کوته نظران زلف سیه کار ندانند
این مرده دلان فیض شب تار ندانند
جانسوز دیاریست محبت، که طبیبان
رسم است که حال دل بیمار ندانند
ما باخته دینان، ادب کفر ندانیم
نو برهمنان بستن زنار ندانند
مغروری حسن است که در جلوه گه او
جانبازی یاران وفادار ندانند
بی پرده تماشایی آن حسن لطیفند
بالغ نظران، پرده پندار ندانند
دارند حریفان هوس خاطر شادی
دل باختگان غیر غم یار ندانند
دستان زن دیرینه ی گلزار، حزین است
این نوسخنان شیوهٔ گفتار ندانند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای عشق و زیبایی میپردازد و به محدودیت فهم و درک مردم عادی اشاره میکند. او بیان میکند که کوتهنظران نمیتوانند زیبایی و عمق عشق را درک کنند و فقط دلباختگان واقعی میتوانند از فیض آن بهرهمند شوند. همچنین، شاعر به مشکلاتی که عاشقان با آن مواجهاند، از جمله نبود فهم و صداقت در روابط اشاره میکند و تأکید دارد که حس زیبایی و عشق حقیقی تنها بر عدهای که از درک عمیقتری برخوردارند، عیان میشود. در انتها، او به استادی و تجربه خود در عشق اشاره میکند و میگوید که کسانی که ندیدهاند، نمیتوانند شیوه گفتار عاشقانه او را درک کنند.
هوش مصنوعی: کسانی که دیدگاه محدودی دارند، نمیتوانند beauty و جذابیت زلفهای سیاه را درک کنند. افراد بیحس و سرد نیز نمیفهمند که شب تار چه زیباییهایی دارد.
هوش مصنوعی: محبت در این دیار بسیار دلسوز و عمیق است، به طوری که پزشکان هم نمیتوانند حال دل بیمار را درک کنند.
هوش مصنوعی: ما کسانی که دین را باختهایم، ادب کفر را نمیدانیم؛ نوآوران و جمعآوران، چگونگی بستیدن زنار (دستمال) را نمیشناسند.
هوش مصنوعی: زیبایی تو آنقدر مغرورانه است که دوستان وفادارت حتی حاضر نیستند برای دیدنات فداکاری کنند.
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت آن چهره دلنواز، به وضوح برای هر نگاه نافذی قابل مشاهده است، اما کسانی که تحت تأثیر توهمات خود هستند، قادر به درک آن نیستند.
هوش مصنوعی: رقیبها نمیدانند که دل باختگان به غیر از غم یار، آرزویی برای شادی ندارند.
هوش مصنوعی: دستهای زن کهن باغ، غمگین است و این سخنان جدید را نمیشناسند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سر مستی ما مردم هشیار ندانند
انکار کنان شیوهٔ این کار ندانند
در صومعه سجاده نشینان مجازی
سوز دل آلودهٔ خمار ندانند
آنان که بماندند پس پردهٔ پندار
[...]
غفلت زدگان دیدهٔ بیدار ندانند
از مردهدلی قدر شب تار ندانند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.