شب زلف تو در خیالم آمد
از بخت خود انفعالم آمد
بی رحم تر است غمزه، امروز
گویا رحمش به حالم آمد
یاد قد اوست قسمت من
شادم که، الف به فالم آمد
از حرمت خون دل شناسی
پیمانه کشی، حلالم آمد
آبی ای زخم تشنه بردار
اشک دریا نوالم آمد
گفتی نظر از جهان فروبند
کاینک رخ بی مثالم آمد
از هر مژه، زین اشارت، انگشت
بر دیده امتثالم آمد
خورشید رخ تو شد مقابل
جانی به تن هلالم آمد
چون آینه وصل بی حجابی
از حیرت آن جمالم آمد
افسرده دمان، حذر که چون شمع
حرفی به زبان لالم آمد
از دیده و دل کناره گیرید
وحشی نگهان، غزالم آمد
عشرتکده عدم، کجایی؟
از هستی خود ملالم آمد
اوراق دل حزین گشودم
عشق تو به وصف حالم آمد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق خود به معشوق سخن میگوید و حال و احوال روحیاش را در سایهٔ زلف و زیبایی او توصیف میکند. او از غم و اندوه ناشی از دوری و جدایی میگوید و اینکه چقدر این احساسات طاقتفرسا و بیرحماند. شاعر به یاد معشوقش و روحیهٔ شادابش اشاره دارد و عشقش را همچون شراب حلالی میداند که به جان او زندگی میبخشد. در این لحظات، او به زیباییهای معشوقش در مقابل خود مینگرد و احساس حیرت و شگفتی میکند. در نهایت، شاعر از احساس ملالت و افسردگی ناشی از نبود معشوق سخن میگوید و عشق را به عنوان منبع اصلی حال و احوالش معرفی میکند.
هوش مصنوعی: در خیال من شب زلف تو نمایان شد و از سرنوشت خودم دچار حالتی شگفت انگیز شدم.
هوش مصنوعی: امروز به نظر میرسد که غمزه بیشتر از همیشه بیرحم است و انگار هیچ رحمی به حال من ندارد.
هوش مصنوعی: به یاد اوست که من خوشحالم، زیرا حرف اول تقدیرم با الف آغاز شد.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی بیانگر این است که کسی که با عمق و سختیهای زندگی آشناست و به دردها و رنجها پی برده، میتواند از برخی اقدامات یا تصمیمات خود بگذرد و آنها را مجاز بداند. در واقع، درک عمیق از احساسات و تجارب ممکن است باعث شود که انسان برخی مسائل را با چشمپوشی بنگرد و به آنها اجازهی وقوع دهد.
هوش مصنوعی: به این صورت میتوان گفت که: ای آب، زخم تشنهام را درمان کن، اشکهای من همچون دریا جاری شدهاند.
هوش مصنوعی: گفتی که نگاهت را از دنیا و جلوههای آن برگردان، چرا که اکنون چهرهای بینظیر و منحصر به فرد پیش رویت قرار دارد.
هوش مصنوعی: از هر مژه، به نشانهای، انگشت بر چشم من گذاشته شد.
هوش مصنوعی: چهرهی زیبای تو مانند خورشید، برای جان من نور میآورد و به من حیات میبخشد. در واقع، زیبایی تو به قدری درخشان و دلنشین است که مانند هلال ماه در زندگیام ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که به وصال معشوق رسیدم، بی هیچ پرده و هراسی، حیرت و شگفتی از زیبایی او من را فراگرفت.
هوش مصنوعی: در زمان افسردگی، باید مراقب باشی که چون شمع خاموش، نمیتوانی سخنی به زبان بیاوری.
هوش مصنوعی: از چشم و دل خود دوری کنید، ای وحشی! چرا که غزلی در راه است.
هوش مصنوعی: کجایی ای مکان خوشی و شادی؟ از وجود خودم خسته و دلزدهام.
هوش مصنوعی: در دل غمگینم، به یاد تو صفحههایی را ورق زدم و حال و وضع خود را توصیف کردم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.