بوی زلفی به گریبان صبا ریخته اند
طرفه شوری به دماغ دل ما ریخته اند
به سر کوی تو ای قبلهٔ ارباب نیاز
نقش پیشانی دل تا به سما ریخته اند
صفحهٔ خاطر افلاک ندارد ز انجم
اینقدر داغ که در سینه ما ریخته اند
کام بخشان جهان با کف فیّاض چو ابر
عرق شرم، به دامان گدا ریخته اند
در بیابان محبت عوض ربگ روان
پاره های دل ارباب وفا ربخته اند
راز کونین حزین ، از دل روشن پیداست
طرح این آینه را خوش به صفا ریخته اند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف حال و هوای عشق و دلبستگی خود میپردازد. او از بوی زلف یار سخن میگوید که دلش را تسخیر کرده و شوری در زندگیاش ایجاد کرده است. محبت و نیاز به معشوق را در فضایی که به نظر میرسد همه زیباییها از دل او جاری شدهاند، بیان میکند. در این بیابان عشق، وفاداری و دلتنگی نمود پیدا میکند و در نهایت، راز زندگی و وجود را در روشنایی دل خود مییابد. شاعر از صفا و زیبایی آینهای سخن میگوید که نشاندهنده عمق احساسات اوست.
هوش مصنوعی: نسیم خوشبویی از زلف محبوب به گریبان ما وزیده و حالتی مشاهدهناپذیر در دل ما به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: در کنار کوی تو، ای منبع عشق و امید، عکس دل من مانند نقشی بر پیشانیام به آسمان پاشیده شده است.
هوش مصنوعی: آسمان نتواند به خاطر خود از ستارهها این اندازه داغی داشته باشد که در دل ما وجود دارد.
هوش مصنوعی: جهان پر از نعمتها و لذتهاست که مانند باران، از دستی generous بر بندههای نیازی چون گدا نازل شده است. این نعمتها به اندازهای است که گویی دست فیاض آسمانی، عرق شرم خود را بر دوش افراد مستحق میریزد.
هوش مصنوعی: در صحراي عشق، به جای آب روان، تکههای دل وفاداران بر زمین افتاده است.
هوش مصنوعی: راز جهان حزنانگیز، از دل روشن آشکار است. این آینه با طرحی زیبا و خالص، به طرز خوشی ساخته شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.