دمی که حرف وداعت به گوش میآید
دلم به رنگ جرس در خروش میآید
نگاه مستِ که دارد سر خرابی ما
که اشک از مژه، طوفان به دوش میآید
ز تاب می مگر آن چهره ارغوانی شد؟
که خون مشرب طاقت به جوش میآید
عبث، چه زخمه فلک میزند به تار تنم؟
مرا که از سر هر مو خروش میآید
دلم چو ساغر سیماب میتپد یارب
کدام رند ز مستی به هوش میآید؟
نسیم مصر وصال آنقدر گلوسوز است
که بوی پیرهنش، شعلهپوش میآید
دو روز با فلک سنگدل بساز حزین
که عاقبت به در میفروش میآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حال و هوای ناشی از وداع و جدایی میپردازد و احساسات خود را به تصویر میکشد. او در لحظه شنیدن خبر وداع، دلی پر از آتش و اشک مییابد و به زیبایی چهره معشوق میاندیشد که هنوز بر دل او تأثیر میگذارد. با اشاره به عذاب و رنجی که از جدایی میکشد، به مسألهٔ مستی و بیخویشی نیز اشاره دارد و از عشق و وصال میگوید که دردناک و شعلهور است. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که در برابر سختیهای زندگی باید صبر کند، چرا که گذر زمان و سرنوشت تغییراتی را به همراه خواهد آورد.
هوش مصنوعی: وقتی حرف جدایی تو به گوشم میرسد، دلم به شدت نگران و پرهیاهو میشود.
هوش مصنوعی: چشم زیبای او که به ما خیره شده، باعث میشود که ما در حال خرابی و ویرانی باشیم و اشکهایمان همچون طوفانی بر دوشمان سنگینی کند.
هوش مصنوعی: آیا آن چهرهی سرخ و زیبا از شوق و هیجان داغ نمیشود؟ که در این حال، خون در رگها به جوش میآید.
هوش مصنوعی: به چه دلیل آسمان بیدلیل به جسم من آسیب میزند؟ مگر من نیستم که از هر تار موی خود صدای ناله و فریاد بلند میکنم؟
هوش مصنوعی: دل من مانند یک جام نقره به شدت میکوبد. ای کاش میدانستم کدام شخص سرمست از شراب، به حال خود میآید و به هوش میرسد؟
هوش مصنوعی: نسیم هوای مصر به قدری دلپذیر و عاشقانه است که بوی پیراهن محبوب، همچون آتشافروزی در دلانگیز و شوقانگیز میرسد.
هوش مصنوعی: با روزهای سخت و دشوار زندگی بساز و خودت را ناراحت نکن، زیرا در نهایت، روزی میرسد که مشکلات حل میشوند و خوشبختی به سراغت میآید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو غنچه وقت سحر حلّهپوش میآید
نوای بلبل مستم به گوش میآید
گل از کرشمهگری سرخروی میگردد
چو سرو بسته قبا سبزپوش میآید
به وقت صبح ز باد بهار پنداری
[...]
چو تیغ بر کمر آن باده نوش می آید
زمین ز خون شهیدان به جوش می آید
عنان آه که در دل نگه تواند داشت
کله شکسته و کاکل به دوش می آید
بغل گشاده و پوشیده جامه گلرنگ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.