رقص چو پروانه سبک بارمرغ سحری بانگ ز حلقوم بر آورد
بر خیز که شد سرو، خرامان سوی گلزاراین عشق عجب معجزه گر بود، به جانم
افکنده فروغی که شدم پُخته و بیداربر آتش عشق اَر که بری دست ، '' نیا '' جان
لولو همه یابی همه لالا وُ چه بسیار
ja sha در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش یک » سایر اشعار » شماره ۳۰ - ترکیب بند:
در مقاله «بررسی سبک شناسی اشعار ادیب نیشابوری» آمده است: «بیشترین اصطلاحات عرفانی در غزلی است که ادیب آنرا «غزل الهی» مینامید با این مطلع:
من که پا بست دام بلایم، دست فرسود رنج و عنایم پادشاه زمین فنایم، خسرو آسمان بقایم
و شطح معروف وی در همین غزل است: لیس فی طیلسانی سوا هو، ....من خدا، من خدا، من خدایم»آدرس مقاله: پیوند به وبگاه بیرونی
ja sha در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش یک » سایر اشعار » شماره ۳۰ - ترکیب بند:
در وبلاگ پدر بزرگ آمده است: «...دیوان اشعار حاج میرزا حبیب خراسانی، حاصل تجربه شخصی او در سلوک عرفانی و سیر روحانی است. یکی از بهترین اشعار او، ترکیب بندی است که در جواب ادیب نیشابوری ساخته است. ادیب گفته است:
لیس فی طیلسانی سوی هو فاخته وار، چندی به «کوکو»
یاوه هر سو مپو! ای خدا جو! من خدا، من خدا،من خدایم
و حاج میرزا حبیب خراسانی، در مقام اعتراض، گفته است:
نیست جز فقر، در طیلسانم نیست جز عجز، طیّ لسانم
سفله تر از همه ناکسانم راست گویم: خسی از خسانم
برده زین سو، بدان سو، هوایم
بنده را پادشایی نیاید از عدم کبریایی نیاید
بندهای را خدایی نیاید از گدا، جز گدایی نیاید
من گدا، من گدا، من گدایم (دیوان حبیب، صص 52 ـ 53 )»
آدرس وبلاگ: پیوند به وبگاه بیرونی
جهن یزداد در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۲۸ در پاسخ به پرویز دهداری دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۹۱ - مهروبان:
کجا نوشته که میان عبادان تا مهرویان ده فرسنگه؟
ماهی روبان. شهری است بر کنار دریا چنانکه موج دریا بر کنار شهر می زند و هوای آن گرم و عفن و ناخوشی بتر از آن ریشهر است ، اما مشرعه دریا است ،هرکه از پارس به راه خوزستان به دریا رود و آن که از بصره و خوزستان به دریا رود همگان را راه آنجا باشد و کشتیهایی که از دریا برآید بر این اعمال رود به مهروبان بیرون آید. و دخل آن بیشتر از کشتیها باشد وجز خرما هیچ میوه نباشد و گوسفندان آنجا بیشتر بز باشد و بزغاله پرورند و همچنانکه به بصره و می گویند بزغاله تا هشتاد رطل و صد رطل برسد بیشتر نیز، و برز و کتان بسیار باشد چنانکه به همه جای ببرند و جامع ومنبر است و آن جایگاه مردم زبون باشند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 150 )
جهن یزداد در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۸۱ - امیران پارسی بصره:
بنگرید که گوید
امیران پارسی بصره و در ان وقت امیر بصره پسر باکالینجار دیلمی بود
ja sha در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش یک » سایر اشعار » شماره ۳۰ - ترکیب بند:
مطلب دیگری که با جستجو در اینترنت یافتم، سخنرانی دکتر سید محمود یوسف ثانی عضو هیأت علمی مؤسسه پژهشی حکمت و فلسفه ایران در همایش بزرگداشت استاد مهدی حائری یزدی فیلسوف معاصر است که در بخشی از آن بیان می کند: «...ایشان [استاد مهدی حائری] شأن مترفعی داشتند. ببینید که ایشان در آخر یکی از مکاتباتی که با مرحوم آقای طباطبایی دارند چه خضوعی نسبت به ایشان میکنند و میگویند ما باید از محضر افادت اثر ایشان پوزش بطلبیم و به این شعر مرحوم ادیب نیشابوری استشهاد کنیم:
