آه که از جور فلک شد به باد
تازه گل خرم باغ جهان
آه که بر خاک هلاک اوفتاد
سرو سهی قامت این بوستان
رفت محمدعلی آن تازه گل
در چمن دهر به باد خزان
حیف از آن گوهر یکتا که کرد
جا به دل خاک ازین خاکدان
حیف از آن کوکب رخشان که ساخت
دور سپهرش ز نظرها نهان
چون به جوانی ز جهان خراب
گشت روان سوی ریاض جنان
هاتف دلخسته که در ماتمش
داشت شب و روز خروش و فغان
گفت به تاریخ که سوی جنان
رفت محمدعلی نوجوان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ مرگ محمدعلی، نوجوانی تازهگل و خوشقامت است که با مرگش، باغ زندگی به خزان میرسد. شاعر از درد فقدان او به شدت رنج میکشد و آن را ناشی از ظلم زمانه میداند. او احساس میکند که این گوهر یکتا و کوکب رخشان به زودی از نظرها غیب شده و به دنیای ابدی پیوسته است. هاتف در نهایت با اندوه و فریاد از فراق او مینالد و یاد او را در تاریخ جاودانه میکند.
هوش مصنوعی: افسوس که از ظلم روزگار، شکوفههای زیبا و خوشبوی باغ زندگی و جهان به باد رفته است.
هوش مصنوعی: آه که سرو بلند قامت این باغ بر زمین افتاد و نابود شد.
هوش مصنوعی: محمدعلی مانند یک گل تازه در دنیای پر از سرناه که در فصل پاییز به باد رفته، از بین رفت.
هوش مصنوعی: حیف است از آن مروارید بینظیر که به خاطر این خاک، در دل زمین مدفون شد.
هوش مصنوعی: نمیتوان به راحتی از زیبایی و درخشندگی یک ستارهای که در آسمان پنهان شده است، گذشت. این ستاره که زمانی درخشان و قابل دیدن بود، اکنون از نگاهها دور افتاده و این دلتنگی بابت فقدان آن زیبایی را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: هنگامی که به جوانی رسید و از این دنیا دلزده و خسته شد، به سوی باغهای بهشت روانه شد.
هوش مصنوعی: صدای دلشکستهای که در سوگ او، همیشه و در هر لحظه، ناله و فریاد میزند.
هوش مصنوعی: محمدعلی نوجوان به سمت بهشت رفت که تاریخ این را روایت کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خلخیان خواهی و جماش چشم
گرد سرین خواهی و بارک میان
کشکین نانت نکند آرزوی
نان سمن خواهی گرد و کلان
ای شده مشغول به کار جهان
غره چرائی به جهان جهان؟
پیگ جهانی تو بیندیش نیک
سخره گرفته است تو را این جهان
از پس خویشت بدواند همی
[...]
ای بت شکر لب شیرین دهان
خوبتر از عمری و خوشتر ز جان
روزه همی داری مردم کشی
راست نیایند به هم این و آن
هر چه تو را دارد از روزه سود
[...]
قم فاسقنی فی زمن المهر جان
واصرف بصر الخمر عن صرف الزمان
موسم گل رفت و درآمد خزان
باده گلرنگ در آرید هان
یا حبذا الراح و یا حبذا
[...]
تا رقم حسن تو زد آسمان
نامزد عشق تو آمد جهان
حلقه به گوش غم تو گشت عقل
غاشیهدار لب تو گشت جان
زلف تو شیطان ملایک فریب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.