ای تازه به دیدار تو ایمان خرابات
رخساره و خطّت گل و ریحان خرابات
از زمزمه معذورم اگر مست و خرابم
دل می رود از دست به دستان خرابات
شمع و گل و می بر سر هم ریخته هرسو
جایی نتوان یافت به سامان خرابات
دود دل ما سنبل و ریحان مطراست
زخم جگر ما،گل خندان خرابات
در بهمن و دی آفت تاراج خزان نیست
عمری گذراندم به گلستان خرابات
مینای میش شب عوض شمع گذارند
از توبه مزاریست به میدان خرابات
داریم حزین ، این غزل از عارف رومی
او کافر خویش است و مسلمان خرابات



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذابیتهای دنیای خمار و خراباتی میپردازد. او از احساسات عمیق خود در برخورد با زیباییها میگوید و به حال و هوای مستی و نشئگی اشاره میکند. در این مکان، همه چیز به هم ریخته و در آشفتگی است، اما عشق و زیبایی در این فضای آشفته همواره وجود دارد. شاعر به زخم دل و غمهای خود نیز اشاره میکند و در نهایت توبه را به مثابهای از محنت در میدان خراباتیان میداند. او با اشاره به عرفان، بر پیوند خود با مضامین عارفانه تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای محبوب جدید، با دیدن تو به شرابخانه ایمان آوردهام، زیرا چهرهات همچون گل و بوی ریحان است که در آنجا پراکنده شده است.
هوش مصنوعی: من از اینکه در حال مستی و سرمستی صحبت میکنم، عذرخواهی میکنم. دل من از دستم رفته و به دستان عشق و شکیبایی سپرده شده است.
هوش مصنوعی: شمع، گل و شراب در هر طرف به هم ریختهاند و نمیتوان جایی را پیدا کرد که در آن خرابات به سامان و منظم باشد.
هوش مصنوعی: دود دل ما مانند عطر سنبل و ریحان است و زخمهای قلب ما، مانند گلهای خندان در میخانه جلوهگری میکنند.
هوش مصنوعی: در فصلهای سرد سال، هنگامی که پاییز رو به پایان است و درختان خزان را پشت سر گذاشتهاند، زندگیام را در شهری گذراندهام که پر از شادی و خوشی است.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و لطافت خاصی که در میهای شب وجود دارد اشاره میکند و میگوید که این زیبایی میتواند جایگزین شمع شود. همچنین، از توبه و ندامت در یک مکان معنوی صحبت میکند که در عوض آن، به فضایی پرهیجان و سرشار از نشاط اشاره میکند، یعنی خرابات، جایی که زندگی و لذتهای دنیوی در آن جریان دارد. به طور کلی، این جمله بیانگر تقابل میان تقدس و لذت است.
هوش مصنوعی: این شعر از عارف رومی بیانکننده حالتی است که شاعر به عشق و شیدایی خود اشاره میکند. او در این حالت به نوعی از تجلیات روحانی و معنوی دست یافته که باعث ایجاد شوری در دلش شده است. در این متن به تضاد میان کفر و ایمان اشاره شده که نشاندهنده دگرگونیها و تحولات درونی انسان در جستجوی حقیقت و زیبایی است. این مفهوم میتواند به عشق و جنون در راه عشق نیز مرتبط باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از اول امروز حریفان خرابات
مهمان توند ای شه و سلطان خرابات
امروز چه روزست بگو روز سعادت
این قبله دل کیست بگو جان خرابات
هرگز دل عشاق به فرمان کسی نیست
[...]
مائیم و می صحبت رندان خرابات
سرگشته در آن کوچه چو رندان خرابات
میخانهٔ ما وقف و سبیل است به رندان
جاوید به فرمودهٔ سلطان خرابات
مستیم و خرابیم و سر از پای ندانیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.