بیخودان بانگ اناالحق که درین دار زدند
آتشی بود که در خرمن پندار زدند
عاشقان را نرسد غیرگل داغ، چو شمع
آتشین لاله درین بزم به دستار زدند
حال جان سوختگان، سوخته جانان دانند
رهروان، زابله آبی به خس و خار زدند
عید دیدار مبارک به جگر سوختگان
که عجب نقشی از آن روی عرق بار زدند
شد چو پیراهن فانوس فروزان به نظر
آستینی که به مژگان شرر بار زدند
خال مشکین تو را زد چو رقم کلک قضا
داغ حسرت به دل نافهٔ تاتار زدند
داغ دل خوش، که صفیری به خراش جگرم
دوش در حلقهٔ مرغان گرفتار زدند
خوش بهشتی ست غم عشق که مرغان اسیر
در قفس قهقهٔ کبک به کهسار زدند
از طرب چون نخروشد رگ جان تو حزین ؟
کز دم تیغ ستم زخمه برین تار زدند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با به تصویر کشیدن حال عاشقان، به عشق و سوختن دلهای آنها اشاره میکند. او از بانگ «انا الحق» به عنوان آتشی یاد میکند که در دلهای بیخودان دمیده شده و زندگی عاشقان را تحتتأثیر قرار داده است. در این بزم عشق، دیوانهگان و سوختگان شرایط غمانگیزی دارند و غم و شادی در هم تنیده است. شاعر به زیبایی و شیرینی غم عشق اشاره میکند و آن را به عطر گل و شمع میسازد؛ حال آنکه این غم، هم داغی سخت و هم نشاطی خاص به همراه دارد. در نهایت، او به وضعیت خود و دیگر عاشقان اشاره میکند که چگونه عشق و حسرت در زندگی آنها نقش اساسی دارد.
هوش مصنوعی: بیدلیل برخی افراد فریاد "من حقیقت هستم" را سر دادند. این صدا مانند آتش سوزانی بود که به خرمن افکار و تصورات نادرست آنها آسیب رساند.
هوش مصنوعی: عاشقان فقط با دیدن گل داغ و روشنایی آن احساس میکنند. در این مهمانی، شمعی مانند لاله آتشین به دستار بزم زده شده است.
هوش مصنوعی: عاشقانی که جانشان داغ است، میدانند حال سوختهدلها چگونه است. رهروان، به سوی زابله (مکانهایی که پر از آب است) رفته و در میان خس و خار حرکت میکنند.
هوش مصنوعی: عید دیدار برای کسانی که دلشان پر از درد و سوختگی است، مبارک باد. چه شگفتانگیز است که از چهره زیبای او، رنگی به دلهای سوخته بخشیدهاند.
هوش مصنوعی: پیراهن درخشان مانند فانوسی شده است و آستینی که به زیبایی و با مژگان پرشور تزئین شده، توجه را جلب میکند.
هوش مصنوعی: خال سیاه تو همچون نشانهای از تقدیر بر دل من زخم حسرت زده است، چنان که بر موی تاتارها.
هوش مصنوعی: دل خوش و شاداب من، به خاطر صدای نغمهٔ پرندگان در شبی که به دل من زخم زده و جگرم را آزرده کردند، شعلهور است.
هوش مصنوعی: غم عشق بهشتی زیبا است، زیرا پرندگان اسیر در قفس، صدای خنده کبک را در کوهستان میزنند.
هوش مصنوعی: وقتی که سرزندگی و شادابی از وجود تو نرود، چرا باید روح تو غمگین باشد؟ زیرا به خاطر فشار و ظلمی که بر تو آمده، زخمهایی بر این تار وجودت افتاده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.