این همه بیهده ژاژخواهی
نیست جز بهر طبع آزمایی
ورنـه انـدر شعار گدایی
من همان باستانی گدایم
به نظرم این شعر تاریخچه ای دارد که شاید بد نباشد آن را خدمتتان عرض کنم. چرا که احساس میکنم آقای حائری به این
تاریخچه هم توجه داشتند. این شعر بخشی از مسمط میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری، ادیب اول، است. آغاز آن این است:
من که پابست دام و بلایم
دست فرسوده رنج و عنایم
پـــادشـــاه زمــیــن فنایم
خــســرو آســمــان بقایم
من همان شاهبازم که نبود
جز بر اوج حقیقت مجازم
گرچه در چشم خودبین زاهد
چون حقیقت بسی بی بهایماین شروع آن شعر است و تا آنجا ادامه مییابد که ادیب ترفعی میگیرد و از خودش تعریف میکند:
لیس فی طیلسانی سوی هو
فاخته وار چندی به کوکو
یاوه هر سو مپوی ای خداجو
من خدا، من خدا، من خدایم
ظاهراً این شعر به گوش حاج میرزا حبیب خراسانی میرسد و او انگار میخواهد ادیب را ادب کند و بگوید که تو با حضرت باری تعالی خوب صحبت نکردی. به همین دلیل، یک ترکیببند می سراید که در بخشی از آن به این شعر ادیب اشاره دارد:
نیست جز فقر در طیلسانم
نیست جز عجز طی لسانم
و در ادامه به این بند میرسد:
بنده را پادشاهی نیاید
از عدم کبریایی نیاید
بندگی را خدایی نیاید
از گدا جز گدایی نیاید
من گدا، من گدا، من گدایم
این شعر به گوش ادیب میرسد و ادیب تتمه ای که آقای حائری نقل کرده است را می سراید:
این همه بیهده ژاژخواهی
نیست جز بهر طبع آزمایی
ور نه اندر شعار گدایی
من همان باستانی گدایم
به نظرم، هم شعر و هم سابقه و الحقه
شعر، مورد نظر آقای حائری بوده...»
ja sha در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش یک » سایر اشعار » شماره ۳۰ - ترکیب بند:
با جستجو در اینترنت در بحث درس خارج اصول استاد سیدمحمدجواد شبیریزنجانی در موضوع مراد جدّی متکلم اشاره به شعر و شاعری داشته و آمده است:
...خدا رحمت کند مرحوم ادیب نیشابوری را؛ ایشان شعری دارد که میگوید «من خدا، من خدا، من خدایم» و شروع به تعریف و تمجید از خود میکند؛ سپس در موضعی از شعر خود میگوید:
«این همه بیهده ژاژخواهی نیست جز بهر طبع آزمایی»
«ورنه اندر شعار گدایی من همان باستانی گدایم»...
ادیب میگوید این همه خدایم خدایم که گفتم در فضای شاعرانه و تخیّل است و جز طبع آزمایی هدفی ندارم. مرحوم میرزا حبیب خراسانی با ادیب نیشابوری _که ادیب اول است و نامش میرزا عبدالجواد است_ رفاقت داشتند؛ میرزا حبیب از ژاژخواهی ادیب نیشابوری خوشش نمیآید و شعری بسیار زیبا را در جواب او سروده است که در آن به جای «من خدا، من خدا، من خدایم» گفته «من گدا، من گدا، من گدایم»؛ «از گدا جز گدایی نیاید» یعنی از گدا، خدایی بر نمیآید؛ میگویند ادیب نیشابوری از این جواب میرزا حبیب ناراحت شده بوده که خودت فضای شاعرانه را میشناسی پس چرا ما را ضایع کردی. میرزا حبیب میخواهد بگوید حتی در فضای شاعرانه هم اشخاص نباید ادعای خدایی کنند. این خودش یک نوع تخیّل در فضای شاعرانه است یعنی کأن در فضای شاعرانه هم نباید چنین حرفهایی مطرح شود.
