افتاده دو عالم ز نظر، دیدهٔ ما را
نادیده مبین چشم جهان دیدهٔ ما را
با سینهٔ اخگر چه کند، سوز شراری؟
از داغ چه پروا دل تفسیدهٔ ما را؟
چند ای فلک دون، ز در صلح درآیی؟
بگذار به ما، خاطر رنجیدهٔ ما را
شیرازه ز بی مهری ایّام بریدند
چون برگ خزان، دفتر پاشیدهٔ ما را
آزاده حزین از سر کونین گذشتیم
از خار چه غم، دامن برچیده ما را؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنجی صحبت میکند که زندگی به او و دیگران تحمیل کرده است. او به نادیده گرفته شدن و بیتوجهی جهان اشاره میکند و از آتش سوزان دلش سخن میگوید. همچنین از وضعیت ناگوار زمانه و بیمهری ایام گلایه دارد و آن را مشابه پاشیده شدن برگهای خزان میبیند. در نهایت، شاعر نشان میدهد که او به آزادگی رسیده و به دور از رنجها و موانع دنیوی، از مشکلات و خارهای زندگی عبور کرده است.
هوش مصنوعی: دنیای دوطرفه از دیدگان ما دور افتاده است، پس لطفاً چشم خود را بر روی دیدگاه ما نبندید.
هوش مصنوعی: چه کاری میتواند با سینهای پر از آتش کند؟ دل ما که پر از درد و سوز است، از چه چیزی باید بترسد؟
هوش مصنوعی: ای آسمان پست، چه زمانی از در صلح و آرامش وارد خواهی شد؟ بگذار ما در آرامش باشیم و دیگر دلهای رنجیدهمان را آزرده مکن.
هوش مصنوعی: در پی کینهورزی زمان، مانند برگهای پاییزی، زندگی و خاطرات ما به هم ریخته است.
هوش مصنوعی: آزاد و رها از این دنیا گذشتیم، از خار و خس و مشکلاتی که بود، چه نگرانی داریم، چرا که ما دامن خود را کنار زدهایم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.