فروزان کن ز رخ، کاشانهای چند
بسوزان شمع من، پروانه اى چند
فغانم گوش کن امشب که فردا
ز من خواهی شنید افسانه اى چند
دلم داند به پاس آشنایی
چها دید، از وفا بیگانه اى چند
گران خوابان غفلت را شکستم
خمار، از نعرهٔ مستانه ای چند
خماری نیست خون عاشقان را
سرت گردم، بکش پیمانه ای چند
به هر دفتر ز کلک آتش آلود
ز ما مانده ست آتشخانه ای چند
حزین از فوت فرصت با صد افسوس
کشیدیم آه بی تابانه ای چند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال و احساسات خود میپردازد. او میخواهد تا شمعی روشن کند و با آمدن شب، آرام و حزنآلود به غم و فراق عشق خود بپردازد. دعا و ناله او نشاندهندهٔ دردهای عاشقانه و یادآوری لحظات گذشته است. همچنین، شاعر به یادآوری وفا و بیوفایی در روابط اشاره میکند و از غفلت و خواب آشفته خود سخن میگوید. در نهایت، حزین از ضیاع فرصتها و حسرتهای فراوانی که با خود دارد، ابراز ناامیدی میکند.
هوش مصنوعی: چهرهات را روشن کن و چندین کاشان (یک نوع پارچه) بسوزان. شمع من را روشن کن تا پروانههایی به دور آن بچرخند.
هوش مصنوعی: امشب به فریاد من گوش کن، زیرا فردا داستانهایی از من خواهی شنید.
هوش مصنوعی: دل من خوب میداند که به خاطر آشنایی چهقدر سختیها و دردها را تحمل کردهام و از کسانی که به وفا نسبت به من بیتوجه بودند، چه قدر رنج کشیدهام.
هوش مصنوعی: من از صدای شاد و پرهیجان مستانهای چند، خواب سنگین غفلت را بههم زدم و آن را شکست دادم.
هوش مصنوعی: خستگی و درد عاشقان را فراموش کن، به خاطر تو آمادهام و میخواهم چند جام بکشیم.
هوش مصنوعی: در هر دفتری که از قلم ما اثر مانده، چندین آتشخانه ایجاد شده است.
هوش مصنوعی: ما با اندوه و صد اندوه، از دست دادن فرصتها آهی نالهوار کشیدیم و غمگینانه به یاد آنها فکر کردیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.