علی در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰۶:
ای شب کفر از مه تو روز دین
گشته یزید از دم تو بایزید
منظور از این بیت چیه؟؟
kaveh kaveh در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:
با اذن او
در این غزل زیبا بیت
گفتم که بر خیالت راهِ نظر ببندم
گفتا که شبرو است او از راهِ دیگر آید
توجه ام را جلب کرد وقتی نور هدایت در قلب سالک تابیدن بگیرد دیگر سالک راهی جز تسلیم شدن ندارد و توانایی مقابله هم ندارد همانطور که در ابیات دیگر نیز خواجه اشاره به هدایت به هر طریق اشاره دارد و آن نور کار خود را خواهد کرد بدون اینکه چیزی قادر به توقف آن باشد آن نور را شاید بتوان به شکوفایی فطرت تعبیر نمود یعنی وقتی دانه گندم در شرایط مناسب قرار گیرد غریزه کار خود را خواهد کرد التماس دعا
احمد خرمآبادیزاد در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶:
در بیتهای 3، 4 و 6 بنا به نسخه شادروان فروزانفر، واژه «توی» (با تلفظ «tovi») درست است.
در متون ایرانی، واژه «توی» (tovi) بیش از 200 بار به کار برده شده است. بپذیریم که کار پژوهشگران بزرگی چون شادروان فروزانفر، علامه دهخدا، دکتر معین و ... را هرگز، هرگز، هرگز نمیتوان ارزشگذاری کرد!
از دستکاری یادگار سخنواران ایرانی (یعنی شناسنامه ملی) به بهانه ویرایش و بر پایه حدس و گمان پرهیز کنیم.
فرهود در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۴۵ - داستان حاجی و صوفی:
آستی و آستن هردو مخفف آستین هستند و درست. در بیشتر لغتنامهها آستی نوشته شده است. در تصحیح وحیددستگردی از خمسه نظامی، آستی است.
تو گفتی که از تیزی و راستی
ستاره برآرد همی زآستیفردوسی
ماه پنهان در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۹ دربارهٔ جلال عضد » دیوان اشعار » غزلیّات » شمارهٔ ۶:
مگر این غزل از امیر خسرو دهلوی نیست؟
علا در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۴۱ در پاسخ به روفیا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
درود به شما
majid ghaerifar در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۰:
این شعرو با صدای داریوش از ابتدای منتشر شدن آلبومش تا الان حدود 21 ساله که گوش میدم و هربار ازتو کلماتش معنی جدیدتری کشف میکنم ًاشعار مولانارو نباید فقط خواند بلکه باید این اشعار رو زندگی کرد.باید این اشعار رو بصورت یک مدیتبشن زندگی کنیم تا بفهمیم معنای حقیقی رو
محمد امین بخشی در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین » بخش ۳۱ - صبای کاشانی:
وزن شعر
فعولن فعولن فعولن فعل
اختیار تغییر کمیت مصوت در هجای سوم رکن اول
علی مصلحی در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۴ - ذکر مالک دینار رحمة الله علیه:
عبارت «خیرالامور اوسطها» مطابق با صرف و نحو عربی درست نیست و صحیح آن «خیر الامور اوساطها» است.
حمید کورواوند در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۴۸ در پاسخ به مهدی فصیحی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:
چرا افراد متعصب دین دار تمامشون بیسوادن،شایدم بهتره بگم بی خرد، البته با عرض پوزش...
کمی مطالعه کن تا بیشتر بدانی. درست که حافظ حافظِ قرآن خوان بوده ولی از قرآن خوان ها فراری بوده، اگه دوست داری تو اون دنیا بری تو بهشت برین😍 حداقل کمی مطالعه کن و حتما هم کتاب کوچه رندان که بهترین کتاب نوشته شده در مورد شخصیت حافظ هست بخون....
در آخر به قول حافظ
واعظ ار رندی حافظ نکند فهم چه شد
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
امیدوارم که این شعر رو هم برعکس معنیش نکنی
بنطرت چرا شعرای حافظ دو پهلو بودن، تحقیق کن و جواب بده
.... در ضمن این می توی شعر حافظ همون می واقعی، همونی که میخورن و مست میشن
همونی که خیام دوسش داشت،
همونی که تو جوی های بهشت شما جاری و روانِ😍
کلا شعرا حافظ رو قشنگ و بدون تعصب بخون تا هم لذت ببری هم از گمراهی دنیا و آخرت در بیای😍🌹👌
Sajjad Heidari در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۷ - پند دادن پدر مجنون را:
چقدر ابیات انتهایی این بخش ناقص بودند!
nabavar در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰: