سر خط تعلیم شد، شیوه استاد را
کلک کهن مشق من، تیشهٔ فرهاد را
هر سر موی من است، اینکه به میدان عشق
سینه به نشتر دهد، دشنه فولاد را
بر رخ گلرنگ تو، منت پیمانه نیست
غازه چه حاجت بود، حسن خداداد را؟
در چمن دلبری رشک بر و دوش تو
داده به آشفتگی، طرهٔ شمشاد را
ناله به خونم تپید، دیده به حالم گریست
تا تو گشادی کمین، غمزهٔ صیاد را
حسن تو حیرت فزا، ناز تو پیمان گسل
از چه تسلی کنم، خاطر ناشاد را
داد دهی بر طرف، رخصت فریاد نه
آه چه سازد کسی این همه بیداد را؟!
کرد مسخر تو را، دقت افکار من
رشته چه سان زد گره، بال پریزاد را؟
باز به آن کو رسد، مشت غبارم حزین
هست به هم الفتی، خاک من و باد را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و زیبایی معشوق پرداخته و به قدرت و تأثیر آن اشاره میکند. او از دلدادگی و رنجهای ناشی از عشق میگوید و نالههای خود را به خاطر جدایی یا دوری از معشوق بیان میکند. زیبایی چهره محبوب و نقش آن در دلباختگیهای او مورد تحسین قرار میگیرد و شاعر در عین حال از درد و غم ناشی از عشق شکایت میکند. در این شعر، تنش و تضاد میان عشق و رنج به وضوح قابل مشاهده است. در انتها، شاعر به نزدیکی خود با خاک و عالم وجود اشاره میکند، انگار که در این حال و هوا به زندگی و هستی خود پیوند میخورد.
هوش مصنوعی: آموختم که چگونه باید بیاموزم، مانند استاد خود. به خاطر دارم که قلم قدیمیام مانند تیشهای است که فرهاد برای از بین بردن کوهها استفاده میکرد.
هوش مصنوعی: هر تار موی من به اندازهای ارزشمند است که در میدان عشق، سینهام را به تیغهای تیز و برنده تسلیم میکند، حتی اگر آن تیغه فولادی باشد.
هوش مصنوعی: زیبایی تو مانند رنگ گل است و نیازی به شراب و می نیست. چه نیازی به چیزی دیگر است وقتی که خداوند خود، این جمال را به تو داده است؟
هوش مصنوعی: در میان چمن، زیبایی تو باعث حسادت دیگران شده و این موضوع باعث شده که طرهٔ موی تو به هم بریزد.
هوش مصنوعی: در دل من درد و اندوهی عمیق وجود دارد و چشمانم به خاطر وضعیت بدی که دارم، اشک میریزند؛ چون تو در کمین نشستهای و با یک نگاه نافذ و فریبندهات مرا به دام خود میآوری.
هوش مصنوعی: زیبایی تو باعث شگفتی و شگفتآوری است و ناز تو نیز باعث میشود که هر عهد و قراردادی شکسته شود. چگونه میتوانم دل ناراحت را تسلی دهم؟
هوش مصنوعی: به کسی که در موقعیت دشواری قرار دارد، اجازه نمیدهند که اعتراض کند و اگر هم بخواهد فریاد بزند، تنها آه و نالهای از او برمیآید. این شرایط باعث میشود که هیچکس نتواند این همه ظلم و بیعدالتی را تحمل کند.
هوش مصنوعی: تو مرا به سخره گرفتی، اما من در دل افکارم نمیدانم چطور این گره را باز کنم، مانند بال پریزاد.
هوش مصنوعی: به کسی که به سادگی از کنار من میگذرد و بر من توجهی ندارد، میگویم که من از خاک و باد ساخته شدهام و به همین خاطر در آن نزدیکی هم برای من حسرتی وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ضبط کنم در نفس ناله و فریاد را
رنجه نسازم ز خود خاطر صیاد را
گر شودم رهنمون عشق سوی بیستون
بر سر کار آوریم تیشهٔ فرهاد را
فرض کنم گر دلم سنگ و ز آهن بود
[...]
ایزد قوت فزود ملت آزاد را
وانگه تأیید کرد سپهبد راد را
تا کند از بیخ و بن ریشهٔ بیداد را
گاه فزونی رسید معدلت و داد را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.