گرچه پیمانه ی می مشرق نور دگر است
باده را در گل رخسار، ظهور دگر است
دل مشتاق و زبانِ اَرَنی گوی کجاست؟
ور نه هر سنگ درین بادیه طور دگر است
هرکه را کشور دل ملک سلیمانی شد
در نظر هر دو جهان، دیدهٔ مور دگر است
چه عجب گر رود از نالهٔ من کوه ز جا
بر لبم زمزمه ی عشق، زبور دگر است
نمک عشق به داغ تو حلال است حزین
که نمکدان سخن را ز تو شور دگر است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأثیرات عشق و زیبایی بر دل و روح انسان میپردازد. او میگوید که هرچند ظواهر دنیا متفاوتاند، اما عشق و زیبایی در آنها نوری جدید به وجود میآورند. دل مشتاق انسان همواره در جستجوی زیبایی است و از این جستجو نمیتواند دست بکشد. شاعر بیان میکند که حتی در نالههایش نیز عشق را میتوان یافت و این عشق به شکلی خاص و منحصر به فرد در وجود او جاری است. در نهایت، او عشق را همچون نمک در داغهایش میداند که طعم زندگیاش را تغییر میدهد.
هوش مصنوعی: هرچند که ظرف شراب در شرق رنگ و نور خاصی دارد، اما جلوهی شراب در چهرهی زیبا، حال و حس متفاوتی را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: دل به شدت مشتاق است و زبانم میپرسد که معشوق کجاست؟ در غیر این صورت، هر سنگ و صخره در این بیابان به شکلی دیگر به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: هر کس که دلش به وسعت و قدرت سلیمان باشد، در نگاه او، جهان به گونهای دیگر دیده میشود.
هوش مصنوعی: عجب نیست اگر از گریه و نالهام، کوهها جابهجا شوند. روی لبم زمزمهای از عشق وجود دارد که مانند یک سرود جدید است.
هوش مصنوعی: محبت و عشق مانند نمکی است که میتواند درد و رنج را تحملپذیر کند. در اینجا، درد مربوط به عشق به تو است و در عین حال، کلام و سخن من از تو سرشار از شور و هیجان است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.